مباحثه‌ای در باب ربا

در مسير برگشت از اردوی جنوب با حاج آقا قاسمی همکوپه بوديم. فرصت را مغتنم شمردم و نظر ايشان را درباره مباحث مرتبط با ربا پرسيدم. قبل از هر چيز توصيفی از شخصيت اين حاج آقا: اوايل انقلاب دانشجوی کارشناسی رياضی در دانشگاه شريف بوده (يک معمای رياضی پيچيده رو آنلاين توی سفر حل کرد). بعد از گرفتن ليسانس به حوزه علميه شهرشان می‌رود و درس طلبگی می‌خواند. هم‌اکنون معاون نهاد در شريف است. بشدت در بين بچه‌ها محبوب است. اهل شمال. در مباحث فرهنگی بشدت اصلاح‌طلب بنظر می‌آيد. جبهه را ديده هم کردستان هم خوزستان. حقوقش کمی از نگهبان دانشگاه بيشتر است. در مورد تدفين شهدا نظرش اين بود که بهتر بود شهدا را برمی‌گرداندند. نمی‌گذاشت کسی از مخالفين بدگويی کند. پايه بحث ازدواج.

پرسيدم: حاج آقا من تا جايی که درباره ربا می‌دانم مفهوم آن اين است که قرضی بدهيم و شرط کنيم که منفعتی اضافه بدست آوريم. حالا در قرارداد رهن ما عملا همين کار را می‌کنيم. پول قرض می‌دهيم تا از خانه استفاده کنيم. (يادمان باشد مسوول دفتر استفتائات رهبری اين استدلال را تاييد کرده بود و رهن کامل را رد کرده بود). حاج آقا: درسته اگر ما به اين صورت مساله را ببينيم. اين اصلا رهن نيست (بمعنای اسلامی) چون از مورد رهن اصلا نمی‌شود استفاده کرد. (تا جايی که می‌دانم رهن در اسلام بمعنای وثيقه برای تضمين برگشت اصل قرض است و نمی‌توان از آن استفاده کرد وگرنه ربا می‌شود). پس اين رهن اصلا رهن نيست. اين را می‌توان در باب اجاره توجيه کرد. (تا اينجا ظاهرا حاج آقا هم رهن فعلی را ربوی می‌داند) در اجاره می‌توان شرط مطرح کرد. مثلا من می‌گويم اين خانه را به تو اجاره می‌دهم به ماهی فلان قدر بشرط اينکه ۵ ميليون به من قرض بدهی (احتمالا منظورشان اين است که مبلغ اجاره حتی می‌تواند خيلی کم باشد در حد هيچ ضمنا اين همان معکوس نوشتن قرارداد است احتمالا). مهم نيست که در بازار می‌گويند هر يک ميليون معادل ماهی ۳۰ هزار تومان و فلان. ما که نيتمان اين نبوده ما نيتمان ربا نبوده نيتمان اجاره بوده. پرسيدم:‌ يعنی خود علما به اين مساله عمل می‌کنند؟ حاج آقا: بله اگر مبتلا بشوند عمل می‌کنند.

بعنوان انتقاد به اين استدلال تنها می‌توانيم به اين مساله اشاره کنيم که اگر يک عمل واحد (مثل اجاره خانه به ۵ ميليون پول پيش و ماهی ۶۰ تومن) از يک راه استدلالی حلال و از راهی ديگر حرام جلوه کند بهر حال دست کم يکی از استدلال‌ها يا هر دو غلط است. مثلا فرض کنيد آيا ما می‌توانيم به بهانه اينکه شرط ضمن اجاره درست است يک شرط اساسا حرام قرار دهيم مثلا شرط کنيم طرف فعل حرامی را مرتکب شود؟ مسلما نمی‌توانيم. حال بطريق مشابه برای گذاشتن هر شرط ديگری هم بايد آنرا مستقلا و از زاويه خود آن شرط بررسی کنيم. راه ديگر از قول شهيد بهشتی اين است که واقعا به قلبمان مراجعه کنيم ببينيم چکار کرده‌ايم؟ آيا صرفا يک شرط ضمن اجاره گذاشته‌ايم يا به جيبمان نگاه کرده‌ايم ديديم مثلا می‌توانيم ۵ ميليون پول پيش بدهيم. بعد رفتيم به بنگاهی گفتيم جواب داد که رهن اين خانه ۷ ميليون است و ناچار بايد معادل دو ميليون آنرا اجاره بدهی يعنی ماهی ۶۰ تومان. يعنی به اندازه‌ای که پول بدهی با بهره ۳۶٪ از اجاره‌ات کم می‌شود.

/ 0 نظر / 10 بازدید