تحليل های اطلاعاتی

بخشی از پيام امام به گورباچف رهبر شوروی: ..... آقای گورباچف!
.... لازم دانستم این موضوع را به شما گوشزد كنم كه بار دیگر به دو جهان بینی مادی و الهی بیندیشید. مادیون معیار شناخت در جهان بینی خود را حس دانسته و چیزی كه محسوس نباشد، از قلمرو علم بیرون میدانند و هستی را همتای ماده دانسته و چیزی را كه ماده ندارد، موجود نمی‌دانند. قهراً جهان غیب مانند وجود خداوند تعالی و وحی و نبوت و قیامت را یكسره افسانه می‌دانند. در حالی كه معیار شناخت در جهان بینی الهی اعم از حس و عقل میباشد و چیزی كه معقول باشد، داخل در قلمرو علم می‌باشد گرچه محسوس نباشد. لذا هستی اعم از غیب و شهادت است و چیزی كه ماده ندارد می‌تواند موجود باشد و همانطور كه موجود مادی به مجرد استناد دارد، شناخت حسی نیز به شناخت عقلی متكی است.
... اصولاً میل نداشتیم شما را در پیچ و تاب مسائل فلاسفه اسلامی بیندازیم. فقط به یكی دو مثال ساده و فطری و وجدانی كه سیاسیون هم میتوانند ازآن بهره ببرند بسنده می‌كنیم: این از بدیهیات است كه ماده و جسم هرچه باشد از خود بی خبر است. یك مجسمه سنگی یا مجسمه مادی انسان هر طرف آن از طرف دیگرش محجوب است، در صورتی كه به عیان می‌بینیم كه انسان و حیوان از همه اطراف خود آگاه است؛ میداند كجاست، در محیطش چه می‌گذرد، در جهان چه غوغایی است. پس در حیوان و انسان چیز دیگری است كه فوق ماده است و از عالم ماده جدا است و با مردن ماده نمی‌میرند و باقی است. انسان در فطرت خود هر كمالی را بطور مطلق میخواهد و شما خوب میدانید كه انسان میخواهد قدرت مطلق جهان باشد و به هیچ قدرتی كه ناقص است دل نبسته است. اگر عالم را در اختیار داشته باشد و گفته شود جهان دیگری هم هست فطرتاً مایل است آن جهان را هم در اختیار داشته باشد. انسان هر اندازه دانشمند باشد و گفته شود علوم دیگری هم هست، فطرتاً مایل است آن علوم را هم بیاموزد. پس قدرت مطلق و علم مطلق باید باشد تا آدمی دل به آن ببندد؛ آن خداوند متعال است كه همه به آن متوجهیم گرچه خود ندانیم. انسان میخواهد به حق مطلق برسد تا فانی در خدا شود. اصولاً اشتیاق به زندگی ابدی در نهاد هر انسانی نشانه وجود جهان جاوید و مصون از مرگ است.

در هفته های اخير نوعی جنگ خبری ميان ايران و آمريکا در جريان بود که در آن طرفين اخباری را در زمينه مسايل اطلاعاتی فاش کردند. در اولين قدم آمريکا به تعداد زيادی از اعضای گروهک منافقين اجازه داد بعنوان توابين به ايران بازگردند. ايران هم بدليل استفاده تبليغاتی ازين موضوع استقبال کرد و در عين حال روزنامه جمهوری اسلامی هشدار داد که بايد مراقب تحرکات اين توابين بود. آمريکا هم پس از چندی اعلام کرد که از منافقين برای جاسوسی در داخل ايران استفاده خواهد کرد. بنظر ميرسد اين اقدام بمنظور مشغول کردن نيروهای اطلاعاتی ايران به نظارت بر تعداد زيادی عوامل کم اهميت و ايجاد پوشش برای مامورين اصلی انجام شده باشد. مشابه اين تاکتيک در کودتای ۲۸ مرداد انجام شد. در آن زمان شايعات زيادی بر سر زبانها افتاد که برادران رشيديان مشغول فعاليت برای کودتا بر عليه مصدق هستند. رواج اين شايعات موجب دستگيری برادران رشيديان شد اما به نظر عبدالله شهبازی مصدق چون آنها را بدرستی در حد اين کارها نمی ديد آنها را آزاد کرد. اين شايعات با هدف انحراف نظرها از عوامل اصلی کودتا يعنی شاپور ریپورتر (مسوول عمليات در صحنه اينتليجنس سرويس انگليس) و کرميت روزولت (مقام بلندپايه سيا که به ايران آمده بود) طراحی شده بود. همچنين آمريکا اعلام کرد که يک شبکه بزرگ جاسوسی اش در اواسط دهه ۹۰ در ايران متلاشی شده است. بنظر می رسد آمريکا بشدت مشغول مظلوم نمايی اطلاعاتی است و معلوم می شود تلاشهای جدی در داخل ايران سازماندهی کرده است که احتمالا دست کمی از تلاش برای براندازی مصدق ندارد.

/ 0 نظر / 5 بازدید