لبنان

در کشور سه ميليونی بيش از يک و نيم ميليون نفر در تظاهرات ضد آمريکايی طومار توطئه آمريکا و رژيم صهيونيستی را در هم پيچيدند. اين تظاهرات عظيم مرا بياد تظاهرات عظيم مسلحانه بعلبک در جنوب لبنان با فراخوان امام موسی صدر انداخت که رعب و وحشت را در دل اسرائيل و حاميانش انداخت و اعلام آغاز حرکت بيداری اسلامی در لبنان بود. ياد مدير مدرسه صنعتی جبل عامل به خير که ايتام شيعه را در پناه خود گرفت و به آنها ياد داد چگونه می توان آهن سخت را تراشيد و از آن درآمدی کسب کرد. و چگونه می توان روح پاک را صيقل داد تا به درجه رفيع شهادت با وضوی خون وارد شد. عکس ابوالفضل شهيد لبنانی بر بالای تخته سنگ را يادت هست؟‌ عکس مدير مدرسه با سر طاس در ميان ايتام جبل عامل را چطور؟‌

چمران خوی مهربانی گيرايی داشت که اگر اينگونه نبود هرگز معلم نمی بود. کسی که روزگاری ترانزيستورهای فوق سريع برای بمب های هيدروژنی آمريکا می ساخت حالا کاغذ امام در دست به لبنان در زير بمبارانها قدم می گذاشت تا حرکت محرومين را بنيان گذارد و جنبش آرزو (امل)‌ را به حرکت آورد. اگر روزی کتاب لبنان چمران به دستتان رسيد بخوانيد ماجرای نبعه شهيد را ... وصف دلاوران بعلبک را ... وصف رقص مرگ شاگرد مدرسه را در برابر سلاحهای خودکار اسرائيل ... وصف وليد جنبلاط خائن را.

فارغ التحصيلها: يادم باشد حتما به دست بوسش بروم ... در مدرسه افسانه ای بود که می گفت هر هفت سال نسلی ظهور می کند که رسالت مهمی بر دوش خواهد داشت .... آقای سروری تودار و هميشه مؤدب بود ... هيچ وقت نديدم عصبانی باشد ... اهل ادبيات بود و چند ساعتی وقت صرف کرد تا پيدا کردن وزن شعر را به من بياموزد ... چند سال پيش در يکی از شبهای محرم در مدرسه سرگردان بودم ... ديدم چراغ اتاقش روشن است ... از پله ها بالا رفتم در زدم و داخل شدم ... بسرعت هر چه بود جمع می کردند .... اندکی مهربانتر از هميشه جواب سلامم را داد ... آخر اشک در چشمهايش حدقه زده بود ... فهميدم که پنهانی با هادی مقتل می خوانده اند و اشک می ريخته اند و من چه بی موقع وارد شده بودم! ... خواستم بيرون بروم که گفت :‌ چايی بريزم برايت ... بدبختانه چای خيلی داغ بود وگرنه سه سوت می خوردم و می رفتم ... آقای سروری نامش شهرام بود ... اما به فضل معلمی که بر ما داشت هميشه برای ما آقای سروری بود ... و معلم نه آنست که بتو رياضی و فيزيک می آموزد .. بلکه ... و نفخت فيه من روحی ... گونه است ... بخشی از وجود تو است ... و فرقی نمی کند دکترای الکتروفيزيک داشته باشد يا يک معلم ساده فيزيک مدرسه راهنمايی باشد ... معلمی شغل انبياست. 

/ 0 نظر / 5 بازدید