سياست خارجی جهان اسلام

۱- احمدی نژاد ضعيف‌ترين حلقه اتحاديه غرب را هدف قرار داده است. در کنفرانس خبری ديروز احمدی نژاد اعلام کرد که قدرتها بايد دست از تحقير ملت آلمان بخاطر مسايلی که ۶۰ سال پيش توسط ديگران انجام شده بردارند. در واقع جهان اسلام در مواجهه با غرب نياز به يک وحدت تبليغاتی داشت که با حملات پرحجم احمدی نژاد عليه بحث هولوکاست در ابتدای دوران رياست جمهوری اين وحدت شکل گرفت. درست مانند قضيه سلمان رشدی که کل عالم اسلامی و حتی دولتها به حمايت از موضع امام خمينی (ره) برخاستند اينجا نيز جهان اسلام بطور متحد بر عليه غرب وارد عمل شد. بيهوده نبود که غرب واکنش شديدی نشان داد آنها می‌دانستند که در حال از دست دادن سيطره تبليغاتی خود هستند. با اين موضع‌گيری پرسروصدای رييس جمهور غرب در يک موضع دوگانه قرار گرفت و مجبور به خودزنی شد. آنها چه اعلام می‌کردند که هولوکاست واقعيت داشته و چه آنرا نفی می‌کردند دچار شکست تبليغاتی می‌شدند. دور نيست که غرب در آينده‌ای نزديک مجبور به پذيرفتن ترديدها درباره هولوکاست شود زيرا مخصوصا از چند ماه پيش به اين طرف جريانات مربوط به محاکمه آزادانديشان منتقد هولوکاست در غرب حيثيت آنها را بر باد داده است. البته انفعال غرب خيلی بيشتر است حتی در قضيه حجاب هم واکنش آنها بشدت انفعالی است. در واقع الان ديگر يک غربی نمی‌تواند از آزادی حرف بزند مسخره‌اش می‌کنند.

 بايد دانست که مردم آلمان از اينکه بدليل جنگ جهانی دوم مدام تحقير می‌شوند در رنج و عذابند و بروز جريان‌های نژادپرستانه نيز ارتباط زيادی با اين خشم فروخورده دارد. بنابراين احمدی‌نژاد درست به وسط هدف زده است و قلب‌های آلمانی‌ها را تسخير خواهد کرد. حتی مخالفت‌های پرسروصدای مقامات آلمان با برنامه هسته‌ای ايران بيشتر برای اين است که در آينده به خود آنها هم مجوز توليد سلاح هسته‌ای داده شود. احمدی‌نژاد بدرستی از آنها سوال کرد چرا شما هنوز سالانه به اسراييل غرامت هولوکاست می‌دهيد در حالی که اصلا اين موضوع وجود خارجی نداشته است. بنظر می‌رسد در موضوع تعامل با غرب ايران رهبری جهان اسلام را بدست گرفته و نويسندگان در سراسر جهان اسلام مواضع احمدی نژاد را پشتيبانی و تکثير می‌کنند. و اين اولين بار شايد در طول تاريخ است که ايران و جهان اسلام در يک محور تهاجمی در مورد مسايل داخلی غرب قرار می‌گيرند و بنحو موفقيت آميزی آن را با مسايل اسلام (فلسطين) گره می‌زنند. اين را قرار دهيد در کنار پيوستن يک به يک کشورهای اسلامی به باشگاه هسته‌ای تا ابعاد چرخش تاريخی را بدست آوريد.

۲- مساله مذاکره با آمريکا همانطور که قبلا هم گفتم در رابطه با لوث کردن بحث هسته‌ای حتما مد نظر خواهد بود اما الان طرحش يک مقداری شتابزده و زود بنظر می‌رسيد (کما اينکه منتفی هم شد). مجال تحليلی در اين مورد ارائه داده که آنرا نوعی اشتباه از طرف اصولگرايان قلمداد کرده است. من فکر می‌کنم مقداری پيچيده‌تر باشد. مهمترين موضوعی که توجه همه را به خود جلب کرده تغيير مواضع هسته‌ای هاشمی پس از انتخاب احمدی نژاد است. تعجب من ازين بود که آيا واقعا رهبر چنين قدرتی کسب کرده که اينطور مواضع هاشمی را کنترل کند و حتی بدليل اظهارات ناهماهنگ در مشهد وی را به تهران احضار کند؟ بنظر می‌رسد نوعی ائتلاف داخلی در ايران شکل گرفته است. به اين معنی که هاشمی قول داده از سياست‌های احمدی‌نژاد در پرونده هسته‌ای حمايت کند و در مقابل اصولگرايان هم پذيرفته‌اند دست از مخالفت با مذاکره که آرزوی قلبی رفسنجانی است (و هر کس يکبار خطبه‌های هاشمی را گوش کرده باشد از عمق اين آرزو آگاهست!) دست بردارند. اگر چنين ائتلافی صورت گرفته باشد بنفع اصولگرايان است چون از مذاکره با آمريکا هم چيزی عايد کسی نخواهد شد.

۳- اين روزها شهرداری قانون وضع کرده که ساختمان‌های بالای ۴ طبقه بايد آسانسور داشته باشند. ای کاش آسانسورها دارای نوعی سامانه دربست بودند چون به دلايل مختلف ممکن است کسی بخواهد بتنهايی از آن استفاده کند. مثلا يک خانم معمولا از سوار شدن به آسانسور به تنهايی اضطراب دارد. همچنين اصولا اسلام تنها شدن زن و مرد نامحرم در مکان دربسته را بشدت نهی کرده. افراد ممکن است با خانواده سوار شده باشند و دوست نداشته باشند غريبه وارد شود. همچنين مردان ممکن است دوست نداشته باشند با يک خانم بدحجاب با انواع برهنگی‌ها در يک مکان قرار بگيرند. البته شنيده‌ام در عربستان آسانسورها به همين شکل هستند و يک دکمه دربست دارند. از نظر فنی کار بسيار آسانی است کافی است چند خط به برنامه کنترل آسانسور اضافه شود. اميدوارم طراحان مراعات رفاه حال مردم را بکنند. اين دغدغه‌ها فقط مال مذهبی‌ها نيست بلکه هر پدر و مادری برای فرزندانشان بخصوص دخترها نگرانی دارند.

/ 0 نظر / 8 بازدید