﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>پياده رو خاطرات</title>
    <description>pyadero-khaterat's description</description>
    <link>http://pyadero-khaterat.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <managingEditor>محمد </managingEditor>
    <lastBuildDate>Wed, 01 Nov 2006 04:21:00 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>انتقال به پارسی‌بلاگ</title>
      <description>&lt;p&gt;به اطلاع می‌رساند این وبلاگ به آدرس pyaderokhaterat.parsiblog.com در سرویس‌دهنده پارسی بلاگ انتقال یافت.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ویژگی مثبت پارسی‌بلاگ میزبانی آن روی سرور ایرانی سروش رسانه متعلق به صدا و سیما است که باعث می‌شود برای دانلود وبلاگ نیازی به استفاده از خطوط ارتباطی بین‌المللی نباشد. به همین دلیل پارسی بلاگ بسیار سریعتر از بلاگرهای دیگر است و همچنین در مواردی که ارتباطات خارجی قطع می‌شود (برای مثال در شرایط بد آب و هوایی که ارتباطات ماهواره‌ای محدود و کند می‌شوند یا در پیک مصرف پهنای باند) این موضوع هیچ تاثیری بر پارسی‌بلاگ نخواهد داشت. پارسی‌بلاگ یک سرویس‌دهنده به تمام معنا متعهد است و در آنجا خبری از وبلاگ‌های مستهجن نیست. از این فرصت استفاده می‌‌کنیم و اعتراض خود را نسبت به سوءعملکرد مدیر پرشین‌بلاگ در ایجاد جنجال خبری و همدستی با دشمنان این مملکت در مورد فیلترینگ اشتباه و چند دقیقه‌ای پرشین‌بلاگ اعلام می‌کنیم (در این زمینه به وبلاگ پاسداران مراجعه کنید). از دیگر وبلاگ نویسان متعهد هم می‌خواهم که با هجرت به پارسی‌بلاگ به کاهش وابستگی اینترنتی ایران به شیطان بزرگ آمریکا کمک کنند. &lt;/p&gt;</description>
      <link>http://pyadero-khaterat.persianblog.ir/post/132</link>
      <author>محمد </author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=293665&amp;postID=4843817</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-293665.post-4843817</guid>
      <pubDate>Wed, 01 Nov 2006 04:21:00 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>انتخابات آمريکا</title>
      <description>&lt;p&gt;دو هفته دیگر انتخابات کنگره و سنای آمریکا برگزار می‌شود. انتخاباتی که می‌تواند بر سرنوشت بسیاری از مسایل مهم جهانی تاثیرگذار باشد و دولت‌ها در سراسر جهان منتظرند ببینند حجم انفجاری این تحول سیاسی چقدر خواهد بود؟ تمام پیش‌بینی‌ها حاکی از پیروزی بزرگ یا کوچک دموکرات‌هاست ..... البته جهان اینقدر در سالهای اخیر با حاکمیت جمهوری‌خواهان و مخصوصا جناح نومحافظه‌کار آنان مواجه بوده که تقریبا بدشواری می‌تواند پیامدهای شکست آنها و سیاست‌های جدید ایالات متحده را پیش‌بینی کند. در بسیاری موارد الگوهای روشنی وجود دارند که ظاهرا در میان مردم و نخبگان آمریکا در مورد آنها اجماع نسبی بوجود آمده است و تنها برای اجرایی شدن نیازمند یک تکان شدید در سیستم هستند. برخی آثار دیگر نیز ناخواسته و بازتابی از شرایط جهانی آمریکاست ....&lt;/p&gt;&lt;p&gt;۱- شرق آسیا: به قدرت رسیدن یک جناح تر و تمیز و اتو کشیده در آمریکا متحدین یا وابستگان این کشور را در منطقه نسبت به میزان جدیت واشنگتن در دفاع از آنها در مقابل تسلیحات هسته‌ای کره شمالی در تردید قرار خواهد داد. در صورتی که موشک بالستیک جدید کره شمالی توان رسیدن به سواحل کالیفرنیا یا دست‌کم ایالت واشنگتن و آلاسکا را داشته باشد آیا واقعا هیچ سیاست‌مداری باور خواهد کرد که آمریکا هر گونه حمله اتمی کره شمالی به کره جنوبی یا ژاپن را با حمله هسته‌ای پاسخ دهد؟ احتمال چنین کاری تقریبا زیر صفر باید باشد! بنابراین حتی اگر دولت دمکرات آینده آمریکا بلافاصله اقدام به قدرت‌نمایی شدید نظامی در شرق دور بکند هم توانایی نگه داشتن متحدین در مدار بازدارندگی اتمی خود را نخواهد داشت. بزودی همانطور که از آزمایش اخیر موشکی کره جنوبی پیداست این کشور از معاهده منع گسترش خارج خواهد شد و اولین سلاح هسته‌ای خود را آزمایش خواهد کرد. در ژاپن نیز بحث جدی (و ظاهرسازانه)‌ در این مورد شروع شده و پس از کره جنوبی ژاپن اولین کشوری خواهد بود که از معاهده خارج خواهد شد. البته این شرایط بمعنای یک جنگ قریب‌الوقوع هسته‌ای نیست. شبه جزیره کره بلافاصله پس از دستیابی به توازن هسته‌ای (که در بیست سال گذشته به هم خورده بود) با اعتماد بنفس و استقلال بیشتری بسوی مذاکرات گام برخواهد داشت و چه بسا وحدت دو کره در شرایط برابر دور از دسترس نباشد. در این صورت ترکیب قدرت فناوری کره جنوبی با ارتش و قدرت اتمی کره شمالی و بازارهای وسیعتر موجب ظهور یک قدرت بزرگ شبیه ژاپن خواهد شد که حالا پس از حل اختلافات درونی آماده یادآوری مشکلاتش با ژاپن خواهد بود. هسته‌ای شدن شرق آسیا نیاز به حمایت‌ آمریکا را کاهش خواهد داد و موجب کاهش نفوذ این کشور خواهد شد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;۲- دولت آینده آمریکا قبل ازین که روی کار بیاید شکست را در اروپا پذیرفته است. این روزها شاهد ریسک بزرگ اروپا در مساله انرژی هستیم. اتحادیه اروپا با گمان اینکه در آینده با گسترش انرژی هسته‌ای می‌تواند مشکل وابستگی خود را به روسیه در زمینه انرژی حل کند در حال ایجاد وابستگی بیشتر است. تنها کشورهای وابسته به آمریکا مانند گرجستان هستند که با جدیت در حال کاهش نیاز خود به گاز روسیه از طریق واردات از ایران هستند. البته اروپاییها نباید فریب تجربه فرانسه در زمینه تولید انرژی هسته‌ای را بخورند. زمانی در گذشته سوخت هسته‌ای منبعی ایده‌آل برای انرژی بود چرا که استفاده از آن در انحصار چند کشور پیشرفته بود. حالا همه به معادن اورانیوم هجوم آورده‌اند و قیمت سوخت هسته‌ای هم مثل نفت روزبروز در حال بالا رفتن است و مناقشات مشابهی برای خرید اورانیوم درگرفته است. وقتی آمریکا از افغانستان اورانیوم بدزدد معلوم می‌شود مساله جدی است. در مجموع برگ برنده در اروپا در آینده قابل پیش‌بینی در اختیار روسیه است نه آمریکا. این امر ممکن است موجب ایجاد محدودیت برای پایگاه‌های نظامی آمریکا در اروپای شرقی گردد و حتی بازگشت دوباره و ضمنی آنها را به بلوک شوروی سابق موجب شود. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;۳- در خاورمیانه ماهیت مناقشه جاری بیشتر سیاسی است تا هسته‌ای و بیشتر معطوف به مساله فلسطین است تا ایران. دولت آینده آمریکا برای جلوگیری از بروز مجدد افتضاحاتی مانند مساله مونیکا لوینسکی هیچ حمایتی را از اسراییل دریغ نخواهد کرد ولو این حمایت‌ها سودی برای اسراییل دربر نداشته باشد. بنا به عادت دمکرات‌ها مذاکرات پرطمطراق صلح جدیدی برگزار خواهد شد و ابومازن بدفعات با هر اسراییلی که لازم باشد دست خواهد داد. پس از تثبیت دستیابی ایران به دانش هسته‌ای دو راه پیش روی خاورمیانه باقی خواهد ماند یا به راه شرق آسیا برود یا وضعیت موجود و برتری ایران را بپذیرد. آمریکا حداکثر تلاش خود را خواهد کرد که کشورهای اسلامی را از هسته‌ای شدن بازدارد چه برای امنیت اسراییل و چه برای حفظ موقعیت خود و به این دلیل که اینجا برخلاف شرق آسیا رگ حیات آمریکاست ممکن است واقعا موفق شود.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;۴- و بالاخره امیدواریم در مسایل سیاره‌ای دمکرات‌ها حماقت جمهوری‌خواهان را کنار بگذارند و به تلاش‌ها برای کنترل گرم شدن زمین بپیوندند. در مسایل داخلی توجه به اقتصاد بیشتر خواهد شد اما بعید است رونق دوره کلینتون تکرار شود چرا که دیگر خبری از یک دستاورد بزرگ فنی مثل اینترنت نیست که هم بهره‌وری اقتصاد داخلی را بهبود بخشد و هم سرمایه‌های سراسر جهان را به این کشور جلب کند. در زمینه کسری تراز بازرگانی احتمال دارد دمکرات‌ها راهبرد فرود آرام را برای اقتصاد آمریکا با کاهش نرم ارزش دلار به اجرا بگذارند تا واردات کاهش یابد و صادرات افزایش. به هر حال دمکرات‌ها آخرین افرادی خواهند بود که قادرند چنین انتخابی بکنند بعد از آنها دیگر شاید خیلی دیر باشد.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://pyadero-khaterat.persianblog.ir/post/131</link>
      <author>محمد </author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=293665&amp;postID=4843816</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-293665.post-4843816</guid>
      <pubDate>Sat, 28 Oct 2006 06:48:00 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>واقعه ميکونوس</title>
      <description>&lt;p align="justify"&gt;&lt;img alt="رستوران میکونوس" hspace="10" src="http://asre-nou.net/1383/ordibehesht/17/mikonos.jpg" align="left" border="0" /&gt;«در 17 سپتامبر سال 1992 ساعت 11 شب دو مرد مسلح که ماسک بر چهره داشتند وارد یک رستوران یونانی به نام میکونوس در منطقه ویلمرسدورف برلین شدند و اتاق پشتی رستوران را با اسلحه اتوماتیک یوزی و لاما ـ اسپیشال رولور به رگبار بسته و 4 نفر از جمله صادق شرفکندی دبیر کل حزب دموکرات کردستان ایران را به قتل رساندند.»&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;با ضایعه فوت حضرت امام و روی کار آمدن اکبر هاشمی رفسنجانی سیاست خارجی جمهوری اسلامی تغییرات شدیدی را تجربه کرد. رفسنجانی نیروهای تکنوکرات را در سطح وزیران بکار گرفت و کابینه خود را کابینه کار خواند. محور فعالیت‌های دولت در این دوره بازگشت به آغوش نظام بین‌الملل با محوریت غرب و لیبرال-سرمایه‌داری بود. در عرصه سیاست خارجی رفسنجانی برای نخستین بار سیاست تنش‌زدایی را در پیش گرفت. بر همین مبنا بود که کشتار زائران ایرانی خانه خدا در عربستان سعودی بطور کامل نادیده گرفته شد و با سفر رفسنجانی به عربستان مناسبات دوستانه با جهان عرب احیا گردید. در پرتو همین سیاست بود که ایران نوعی گفتگوهای انتقادی را با اروپا آغاز کرد در حالی که اروپا چند سال پیش از آن در جریان جنگ تحمیلی با مسلح کردن عراق بر ضد ایران آشکارا به یک طرف متخاصم تبدیل شده بود. هاشمی بطور مرتب برای مقامات آمریکایی علامت می‌فرستاد که در صورت حل مساله اموال بلوکه شده ایران (که بطور طبیعی در دادگاه لاهه در حال حل و فصل بود) ایران حاضر است با آمریکا وارد مذاکره شود. در زمینه اوضاع داخلی کشور هم گفتنی‌ها بارها گفته شده از مساله مانور تجمل و بحث‌های فمینیستی و غیره. &lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;رفسنجانی سیاست تبدیل مخالف به موافق را در پیش گرفت. بر این مبنا سیاسیون وزارت خارجه مدام در حال برگزاری جلساتی با سرمایه‌داران ایرانی بودند که پس از انقلاب اسلامی از کشور گریخته بودند. این جلسات بسیار ثمربخش بود چرا که با استراتژی مقامات غربی برای نفوذ دادن سرمایه‌داری به ایران منطبق بود و بالطبع از حمایت بین‌المللی نیز برخوردار بود. این تلاشها تا جایی موفق بود که اصولگرایان سرمنشا تهاجم فرهنگی را (که سال‌های پس از آن تا پیش از دوم خرداد ۷۶ آماج اصلی رهبری قرار داشت) موج بازگشت خارج‌نشینان ارزیابی می‌کنند. اما سیاست تنش زدایی دارای یک بال سیاست داخلی نیز بود. در این راستا مقامات ایرانی تلاش کردند با نیروهای اپوزیسیون برانداز وارد گفتگو شوند و آنها را وارد سیستم کنند. تا پیش از آن برخورد ایران با گروهک‌های کرد برخورد نظامی در ادامه درگیری‌های خونین اوایل انقلاب در کردستان بود. اما با آغاز سیاست تنش‌زدایی سیاست فوق تغییر کرد. &lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;img alt="صادق شرفکندی" hspace="10" src="http://www.mediya.net/xeber/sharfkandi1.gif" align="left" border="0" /&gt;ایران پیشنهاد گفتگو داد و طبعا حاضر بود درجاتی از حل اختلاف را بپذیرد و به دشمنی‌ها پایان دهد. شاید همانطور که نهضت آزادی مطرود امام خود را آماده ورود مجدد به عرصه سیاست می‌ساخت برای کردها هم چنین فرصتی با درجه‌ای محدودتر وجود داشت. سیاست جدید جمهوری اسلامی تنش‌های زیادی در درون گروهک‌های خارج نشین ایجاد کرد. گروهی سرسختانه مخالف هر گونه تماس با جمهوری اسلامی و خواهان مبارزه مسلحانه با نظام بودند و گروهی دیگر به این گفتگوها متمایل شدند. با وجود مخالفت‌های شدید سرانجام دیپلمات‌های ایرانی موفق شدند برای نخستین بار ترتیب یک قرار ملاقات میان نمایندگان ایران با سران برخی از گروهک‌ها را در رستوران پاتوق ایرانی‌ها بنام میکونوس بدهند. در صورت انجام این دیدار دیپلماسی تنش زدایی ایران (فارغ ازین که با آن موافق باشیم یا نه) به پیروزی بزرگی دست می‌یافت اما این چنین نشد .... میز مخصوص در اتاق پشتی رستوران رزرو شده بود و سران گروهک مورد نظر در آنجا منتظر نماینده ایران بودند که ناگهان .....&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;پیامد حادثه میکونوس سیاست تنش زدایی ایران که تا آن روز به موفقیت‌های زیادی دست یافته بود یکباره بشدت شکست خورد. ایران در عرصه بین‌المللی منزوی شد و اوضاع تا حدی پیش رفت که این بار خاتمی دستیار زمان جنگ و صلح رفسنجانی (رییس شورای تبلیغات جنگ و وزیر ارشاد بعدی) مجبور شد سیاست تنش‌زدایی را بار دیگر از موضعی بسیار پایین‌تر و با فروتنی بسیار بیشتر از سر بگیرد. گویی که این بار هم شکست خورد.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://pyadero-khaterat.persianblog.ir/post/130</link>
      <author>محمد </author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=293665&amp;postID=4843815</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-293665.post-4843815</guid>
      <pubDate>Mon, 23 Oct 2006 10:31:00 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>کلاهبرداری</title>
      <description>&lt;p&gt;(سوره طه آیه ۱۳۱) ..... «و لا تمدن عینیک الی ما متعنا به ازواجا منهم زهرة الحیاة الدنیا لنفتنهم فیه ورزق ربک خیر وابقی» ...... و چشمانت را ندوز به آنچه به زوج‌هایی از آنان دادیم از جلوه حیات دانی تا آنها را در آن بیازماییم و (بدان که) روزی پروردگارت بهتر و ماندگارتر است ....&lt;/p&gt;&lt;p&gt;امروز یک نفر ماجرای یک کلاهبرداری در شرف وقوع را برایم تعریف کرد. بنده هم به حکم وظیفه اینجا منعکس می‌کنم تا شاید فرد مسئولی پیگیری کند ..... ماجرا ازین قرار است که در نزدیکی مسجد قدس شهرک غرب در ضلع جنوبی خیابان شرقی-غربی (بنظرم اسمش بلوار دریاست) در کنار ساختمان وزارت دارایی و امور مالیاتی زمینی بایر بود که در چند ماه اخیر در حال ساخت و ساز است. ساختمان سوله مانندی را دارند در آنجا می‌سازند و من هر وقت از کنارش رد می‌شدم تصور می‌کردم می‌خواهند آنجا یک پارکینگی برای اداره بسازند. اما واقعیت ماجرا ..... آقایی با مراجعه به شهرداری منطقه این زمین را به بهانه اینکه می‌خواهد در آن پمپ بنزین بسازد به (این منطقه از تهران پمپ بنزین ندارد نزدیکترینش در انتهای اتوبان نیایش است) به ثمن بخس از شهرداری می‌خرد. یعنی به قیمت کلا ۶۰۰ هزار تومان (قضیه مال قدیم نیست همین الان!) در حالیکه این زمین بدلیل مجاورت با خیابان اصلی دستکم متری یک میلیون و چهارصد می‌ارزد. وسعتش هم بنظرم در حد چند صد متر است (یعنی قیمت نیم مترش را می‌پردازد). پس از آن این فرد می‌رود سراغ مسجد قدس (متولی مسجد؟) و آنها را ترغیب می‌کند که بروند به شهرداری شکایت کنند که این پمپ بنزین اگر اینجا ساخته شود بلوار بند می‌آید و مردم می‌خواهند بیایند اینجا نماز بخوانند و نمی‌شود. آنها هم تحریک می‌شوند و می‌روند شکایت می‌کنند. بعد دوباره همین آدم می‌رود سراغ سازمان امور مالیاتی (که همسایه زمین است) و آنها را هم تحریک می‌کند که بروند شکایت کنند که اینجا اداره است و نمی‌شود پمپ بنزین کنار اداره باشد. آنها هم می‌روند شکایت می‌کنند. نهایتا طرف می‌خواهد کاری کند که شهرداری قادر نباشد وی را مجبور کند که پمپ بنزین احداث کند و جلوی او را بگیرد. الان طرف نمی‌تواند زمین را بفروشد یا بسازد چون شهرداری پایان کار نخواهد داد اما اگر پمپ بنزین شدن این محل ملغا شود این کار ممکن خواهد شد. در این صورت این فرد دست کم چند میلیارد سود حرام کسب خواهد کرد. اما ماجرای ساخت و ساز چیست؟ این آدم به شهرداری گفته که برای من پمپ بنزین بتنهایی صرف نمی‌کند و پول کارگر را هم در نمی‌آورد و کنارش باید اتوسرویس ماشین هم راه بیندازم (که همان سوله‌هاست). احداث این مراکز مسلما موجب اعتراض شدیدتر سازمان مالیاتی و مسجد خواهد شد و وی را به هدفش نزدیکتر می‌کند. امیدواریم مسئولین ضمن خلع ید ازین فرد بجرم اهمال در احداث پمپ بنزین که نیاز ضروری مردم منطقه است و تلاش برای اغوای سازمانهای دولتی با وی برخورد کنند.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://pyadero-khaterat.persianblog.ir/post/129</link>
      <author>محمد </author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=293665&amp;postID=4843814</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-293665.post-4843814</guid>
      <pubDate>Sat, 21 Oct 2006 07:07:00 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>پايان بد</title>
      <description>&lt;p&gt;۱- آمریکا در افغانستان همانطور که شنیدید به طالبان پیشنهاد سازش داد. این موضوع یادآور طرح بلند مدت آمریکا برای تجزیه افغانستان است و از طرفی این عنصر مفید برای آمریکا را دوباره به صحنه سیاسی منطقه بازمی‌گرداند. ظاهر قضیه اینطور تبلیغ می‌شود که نیروهای آمریکایی و انگلیسی پس از تحمل تلفات فراوان در نبرد با نیروهای طالبان از موضع ضعف پیشنهاد سازش داده‌اند. در حالی که بروشنی آمریکا از حدود یک سال قبل به تصمیم گرفت طالبان را دوباره احیا کند. در این راستا آنها را از پاکستان فراخواند و تجهیز کرد و ترتیب درگیری‌های صوری را هم داده است. و اکنون شرایط برای اعلام استقلال ایالت پشتون افغانستان و ایجاد یک کانون جدید بحران در منطقه مهیاست. جالب اینجاست که طالبان در مذاکراتشان با آمریکا درخواست کرده‌اند که در قلمرو خود اجازه حمل سلاح هم داشته باشند و آمریکا هم موافقت کرده است. در این زمینه &lt;a href="http://www.persianblog.ir/posts/?weblog=pasdaran.persianblog.ir&amp;postid=5675055"&gt;تحلیل پاسداران&lt;/a&gt; را هم ببینید.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;۲- آزمایش اتمی کره شمالی پایان غم‌انگیزی برای جهانی‌سازی تحت فشار آمریکا بود. پس از پایان جنگ سرد آمریکا رویکردهای مختلفی را برای ادامه سلطه خود بر جهان بدون همکاری ابرقدرت شرق در پیش گرفت. ابتدا آمریکا رویکرد نظامی همراه با اقناع بین‌المللی را در جنگ اول خلیج فارس و بالکان بکار گرفت. اما از آنجا که دستیابی به اجماع بین‌المللی دشوار است و خیلی کم پیش می‌آید روند موازی‌ای برای دوشیدن جهان تحت عنوان جهانی شدن اقتصادی شکل گرفت. مذاکراتی در چارچوب سازمان تجارت جهانی برای برداشتن موانع تعرفه‌ای و غیر تعرفه‌ای از سر راه تجارت بین‌المللی انجام شد که ظرف یک دهه در دولت کلینتون باعث تقویت شدید اقتصاد آمریکا و مهاجرت انواع سرمایه‌ها به این کشور شد. این روند در مذاکرات سیاتل آمریکا نشانه‌هایی از شکست را بروز داد. وقتی بحث بر سر قطع یارانه‌های کشاورزی غرب درگرفت روشن شد که هدف آمریکا از جهانی‌سازی تنها نفع اقتصادی خودش است و حاضر نیست حتی حداقلی از این کیک را در اختیار دیگران قرار دهد. بنابراین در اواخر دولت کلینتون روند جهانی‌سازی بعلت ائتلاف کشورهای فقیر دچار مرگ تدریجی شد. پس از روی کار آمدن بوش کوچک الیگارشی حاکم بر آمریکا با ترتیب دادن حادثه ۱۱ سپتامبر روند جدیدی را برای تضمین برتری جهانی آمریکا با تکیه بر عملیات نظامی پیشگیرانه آغاز کرد. این طرح در گامهای اول پیروزی چشمگیری را برای آمریکا به ارمغان آورد اما درست بدلیل بزرگ بودن این پیروزی‌ها باعث اتحاد دشمنان آمریکا در سراسر جهان شد. آنها خطر را جدی گرفته بودند. آزمایش هسته‌ای کره شمالی نقطه پایانی بر سیاست عملیات پیشگیرانه آمریکا نهاد هر چند پیش از آن نیز ایران توانسته بود آمریکا متوقف کند و حتی آمریکا در یک جنگ کوچک ۳۳ روزه هم در لبنان نتوانسته بود پیروزی‌ای بدست آورد. این آزمایش حوادث جهانی را بطور جدی ورق زد و ازین پس باید شاهد شکل‌گیری رویکرد جدیدی از سوی ابرقدرتها و کشورهای ضعیف باشیم.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://pyadero-khaterat.persianblog.ir/post/128</link>
      <author>محمد </author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=293665&amp;postID=4843813</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-293665.post-4843813</guid>
      <pubDate>Sat, 14 Oct 2006 09:14:00 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>واکنش برگشت پذير</title>
      <description>&lt;p&gt;(هود ۱۱۳) .... و لا ترکنوا علی الذین ظلموا منکم فتمسکم النار و ما لکم من دون الله من اولیاء ثم لا تنصرون.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;۱- دیشب بطور اتفاقی سریال «صاحبدلان» را دیدم ..... می‌توانم بگویم اولین سریالی است که بر مبنای بینش قرآنی ساخته شده و جای تشکر بسیار دارد و به دیگران هم توصیه می‌کنم ببینند. پس از عملکرد بسیار بد صداوسیما در ماه رمضان سال قبل و واکنش‌های زیادی که در سطح جامعه پدید آمد اینبار شاهد کارهای بهتری هستیم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;۲- خوشبختانه عبدالله شهبازی دیروز وبلاگش را بروز کرد و متوجه شدیم که الحمدلله حال ایشان از بیماری قلبی که داشتند رو به بهبود است. برای ایشان از خداوند متعال شفای عاجل خواستاریم. بی‌صبرانه منتظر ادامه پژوهشهای ایشان هستیم. عبدالله شهبازی از معدود افراد جریان‌ساز در زمینه تاریخ معاصر و کهن است که جامعه ما کم از چنین افرادی دیده است.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;۳- ماجرای هواپیمای رایس که ادعا شد (بطور هوشمندانه‌ای!) دچار نقص فنی شده است نمایانگر شدت شکست نشست لندن بود. اوضاع بقدری بالا گرفته بود که اصلا اعضا بر سر آمدن یا نیامدن هم با هم مشکل داشتند. وزیر خارجه چین که اصولا نیامد و لاوروف هم با آن طرز آمدنش بیشتر می‌خواست آب پاکی را روی دستان رایس بریزد. در واقع یک جای کار آمریکا اصولا می‌لنگد. چطور می‌توان همزمان هم روسیه را مورد تهاجم سیاسی قرار داد (ماجرای گرجستان) هم انتظار داشت که همراهی کند (در پرونده هسته‌ای ایران) هم اینکه این همکاری اصولا برای قطع همکاری هسته‌ای و موشکی روسیه با ایران باشد (نسخه فعلی تحریم). واقعا درک این موضوع مشکل است که چرا آمریکا انتظار همراهی از روسیه دارد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;۴- بنظر می‌رسد آمریکا در حال جابجا کردن ارتش دیپلماتیک خود است. دفعه آخری که این هزیمت (یا تغییر اولویت) رخ داد واقعا باعث شگفتی شد. وقتی سال گذشته کره شمالی با یک مانور تبلیغاتی موفق ابتدا نتایج مذاکرات شش جانبه را پذیرفت و پس از چند روز چشمپوشی از برنامه هسته‌ای را منوط به تحویل راکتورهای آمریکایی کرد دیپلماسی آمریکا که عجولانه اعلام پیروزی کرده بود مجبور شد دور کره شمالی را خط بکشد. پس از آن بود که رایس در پاسخ به «هل من مبارز» های کره شمالی بصورت رمانتیکی اعلام کرد که کره شمالی درپی جلب توجه دیگران است! پس ازین مرحله آمریکا بصورت تمام وقت روی خاورمیانه متمرکز بود و فکر می‌کرد اینجا جایی است که می‌توان پیروزی و جنگ را با هم بدست آورد. دستگاه تبلیغاتی غرب شروع کرد به بزرگنمایی تبلیغاتی خطر ایران و چهره موحشی از احمدی‌نژاد ترسیم کرد. هر چه باشد آمریکا نیاز به دشمن دارد تا بتواند امپراطوری نظامی خود (شامل ارتش بزرگ. پایگاه‌های نظامی در سراسر جهان. صنایع نظامی و تحقیقات دانشگاهی) را حفظ کند. ترجیحا بهتر است این دشمن طوری باشد که بتوان با او وارد جنگ شد و پیروز هم شد. اما روند وقایع در پرونده هسته‌ای ایران روزبروز تنها به انزوای واشنگتن از گفتگوها انجامید بنحوی که کم‌کم آمریکا (بدلیل تمایلش به جنگ‌های پیاپی) تبدیل به مساله اصلی شد نه ایران. آمریکا البته توان حمله به ایران را هم نداشت بنابراین برای خروج از بن‌بست با دست زدن به جنگ لبنان در پی هموار کردن مسیر بود. شکست در این راه مهر خاتمه‌ای بود بر اولویت خاورمیانه برای استراتژی آمریکا. البته خاورمیانه هنوز هم مهم است اما نه آنقدر که بلافاصله پس از ۱۱ سپتامبر مهم بود. آمریکا موفق نشد از ایران چهره یک دشمن مخوف را بسازد (عمدتا بدلیل زیرکی ایران در بحث غنی‌سازی) و نتوانست پیروزی‌ای حتی کوچک به نام خود ثبت کند. بنابراین وقت رفتن فرا رسید.&lt;/p&gt;&lt;p&gt; ۵- گویا مقصد بعدی جای خطرناکی باشد حوالی روسیه. آمریکا امروز به حقانیت تهدید گورباچف پی برد که در دوران گلاسنوست در شوروی سابق خطاب به آمریکا اعلام کرد «ما قصد داریم تهدید بزرگی را متوجه شما کنیم ..... ما قصد داریم شما را از داشتن دشمن محروم کنیم!»‌. اکنون بار دیگر آمریکا به این نتیجه رسیده است که با داشتن یک دشمن بزرگ مثل روسیه و تقسیم ملتها بین این دو قدرت در یک نظام نمایشی دوقطبی بهتر می‌توان امپراطوری را حفظ کرد. آمریکا تاب توان اداره یک نظامی تک‌قطبی جهانی را نیاورد پس اکنون به دنبال بازگشت به عصر جنگ سرد است. البته آمریکا چند سالی است که روی این موضوع اصرار دارد اما گویا روسیه (این خرس قطبی) هنوز در خواب زمستانی است و تمایلی به بیدار شدن نشان نمی‌دهد. چند سال قبل آمریکا تلاش کرد با انهدام یک زیردریایی اتمی روسیه (کورسک) در سواحل شمالی روسیه به مسکو پیغام دشمنی ارسال کند اما روسیه هنوز به اندازه کافی اعتماد بنفس نداشت که دریافت این پیام را اعلام کند. حالا پس از ماجرای لبنان صبر آمریکا لبریز شده و حاضر است آنقدر آتش جنگ را به مسکو نزدیک کند که بالاجبار از این خواب زمستانی برخیزد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;۶- نکته اینجاست که یک امپراطوری در حال اضمحلال به هر کاری دست میزند تا نجات یابد اما بدلیل اینکه فرصت تعقل کافی ندارد بدترین گزینه‌ها را انتخاب می‌کند که نهایتا منجر به سقوطی مرگبار خواهد شد. آمریکا از کجا می‌داند که می‌تواند به شرایطی مشابه جنگ سرد بازگردد؟ اکنون دنیا تغییر کرده. اسلام سیاسی در خاورمیانه نبض جهان را کم‌کم بدست می‌گیرد. بحران انرژی جهان سرمایه‌داری را به دریوزگی کشورهایی همچون روسیه کشانده. پس‌فردا اگر قرار باشد اروپا انتخاب کند آمریکا را انتخاب نخواهد کرد. الله اعلم ....&lt;/p&gt;&lt;p&gt;۷- در مورد پرونده هسته‌ای ایران نکته‌ای که باید متذکر شویم این است که از آخرین اعمال فشار ما به غرب (خروج از پروتکل الحاقی)‌ ۶ ماه می‌گذرد و این زمان زیادی است. ایران در واکنش به اجلاس آژانس و ارجاع پرونده‌اش به شورای امنیت این واکنش را نشان داد. پس از آن بیانیه غیر الزام‌آور رییس شورای امنیت تنها با بی‌اعتنایی ایران روبرو شد. سپس قطعنامه الزام‌آور شورای امنیت با درخواست متقابل ایران برای مذاکره همراه شد و اکنون در آستانه شروع تحریم‌ها هستیم. یک وقتی یک مقام آمریکایی گفته بود که استراتژی ایران این است که آنقدر آهسته حرکت کند که هیچ قانونی (از قوانین آژانس) نقض نشود (و نهایتا به هدفش برسد). اما حالا باید بگوییم استراتژی آمریکا این است که آنقدر آهسته و تدریجی با ایران برخورد کند که در هیچ مرحله‌ای ایران نیازی به مقابله به مثل احساس نکند. بنابراین مقامات ایرانی باید متوجه باشند که تن دادن به تحریمها خطوط قرمز امنیت ملی ما را یک گام بزرگ عقب می‌کشد و اینجا جایی است که باید ایستاد. اگر جامعه بین‌المللی احساس کند که ایران آماده تحریم شدن است کار آمریکا در آینده راحتتر خواهد شد. ایران باید واکنش نمادین نشان دهد و تنها چیزی که الان در دسترس هست قطع دسترسی بازرسان آژانس است. خوبی این واکنش این است که کاملا برگشت‌پذیر است. ایران می‌تواند اعلام کند که هر وقت تحریم‌ها برداشته شود بلافاصله با بازرسان همکاری خواهد کرد. این موضع حاوی این پیام خواهد بود که ایران علی رغم عدم بازرسی‌ها منحرف نشده است. وضعیت توسعه‌نیافته غنی سازی در نطنز هم اتخاذ این موضع را راحتتر خواهد کرد چرا که الان همه خیالشان راحت است که ایران «ظاهرا»‌ هنوز خیلی راه دارد.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://pyadero-khaterat.persianblog.ir/post/127</link>
      <author>محمد </author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=293665&amp;postID=4843812</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-293665.post-4843812</guid>
      <pubDate>Mon, 09 Oct 2006 12:27:00 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>مانور عقلا</title>
      <description>&lt;p&gt;وقتی دو هفته قبل در نماز جمعه هاشمی بحث مربوط به دفاع مقدس را آنقدر کش می‌داد فکر نمی‌کردم از این کار منظوری داشته باشد. معمولا هاشمی تلاش می‌کند خطبه‌هایش بر خلاف دیگر ائمه جمعه به اندازه خطبه‌های رهبر طولانی باشد اما این بار فحوای کلام نسبتا جدی‌تر بود. هاشمی از خطبه اول گفت که قصد دارد در خطبه دوم بحث مفصلی درباره دفاع مقدس «که مساله روز ماست»‌ داشته باشه و وقتی شروع کرد مطالبی را گفت که برای مردم تازگی داشت. البته نماز جمعه‌ای‌ها به گوشه کنایه‌های هاشمی به رزمندگان اسلام عادت دارند. مثلا یکبار در نماز جمعه روز قدس وقتی راجع به مساله پناهندگان و رزمندگان فلسطینی صحبت می‌کرد گفت که هیچ کشوری حاضر نیست اینها رو بپذیره بخاطر اینکه عقاید انقلابی و تند دارند (و لحنش لااقل بنظر من خیلی بد بود). مورد دیگر این بود که هر وقت قرار می‌شد پیکر شهدای کشف شده در تفحص از مقابل نماز جمعه تشییع شود با کنایه می‌گفت امیدواریم این بساط دیگر جمع شود (تفحص و تشییع شهدا). اصولا هاشمی معتقد است که باید جامعه شاد باشد و آثار جنگ را باید پاک کرد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;بله هاشمی در صحبت‌های بی‌سابقه خود برای اولین بار راجع به اختلافات ارتش و سپاه صحبت کرد و مخصوصا با دقت گفت که آخر جنگ فرمانده سپاه نامه‌ای به امام نوشت و درخواست امکانات عجیب و غریبی کرد که امام وقتی نامه را دید گفت که اینها را یک ابرقدرت هم نمی‌تواند فراهم کند. همچنین هاشمی با زیرکی ابراز امیدواری کرد که بزودی حقایقی از جنگ که قابلیت انتشار دارند برای اطلاع مردم منتشر شود.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;زمانی که هاشمی بشدت مشغول باز کردن فکر مستمعین بود با خود می‌گفتم دلیل این پرداخت شدید به بحث دفاع مقدس چیست؟ هاشمی آنقدر مطمئن صحبت می‌کرد که آدم فکر می‌کرد جلسه‌ای در سطح سران قوا + رفسنجانی تشکیل شده و استراتژی جدیدی برای بیان مسایل جنگ اتخاذ شده است. فردای آن روز توپخانه‌ها هنوز مشغول بودند محسن رضایی یک بیت می‌گفت و قافیه‌اش با شمخانی. شاه بیت ماجرا البته هاشمی بود. پیش خودم فکر کردم حالا این موضوع واقعا اینقدر مهمه؟ کسانی که رفتند و جنگیدند که برای رضای خدا رفتند اما اینا برای چی به سر و کول هم می‌زنند؟ تا اینکه بمب اصلی ترکید و جناب هاشمی نامه محرمانه امام درباره پذیرش قطعنامه را منتشر کرد ......&lt;/p&gt;&lt;p&gt;بدون تردید اثر روانی انتشار چنین نامه‌ای فراخواندن جامعه به تسلیم در پرونده هسته‌ای با سوءاستفاده از وجهه امام بود. تو گویی صحنه جنگ صفین تکرار می‌شود که معترضین علی را به عمل به قرآن فرامی‌خوانند و علی می‌گوید ای گمراهان من خود قرآن ناطقم! اینها می‌خواهند به جانشین خمینی بگویند که مثل خمینی عمل کن در حالی که خود فرسنگها از خمینی کبیر دورند. ای کاش قضایا به همین جا ختم می‌شد. متن نامه امام و سخنان محسن رضایی (که در این ماجرا آبرویش بشدت رفت بدلیل درخواست‌های آنچنانی از امام) چیز دیگری می‌گویند. محسن رضایی چند سالی است که می‌گوید در پی صحبتی که با هاشمی در زمان جنگ داشته امکاناتی را برای کسب پیروزی در جنگ درخواست کرده و هاشمی از او خواسته سخنانش را مکتوب کند. وی سپس بدون اطلاع رضایی این نامه را بهمراه نامه‌های دیگر (که شاید آنها هم به خواست هاشمی نوشته شده بودند) خدمت حضرت امام می‌برند و در یک مانور زشت از امام می‌خواهند اگر پذیرش قطعنامه را برای آبروی خودشان مضر می‌بینند هاشمی حاضر است قطعنامه را بپذیرد و بعد هم امام وی را برکنار کند!!!!!‌ واقعا این را جلوی بچه بذاری نمیفهمه؟ آیا غیر ازین است که هاشمی با این کار قصد داشته امام را تحت فشار بگذارد برای پذیرش قطعنامه؟‌ پس نیت پشت نامه‌ها هم روشن است. حقیقت جنگ را باید از فرماندهان رده پایین جنگ شنید. آنها می‌گفتند که در شرایطی که ما اینجا می‌جنگیدیم و بچه‌ها شهید می‌شدند عده‌ای از سیاسیون در تهران بفکر سیاست‌بازی بودند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;هاشمی واقعا دیگر شورش رو درآورده. مردم در پرونده هسته‌ای رویه دولت سابق را نپسندیدند و واقعا یکی از دلایل روی کار آمدن احمدی‌نژاد استحکام مواضع وی در برابر غرب بود. اما هاشمی دست‌بردار نیست و دائم در خطبه‌ها به مسئولین آمریکایی پیغام می‌فرستد که شما حماقت نکنید تا عقلا در ایران خودشان مساله را حل کنند.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://pyadero-khaterat.persianblog.ir/post/126</link>
      <author>محمد </author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=293665&amp;postID=4843811</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-293665.post-4843811</guid>
      <pubDate>Sun, 01 Oct 2006 10:08:00 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>سوخت هسته‌ای</title>
      <description>&lt;p&gt;تولید سوخت هسته‌ای در داخل کشور اجتناب ناپذیر است چرا که اگر قرار باشد این سوخت را حتی از نزدیکترین متحدانمان هم دریافت کنیم باز هم باید برای هر گرم آن حساب پس بدهیم و با اندک بهانه‌ای واهی تحویل آنرا قطع خواهند کرد و فشار و ارعاب تا ابد ادامه پیدا خواهد کرد. سوخت هسته‌ای کاربردهای وسیعی دارد و فقط مساله نیروگاه اتمی مطرح نیست. بعنوان مثال در صورتی که ایران به فناوری ساخت راکتورهای کوچک دست یابد قادر خواهد بود ناو هواپیمابر بسازد که نیازمند مولد انرژی هسته‌ای است. همینطور زیردریایی هسته‌ای که می‌تواند ماه‌ها زیر آب حرکت کند بدون اینکه امکان شناسایی آن وجود داشته باشد. حتما شنیدید که مقامات اسراییلی تهدید کردند که زیردریایی‌های ما در آبهای اطراف بوشهر هستند و آماده شلیک هستند. چرا زیردریایی‌های ما نزدیک حیفا نباشند یا حتی در حوالی بندر نیویورک؟ با صرف نظر از موشک‌های بالستیک با برد ۱۰ هزار کیلومتر تنها تهدید متقابلی که ما می‌توانیم متوجه آمریکا کنیم زیردریایی‌های هسته‌ای با موشک‌های سطح به سطح هستند. سوخت هسته‌ای می‌تواند بعنوان منبع انرژی در مناطق صعب‌العبوری که نمی‌توان آنها را به شبکه برق سراسری وصل کرد بکار رود. این کاربرد در شوروی سابق بسیار مهم بود بگونه‌ای که فرستنده‌های رادیو تلویزیونی که در قله‌های سردسیر قفقاز قرار داشتند با باطری‌های اتمی کار می‌کردند. بسیاری از ماهواره‌های شوروی سابق با باطری اتمی بجای صفحات ناکارآمد خورشیدی کار می‌کردند. سفینه‌های اکتشافی فضایی همینطور. آمریکا برنامه جدیدی برای طراحی موتور جت هسته‌آی را اعلام کرده است که در صورت عملی شدن یک هواپیمای شناسایی بدون سرنشین مجهز به سوخت هسته‌ای می‌تواند تا یک ماه بطور دائم و بدون نیاز به سوختگیری مجدد بر فراز آسمان دشمن به گشتزنی بپردازد. علاوه بر اینها در آینده احتمالا شاهد گسترش موارد کاربرد سوخت هسته‌ای خواهیم بود. آیا عاقلانه است که تعهد بدهیم دست از تولید سوخت هسته‌ای برداریم؟ باید در نظر داشته باشیم این یک مساله استراتژیک است و مثل آن کسی نباشیم که برای چند هزار سکه امتیاز تاسیس بانک در ایران را یک خارجی داد و اصلا نفهمید با این کارش چند تن طلا از کشور خارج شد؟! علاوه بر اینها باید گفت مهمترین مزیت استراتژیک سوخت هسته‌ای این است که دشمن را از امکان مسلح شدن ما به سلاح هسته‌ای بترساند بنحوی که خیال درافتادن با این کشور را از ذهنش دور کند. آنها تبلیغ می‌کنند که جمهوری اسلامی با تولید سلاح هسته‌ای قصد دارد مشکل مشروعیت خود را حل کند اما ما فراموش نمی‌کنیم روزهایی را که در دل خود یقین داشتیم که روزی با سبعیت تمام به ما حمله خواهند کرد و همه چیز را دوباره نابود خواهند کرد. فرق نمی‌کند خاتمی بر سر کار باشد یا احمدی‌نژاد. ما هرگز روزگار گذشته را فراموش نمی‌کنیم و هرگز اجازه نمی‌دهیم آنها مانند گذشته بر ما مسلط باشند.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://pyadero-khaterat.persianblog.ir/post/125</link>
      <author>محمد </author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=293665&amp;postID=4843810</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-293665.post-4843810</guid>
      <pubDate>Sun, 24 Sep 2006 07:29:00 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>برنامه‌های فضايی</title>
      <description>&lt;p&gt;با توجه به سفر خانم انصاری به فضا خوب است مروری داشته باشیم بر رقابت بزرگ و استراتژیک قدرتها در قرن بیستم برای به اصطلاح تسخیر فضا. در درجه اول باید گفت که اصولا هیچ یک از کشورهای آمریکا و شوروی به عنوان ابرقدرتهای نیمه دوم قرن بیستم نقشی در بوجود آوردن فناوری فضایی در ابتدای کار نداشتند. در عوض آلمان که در نیمه اول قرن بیستم ابرقدرت علمی جهان محسوب می‌شد بطور کامل تلاشها را در این زمینه رهبری می‌کرد. رابرت گودارد اولین کسی بود که در چارچوب برنامه فضایی آلمان گروهی را برای ساخت موشکهای واقعی رهبری کرد. البته آلمان پیش از آن هم مهد فیزیک بود و طبعا تئوری فیزیکی موشک چند دهه قبل توسط دانشمندان آلمانی پایه‌گذاری شده بود. در طول جنگ جهانی دوم آلمانها سلاح‌های بسیار پیشرفته‌ای را آزمایش کردند. از جمله آنها اولین موشک بالستیک وی-۲ بود. در شرایطی که انگلیسی‌ها سعی می‌کردند با بالن در مورد ورود موشکهای وی-۲ به حریم هوایی‌شان هشدار بدهند و با تفنگ آنرا سرنگون کنند آلمانی‌ها سیستم پرتاب موشک از زیردریایی را آزمایش می‌کردند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;پس از پیروزی متفقین در جنگ فناوری موشکی آلمان (دانشمندان. نقشه‌ها. نمونه‌ها و قطعات) بین آمریکا و شوروی تقسیم شد و بدینسان برنامه موشکی «ابرقدرتها» آغاز شد (یا ادامه یافت). با اینکه آمریکا بیشتر غنائم فناوری را برده بود شوروی زودتر موفق شد و اولین ماهواره را بنام اسپوتنیک به فضا فرستاد. مقامات شوروی به مردم اعلام کردند که رادیوهایشان را روشن کنند و به صدای اسپوتنیک از فضا گوش بسپارند. این ماهواره از فضا در باند رادیویی سوت ملایمی می‌زد! آمریکا که سعی می‌کرد وارد یک رقابت نفسگیر با شوروی در تمام زمینه‌ها بشود تازه تلاشهایش را شروع کرد و یک سال بعد اولین ماهواره خود را به فضا فرستاد. البته باید دانست که رقابت فضایی در آن وقت بیشتر شبیه آرزو بود تا یک رقابت واقعی بر سر منافع واقعی. هدف بدست آوردن مشاغل یا سودهای نهفته در فضا لزوما نبود و بیشتر نمایش قدرت تکنیکی کشور مورد نظر مطرح بود. به همین دلیل پروژه فرستادن انسان به فضا در دستور کار قرار گرفت. این در واقع یک ژانر جدید علمی-تبلیغاتی بود (و هست البته). تصور می‌شد انسان وظیفه دارد همینطور به نقاط دورتر و دورتر سفر کند حتی اگر یقین داشته باشد آنجا خبر خاصی (لااقل خبری که حضور شخصی انسان را توجیه کند) نیست. مجددا این روسیه بود که علی‌رغم تلاش شدید آمریکا برای جبران عقب‌ماندگی فضایی‌اش بار دیگر گوی سبقت را ربود. یوری گاگارین روسی اولین فضانورد و فاتح فضا لقب گرفت و نام ادوین آلدرین بعنوان اولین فضانورد آمریکایی تنها در کتاب‌ها ماند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;پس از آن رقابت در عرصه‌های دیگر ادامه یافت. شوروی در طول تاریخ خود بیش از دو برابر آمریکا ماهواره به فضا فرستاد. بسیار عمیق‌تر از آمریکا سلاح‌های ماهواره‌ای را آزمایش کرد (گرچه بدون سر و صدا). سفرهایی کم‌هزینه‌تر و امن‌تر انجام داد. رکورد اقامت انسان را در فضا تا به امروز به نام خود ثبت کرد (حدود پانصد و هشتاد روز). ایستگاه‌های فضایی متعددی در مدار زمین قرار داد (از سالیوت‌ها تا میر در حالی که آمریکا هیچ ایستگاه فضایی نداشت و اروپا هم تنها توانست اسکای‌لب را برای ۸۰ روز به مدار بفرستد). تمام اینها در کنار هم یک باخت استراتژیک برای آمریکا بشمار می‌رفت و درست به همین دلیل آمریکا (علی‌رغم تلفات بسیار) پروژه نمایشی سفر انسان به ماه را کلید زد. البته پس از فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد هیچ چیز مانع از آن نشد که آمریکا خود را قدرت اول فضایی دنیا بداند اما اکنون پس از اشکالات متعددی که شاتل با آن مواجه شد مساله کاملا روشن شده است و تقریبا بیشتر پرتاب‌های فضایی از بایکونور قزاقستان صورت می‌گیرد. شاید علت موفقیت روسها این بود که به برنامه‌های فضایی جنبه آرمانی ندادند و سعی نکردند آنرا یک پیشرفت فوق‌العاده تصویر کنند. آنها هنوز هم مثل روزهای اول سفینه‌هایشان را با موشک‌های یکبار مصرف سایوز به فضا می‌فرستند و موشکهای پروگرس را در بازگشت به زمین در جو می سوزانند. آنها هنوز هم با چتر فرود می‌آیند و سعی نمی‌کنند یک چیزی بسازند که اسم آنرا شاتل (تاکسی فضایی) بگذارند و همه پول‌هایشان را خرج کنند که همان را دوباره به فضا بفرستند. فناوری فضایی منافع بسیاری برای صاحبانش داشته و خواهد داشت و درست به همین دلیل و با توجه به استراتژیک بودن این فناوری باید منتظر باشیم درست یک چالش استراتژیک دیگر را با غرب در این مورد تجربه کنیم وقتی تصمیم بگیریم دستاوردهای‌مان در این زمینه را به اطلاع افکار عمومی جهان برسانیم.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://pyadero-khaterat.persianblog.ir/post/124</link>
      <author>محمد </author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=293665&amp;postID=4843809</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-293665.post-4843809</guid>
      <pubDate>Tue, 19 Sep 2006 12:14:00 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>صندلی‌ها عوض</title>
      <description>&lt;p&gt;پرونده هسته‌ای ایران هفته گذشته از پیچ تندی عبور کرد. در حالی که همه در ایران مشغول آماده شدن برای آغاز تحریم‌ها بودند در آخرین لحظات این اروپا بود که از یک برخورد سخت ترسید و تغییر موضع داد. اروپا اکنون احساس می‌کند بین دو قدرت ایران و روسیه گیر افتاده است و تقاضا دارد اوضاع بنحوی پیش نرود که مجبور شود یکی را انتخاب کند. با توجه به قیمت روزافزون انرژی انحصار بازار اروپا در دست روسیه برای این قاره کوچک بسیار گران تمام شده است و اروپا قصد دارد در کوتاهترین زمان ممکن با وارد کردن ایران به بازار گاز اروپا سیاست موازنه منفی را در پیش بگیرد. البته در این میان کار انگلیس راحتتر است چون تنها کشور اروپایی است که گاز مورد نیازش را عمدتا بشکل ال‌ان‌جی مایع وارد می‌کند. اروپاییها با آثار عملی دامی که آمریکا برایشان در برخورد با پرونده هسته‌ای ایران طراحی کرده بود کم‌کم روبرو می‌شوند. آمریکا مهمترین منبع آزاد انرژی را در این پرونده هدف گرفت و در این میان اروپاییها امیدوار بودند با قرار دادن خود در ذیل اراده آمریکا خیلی زود پس از تسلیم شدن ایران در لاشه باقی‌مانده سهیم شوند. اما چیزی که در عمل اتفاق افتاد این بود که آمریکا با ملتهب نگه داشتن فضا در شرایطی که توان برخورد نهایی با ایران را نداشت دست اروپا را برای بازسازی روابط بلندمدت با ایران بست. نتیجه این استراتژی را اکنون بخوبی می‌توان در تغییر موضع روسیه دید. روسیه وانمود می‌کند تحت فشار شدیدی از جانب آمریکا قرار دارد و مجبور است نهایتا با تحریم ایران موافقت کند. هفته گذشته روسیه برای اولین بار لحن خصمانه‌ای در برابر ایران اتخاذ کرد و تاکید کرد که عنی‌سازی در ایران مورد پذیرش نیست. در واقع روسیه اصلا ناراحت نمی‌شود اگر ایران تحریم شود یا به شکل کنونی روابطش با اروپا بحرانی باشد. این شرایط روسیه را به یک انحصار عظیم گازی در اروپا تبدیل می‌کند و می‌تواند تا جایی که دلش بخواهد اروپا را بدوشد. در این میان البته روسیه اندکی نگرانی در مورد وجهه مستقل و ضدآمریکایی خودش دارد. در این مورد پوتین توضیح داد که مورد ایران متفاوت است چون احمدی‌نژاد تنها رییس‌جمهوری است که خواستار محو یک کشور دیگر از نقشه شده است. اما ایران. ایران هم بازی را جالب یافته است و بدش نمی‌آید هر روز به آن دامن بزند. ایران یک اولتیماتوم دو هفته‌ای به ژاپن و یک مهلت دو ماهه هم به هند و پاکستان داد تا تصمیم خودشان را برای شروع پروژه‌های نفت و گاز بگیرند وگرنه ایران به گزینه‌های دیگری روی خواهد آورد. این گزینه‌های دیگر البته شامل اروپا هم می‌شود. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;پرده جدید نمایش هسته‌ای کمر آمریکا را شکسته است. این روزها پس از شکست آمریکا در جنگ لبنان و پس از آن در پرونده هسته‌ای ایران هر کس که دستش به دهانش برسد یک فحش آبداری برای آمریکا می‌فرستد. عقده‌های چندین ساله سخنگوها پس از شکست آمریکا در تحریم ایران یکباره منفجر شد. از کوفی عنان تا آژانس اتمی تا رهبران اروپایی و طبیعتا روسیه و چین و دیگران. اعتماد بنفس چین در مقابل آمریکا پس از آزمایش موشک‌هایش در جنگ لبنان افزایش یافته و روسیه هم اساسا در پرونده هسته‌ای بیشتر به منافع خودش می‌اندیشد تا ترس از آمریکا. هفته پیش روسیه با پیشی گرفتن از عربستان مقام اول صادرات نفت جهان را بخود اختصاص داد بنابر این نیازی به نگرانی نیست. در این میان آمریکا که به گفته بولتون مشغول تنظیم قطعنامه تحریم ایران بود و فکر می‌کرد وقتی آنرا روی میز بگذارد همه امضا خواهند کرد مشمول بیشترین بدهی‌هاست. مذاکره کننده ارشد هسته‌ای آمریکا در پرونده هسته‌ای کره شمالی (کریستوفر هیل) در سخنان خنده‌داری اعلام کرد «ممکن است کره شمالی به امتیازاتی مشابه آنچه به ایران داده خواهد شد چشم داشته باشد اما این کشور باید بداند که این امتیازات تنها به کشورهایی که عضوی از جامعه بین‌المللی باشند تعلق می‌گیرد و کره شمالی عضوی از جامعه بین‌المللی نیست» و اینکه «ایران باید به نگرانی‌های جامعه بین‌المللی توجه کند». باید ازین آدم پرسید مگر جامعه بین‌المللی به نگرانی‌های ایران اهمیت می‌دهد که ایران بخواهد به نگرانی‌هایش توجه کند؟ وقتی خزر تقسیم می‌شد جامعه بین المللی کجا بود؟ مگر نه اینکه بر اساس حقوق دریاچه‌ها سهم کشورهای همسایه مساوی است؟ پس سهم ایران که مشترکا با شوروی سابق در این دریا ساحل داشتند ۵۰-۵۰ مساوی است. حالا سهم ۲۰ درصدی را هم به ایران نمی‌دهند. جامعه بین‌المللی کجا بود وقتی آمریکا هر روز تصمیم می‌گرفت به کشوری حمله کند و آنرا اشغال کند؟ حقیقت این است که ما حق خودمان را از جامعه بین‌المللی خواهیم گرفت و پرونده هسته‌ای بخشی از مانور احقاق حق ایران است. دیگر کسی به خودش چنین جراتی نخواهد داد که ایران را تحقیر کند یا تهدید به اشغال نظامی یا تعرض کند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;ایران با مانور هوشمندانه‌ای تبلیغات غرب را خنثی کرد. در شرایطی که دستاویز مهم غرب بر ضد ایران مساله غنی‌سازی اورانیوم بود ایران اعلام کرد که در صورتی که خواسته‌ّایش برآورده شود حاضر است غنی‌سازی را موقتا تعلیق کند. این موضع ایران کاملا دست غرب را از نظر تبلیغاتی خالی کرد. البته تعلیق در گرو بازگرداندن حقوق ایران خواهد بود و فعالیت‌های هسته‌ای متوقف نخواهد شد. اصولا غرب در مرز ناامیدی قرار دارد و کم‌کم اعتراف می‌کند که نمی‌توان جلوی کشوری که تصمیم استراتژیک برای دستیابی به فناوری هسته‌ای گرفته است را گرفت. آنها حتی جلوی کشور کوچک و فقیری مثل کره شمالی را هم نتوانستند بگیرند و در مقابل آن کاملا ذلیل شدند چه برسد به ایران قدرتمند آن هم در شرایطی که مسئولین عزتمندی در ایران بر سر کار هستند که هیچ وقت مقابل دشمنان کم نمی‌آورند.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://pyadero-khaterat.persianblog.ir/post/123</link>
      <author>محمد </author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=293665&amp;postID=4843808</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-293665.post-4843808</guid>
      <pubDate>Sat, 16 Sep 2006 05:29:00 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>
