هولوکاست

اوايل نيمسال تحصيلی قبل از ترميم در کلاس امنيت شبکه شرکت می‌کردم. استاد باحالی داشت که بيشتر وقتش رو به بحث درباره مشکلات امنيتی سامانه کارت هوشمند سوخت و قضايايی مثل اين می‌گذراند. تقريبا همان وقتها که بحث هولوکاست داغ شده بود استاد سر کلاس ماجرايی را تعريف کرد که بی‌ربط نبود البته خود استاد حواسش نبود. استاد: ..... کسی با نام انيگما (معما) آشنايی دارد؟‌ انيگما نام سامانه رمز امنيتی آلمانها در جنگ جهانی دوم و يک در واقع پروتکل رمزنگاری بود. می‌دانيد که بريتانيا يک جزيره است و بنابراين تمام مايحتاج غذايی و چيزهای ديگر بايد با کشتی به اين جزيره حمل شود. آلمانها زيردريايی‌های زيادی داشتند و اينها را در اطراف بريتانيا مستقر کرده بودند و هر کشتی‌ای که قصد رفتن به انگليس داشت را غرق می‌کردند. به اين ترتيب بحرانی در جبهه انگليس پديد آمده بود. شيوه عمل به اين صورت بود که اين زيردريايی‌ها در اطراف جزيره پخش بودند و هر چند روز يک بار به سطح آب می‌آمدند و در همين اثنا مخابرات آلمان مختصات حرکتی کشتی‌ها را به زيردريايی‌ها ارسال می‌کرد تا خود را در مسير اين کشتی‌ها قرار دهند. در اين تبادل اطلاعات از سيستم انيگما استفاده می‌شد. البته انگليسی‌ها هم يک گروه رمز قوی و بزرگ تشکيل داده بودند که همگی در يک قلعه متروکه قديمی در نقطه‌ای دورافتاده تلاش داشتند قفل انيگما را باز کنند. بعد استاد نام يکی از رياضيدانان بزرگ را هم گفت که مغز متفکر اين گروه بوده است و الان اسمش يادم نمياد. اينها تا حدودی سيستم را باز کرده بودند اما نياز به نمونه‌هايی از پيام رمز شده بهمراه اصل پيام داشتند تا قدم نهايی را بردارند. پس از مدتی يکی از زيردريايی‌های آلمان بدست قوای متفقين افتاد و فرمانده زيردريايی بجای اينکه مطابق دستورالعمل مواقع اضطراری اول دستور منهدم کردن دفترچه رمز را صادر کند دستور تخليه زيردريايی را داد و در نتيجه دفترچه رمز بدست انگليسی‌ها می‌افتد ..... اما انگليس بگونه‌ای رفتار می‌کند گويا که دفترچه نابود شده و رمز را نمی‌داند. حتی شايد تعمدا تلفات زيادی را داد تا آلمان‌ها مطمئن شوند که رمز لو نرفته است. پس از مدتی انگليسيها با رمزگشايی اين ارتباطات به کشتی‌ها اطلاع می‌دادند که مسيرشان را عوض کنند. در اينجا استاد گفت: حتی تا آخر جنگ هم انگليس اعلام نکرد که رمز را بدست آورده است ..... فقط در يکی دو مورد چرچيل در سخنرانی عمومی اعلام کرد که اخباری بدست آورده است که نيروهای آلمانی دست به کشتار وسيع اقليت‌ها (يهوديان)‌ در مناطق اشغالی روسيه و در خود آلمان زده‌اند. ظاهرا پس ازين افشاگری دولت مرکزی آلمان به نيروهای عمل کننده اختيارات تام داده و گفته اينجور مسايل را بدون مخابره به مرکز انجام دهند. استاد در انتها گفت که ظاهرا محل گروه رمز بريتانيا الان موزه شده و يک سايت هم بنام انيگما درست کرده‌اند برای يادبود.

خب رسيديم به يکی ديگر از اسناد ادعايی هولوکاست ...... اما چند نکته درباره فرمايشات استاد ..... اولا کاملا منطقی است که کسی که رمزی را بدست آورده اعلام نکند که رمز را دارد ..... شايد منظور استاد اين بوده که هيچ‌گاه چرچيل اطلاعات بدست آمده ازين طريق را علنی نکرد بجز مورد مربوط به هولوکاست ..... در اينجا بايد به اين نکته توجه داشت که دولت بريتانيا در نيمه اول قرن بيستم بشدت درگير تاسيس دولت صهيونيست در اراضی فلسطين در عثمانی بود تا بتواند آينده مستعمرات خود را در آنجا تضمين کند. شخص چرچيل نقطه اوج نفوذ تصميم‌گيران صهيونيست در راس امور بريتانيا محسوب می‌شود ..... بنابراين خيلی ساده‌انديشانه است که رئيس کشوری که درگير نبرد مرگ و زندگی است آنهم در شرايطی که آلمان در آستانه اشغال کامل روسيه است بخاطر حمايت از قربانيان مفروض هولوکاست دست به افشای در اختيار داشتن رمز نيرو‌های دشمن بزند ..... آيا چرچيل در بريتانيا برای ادامه مبارزه با آلمان دچار کمبود مشروعيت بود که بخواهد با افشای مظالم حقوق بشری آلمان افکار عمومی را بر عليه هيتلر برانگيزد؟ ..... آيا فرضيه خيلی گوياتر اين نيست که: ۱- در اثر استفاده متواتر از اطلاعات بدست آمده از رمزگشايی انيگما آلمان شک کرده بود که آيا سيستم رمز لو رفته است؟ با توجه به اينکه بدليل در دسترس نبودن زيردريايی‌ها و دشواری توزيع دوباره کليد امکان تعويض رمز دشوار بوده است ۲- ماجرای کشتارها کاملا ساختگی بوده است و چرچيل با به اصطلاح افشاگری آتشين در اين مورد اتفاقا قصد داشته است به آلمان‌ها بفهماند که ما نه تنها رمز را نداريم بلکه داريم اطلاعات بشدت غلطی را در سطحی بسيار بالا دريافت می‌کنيم ۳- نهايتا پس از کوچ‌های دسته جمعی بزرگ به فلسطين در نيمه اول قرن بيستم اوضاع برای تشکيل دولت صهيونيست آماده بود و تنها نياز به حمايت روانی جهانی داشت. ۴- با انتشار چنين شايعه‌ای يهوديان وحشت کرده و مخصوصا از روسيه که مامن بخش بزرگی از آنان بود بسمت فلسطين هجوم می‌بردند. دستاويز مناسب برای بروز خشونت‌بار اين غده سرطانی و قتل و غارت و نسل‌کشی که در پيش بود آماده می‌شد.

  
نویسنده : محمد ; ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ اسفند ،۱۳۸٤