تبليغات جنگ

جرج بوش: در صورتيکه ايران اقدامات بيشتری در بحران هسته ای انجام ندهد حمله نظامی اجتناب ناپذير خواهد بود.

 جنگ روانی آمريکا بدنبال هموارسازی راه برای يک حمله موفقيت آميز به ايران است. اين هدف عمدتا از راه ترديدافکنی در مورد نيات آمريکا در افکار عمومی دنيا و ايران و در عين حال حفظ اراده مستحکم در حلقه تصميم گيران اصلی بدست می آيد. مهمترين استراتژی آمريکا پيروی از يک الگوی نوسانی در تبليغات عليه ايران است. اين تبليغات دارای دوره تناوب حدودا ۳ هفته ای است و دايما از جنگ تا راه دیپلماتيک تغيير می کند. اين روش باعث می شود که مردم دچار سردرگمی بشن و توانايی تصميم گيری مطابق با واقعيات را از دست بدهند. در اين مورد می توان گفت:

۱-  حمله به ايران و کره شمالی (اعضای باقيمانده محور شرارت بوش) کاملا قطعی است. آمريکا از اين لحظه تاريخی که از نظر نظامی بی رقيب است کمال استفاده را خواهد برد و در اين راه نه از بمبهای کره باکی دارد نه از شهادت طلبی. آمريکا اراده خود برای تسخير جهان را با مداخله آشکار در گرجستان و اوکراين به اثبات رساند.

۲-  اين حمله همه جانبه و هوايی-زمينی و شامل اشغال خواهد بود. صدها هزار نفر به شهادت خواهند رسيد (عراق دويست هزار). بخش مهمی از زيرساختها نابود شده يا به غارت خواهند رفت.

۳-  زمان حمله:‌ وقتی دولت جديد بوش اندکی جا بيفتد و آموزش ارتش عراق برای جايگزينی نيروهای آمريکايی تکميل شود. در حدود تابستان.

۴-   استراتژی آمريکا در تبليغاتش ۲ گام به پيش ۱ گام به پس است.

۵-  آمريکا دايما خود را ناتوان نشان می دهد تا در طرف مقابل احساس قدرت کاذب پديد آورد. تبليغات گسترده مطبوعات آمريکا در مورد گير افتادن آمريکا در باتلاق عراق برای فريب ايران است.

۶-  هدف از مذاکرات تحقير حکومت و پايين آوردن هيبت آن بوسيله دادن امتيازهای مکرر است. آنها واقعا نگران بمب اتمی نيستند بيشتر نگران غرور ما هستند.

  
نویسنده : محمد ; ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ بهمن ،۱۳۸۳