آموزش زبان

موسسات خصوصی آموزش زبان يکی از عوامل مهم ترويج فرهنگ غرب هستند. بارها در پشت کتابهای زبان دبيرستان خوانده‌ايم که يک زبان جديد بمفهوم يک فرهنگ جديد است و می‌بينيم که واقعاْ همينطور هم هست. موسسات آموزش زبان محل تجمع عاشقان غرب است. بيشتر آنها بدنبال مهاجرت به غرب هستند و اصولاْ کمتر کسی را مخصوصاْ در بزرگسالی پيدا می‌کنيد که در اين کلاسها شرکت کند بدون اينکه قصد مهاجرت داشته باشد. اين کلاسها جاييست که فرهنگ غرب بدور از هرگونه نظارتی عرضه می‌شود. کتابهای آموزشی در واقع نوعی آگهی مهاجرت است که در آن زندگی در انگليس يا آمريکا بشدت آرمانی و زيبا جلوه داده می‌شود. در ميان تصاوير کارتونی اين کتابها اثری از مشکلات نيست هرچه هست قانون است و پيشرفت و زيبايی. توصيه غالب برای يادگيری زبان اين است که فيلم زبان اصلی نگاه کنيد. در واقع واضح است که هدف آموزش زبان صرف نيست بلکه آموزش فرهنگ و آماده‌سازی و ترغيب مخاطب برای زندگی در ممالک غربی است. روشن است که هدف ما از يادگيری زبان می‌بايست يادگيری مهارت خواندن باشد در حاليکه موسات آموزش زبان عمدتاْ بر يادگيری مکالمه متمرکز هستند. هدف ما بايد اين باشد که حين فرآيند آموزش هرچه کمتر تحت تاثير فرهنگ غرب قرار بگيريم در حاليکه در کلاسها شما بايد همراه ديگران آواز بخوانيد دست بزنيد و انواع گفتگوهای دوستانه ترتيب دهيد. بايد کتابها را رنگ کنيد شعرها را حفظ کنيد گرامر و لهجه اصيل انگليسی يا غير اصيل آمريکایی ياد بگيريد ..... راستی اين که همان برنامه آموزشی ملی هر کشوری است! ..... بله در واقع کلاسهای زبان ما را در حد زمان در دسترس‌شان آمريکايی بار می‌آورند.

آلودگی هوا در تهران به حد بحرانی رسيده است. دولت احمدی‌نژاد برای اولين بار جسارت آنرا داشت که بدليل آلودگی تعطيلی رسمی اعلام کند. اگرچه تنها فايده اين اقدام اين باشد که مشخص شود اين راهکار اثربخش نيست. لااقل ازين ببعد ديگر  می‌فهميم که هيچ راه ساده‌ای نمی‌تواند ما را در امان بدارد. بنابراين حاصل اين اقدام باز شدن راه برای برخوردهای فعالانه‌تر در آينده خواهد بود. دولت هنوز هم از پای ننشسته و بلافاصله راهکارهای جدی‌تر خود را اعلام کرده است. از جمله اينکه مهلت قانونی برای اجرای طرح کارت هوشمند سوخت را سه ماه جلو انداخته است. بعبارت ديگر از اسفند امسال بنزين ارزان سهميه بندی می‌شود. اگرچه بنظر نمی‌رسد مشکل آلودگی هوا چالش پايداری را برای آينده کشور دربرداشته باشد چون در هر حال ما مجبور هستيم بدليل قيمت بالای بنزين در بازارهای صادراتی به سوخت گاز طبيعی روی بياوريم و اين خودبخود مشکل آلودگی هوا را ظرف ۳-۴ سال آينده حل خواهد کرد. اما مهمترين معضل شهری که در دراز مدت با آن دست بگريبان هستيم مشکل ترافيک خواهد بود. از آنجاکه الگوی حمل‌ونقل درون شهری با شيب تندی بسمت هر نفر يک وسيله نقليه ميل می‌کند هيچ گونه اميدی به افزايش سطح راهها بمقدار لازم برای کنترل ترافيک نبايد داشت. از طرفی نمی‌توان ايده هر نفر يک وسيله نقليه را محکوم کرد اگرچه می‌توان شبکه اتوبوسرانی و مترو را تا حد زيادی گسترش داد اما اينها فقط می‌توانند شاهراهها را پوشش دهند و نقاط بسياری از دسترسی آسان به حمل و نقل عمومی محروم خواهند ماند. مشکل اساسی اين نيست که تعداد اتوبوسها کم است. بلکه مسيرهايی که ما می‌رويم در صورت استفاده از اتوبوس بشدت چند تکه می‌شوند و مساله عوض کردن اتوبوس خودش تبديل به مشکل می‌شود. البته مسوولان می‌توانند به روزهای گذشته برگردند. وقتی که خطوط اتوبوسرانی بلند بودند و تنها به مسيرهای مستقيم محدود نبودند. در مقطعی شهرداری‌ها بدليل آنکه مسيرهای طولانی با يک بليت فرضاْ ۱۰ تومانی برايشان صرفه نداشت خطوط کوتاه را جايگزين کردند که اين مساله مزيت نسبی اتوبوس را تا حدی کاهش داد. بنابراين مجموعه‌ای از راه‌حلها می‌تواند باعث شود همچنان بخشهای زيادی از مردم از وسايل حمل و نقل عمومی استفاده کنند اما در کنار آن بايد توجه کرد که عامل عمده ترافيک تک‌سرنشين بودن خودروهاست. به اين معنی که يک نفر برای جابجايی‌اش مساحت بزرگی از جاده را اشغال می‌کند. يک راهکار برای حل اين موضوع شايد سفارش توليد خودروهای کوچک (مثل خودروهای قديمی ژاپنی) باشد. راه ديگر گسترش استفاده از موتور است. موتور مزيت نسبی بالايی در حمل‌ونقل دارد زيرا قادر است از هرگونه ترافيک عبور کند و هر مسير ناهمواری را بپيمايد. در واقع ورود موتور به عرصه حمل‌ونقل عمومی بسيار موفق بوده است. بعنوان مثال کرايه موتور برای يک مسير مشخص شايد حدود ۵ تا ۱۰ برابر کرايه تاکسی باشد. يکی از نمونه‌های چنين مزيتی استفاده قاليباف شهردار جديد تهران از موتور برای رسيدن به محل سانحه هوايی است که در محاصره ترافيک شديد بوده است (وبلاگ مجال). 

افکار عمومی: مردم حرکت مجلس در دادن رای عدم اعتماد به برخی وزرای احمدی‌نژاد را نپسنديده‌اند و آنرا نوعی تقابل و سهم‌خواهی تفسير کرده‌اند ...... تا ۲ هفته قبل کار مثبتی در سطح شهر زياد بچشم نمی‌خورد اما حالا فعاليتهای عمرانی شروع شده است ....... استفاده نيروی انتظامی از خودروهای بنز مورد انتقاد مردم است. مردم می‌گويند نيازی به چنين خودروهای لوکسی نبود ..... افکار عمومی موضع صميمانه خود را در قبال احمدی‌نژاد حفظ کرده است (وزن سايتها و روزنامه‌ها قبلاْ هم در انتخابات معلوم شده بود) ..... مردم پيشاپيش پيروزی در پرونده هسته‌ای را جشن گرفته‌اند ....... مهمترين وعده احمدی‌نژاد که مردم چشم‌انتظار تحقق آن هستند کاهش نرخ سود بانکی است. هر پيشرفت کوچکی دراين مورد مردم را بوجد می‌آورد ........

تهران و بحران

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٩ آذر ،۱۳۸٤