دولت ملی

فضای سیاسی دنیا یک کل بهم پیوسته است ..... زمانی مهندس موسوی الگوهای اقتصاد چپ گرایانه را با اقتدار در ایران پیاده می کرد که کمونیسم در سطح جهان حامی ملل مظلوم شناخته میشد و متعادل کننده قدرت سرمایه داری ...... هاشمی زمانی با مشت آهنین سیاست تعدیل اقتصادی بانک جهانی را اجرا میکرد که کمونیسم فروپاشیده بود و آمریکا (رییس بانک جهانی) نیروهایی از اقصا نقاط دنیا را در حمله به عراق در جنگ اول خلیج فارس رهبری میکرد ....... خاتمی زمانی توسط ملت برگزیده شد که در سراسر اروپا جنبش های چپ (سوسیال دموکراتها) در پی تجربه شکست خورده انحلال کمونیسم یکی یکی به قدرت بازمیگشتند ....... و اکنون زمانه زمانه ملی گرایی است ....... نه به مفهوم پوسیده جبهه ملی ایران ......... بلکه به مفهوم مصدقی آن یعنی مبارزه در راه منافع واقعی ملت ........ یعنی زیر بار استعمارگران و سیاستهای دیکته شده آنها نرفتن ..... یعنی مبارزه با فساد طبقه حاکم و توزیع عادلانه ثروت ......

نشانه های موج ملی گرایی در جهان سالهاست که آشکار شده است ....... البته این به معنای یک جبر تاریخی نیست ..... انتخاب ملت است .... اما همانطور که وقتی آوازه احمدی نژاد در تهران میپیچد در شهرستانها هم به او رای میدهند در سطح جهانی هم چنین همدلیهایی وجود دارد ....... نظام سرمایه داری آنچنان وجهه خود را  از دست داده است که در سراسر جهان با چیزهای دیگری جایگزین میشود ...... مهمترین شکست سرمایه داری این است که برای ادامه حیات خود مجبور به دروغ گویی و فریب افکار عمومی شده است ........ اشغال افغانستان به بهانه 11 سپتامبر .... اشغال عراق به بهانه سلاحهای اتمی ..... رفتار تبعیض آمیز با ایران .... راه انداختن کودتا در ونزوئلا .... بخاک سیاه نشاندن اقتصادهای شرق آسیا توسط میلیاردرهای غربی و ... نشانه های این ملی گرایی جهانی اینهاست: .... سقوط اقتصادی مکزیک پس از پیوستن به نفتا و کاهش درآمد مردم این کشور به نصف ..... فاجعه اقتصادی در آرژانتین و شورش مردم بر علیه دولت ..... پیروزی لولا داسیلوا رییس جمهور محبوب مردم فقیر در برزیل ..... پیروزی های پیاپی هوگو چاوز (رییس جمهور علوی مسلک ونزوئلا) ...... شکست کودتای آمریکایی در ونزوئلا با ریختن مردم به خیابانها (و کمک ایران) ...... رای منفی برخی کشورهای اروپایی به اروپای واحد ..... مقابله موفق موگابه رییس جمهور مردمی زیمبابوه با زمینداران اشغالگر سفیدپوست (وی چند ماه پیش دوباره در انتخابات پیروز شد) ....... همچنین دستیابی ایران و کره شمالی به فناوری هسته ای که باعث دلگرمی مردم مظلوم جهان است ...... شکست مذاکرات کنکون مکزیک و ....

سیاست تعدیل اقتصادی میگوید: ... 1- ارزش پول ملی را کاهش دهید (کاهش قدرت خرید مردم بدون اینکه دستمزد اسمی آنها کاهش یافته باشد)  2-حمایتها از اقشار محروم را متوقف کنید 3- بجای خودکفایی به صادرات بیندیشید (وابستگی به قدرتهای جهانی که اتفاقا خودشان خودکفا هستند مثلا آمریکا یکی از بزرگترین صادرکنندگان محصولات کشاورزی است)  4- چهار اسبه به سمت زندگی مصرفی غربی بتازید (بازار مصرف برای محصولات غربی)  5- خصوصی سازی (فروش دارایی های دولت به سرمایه داران وطنی که دارای پیوند وثیقی با الیگارشی زرسالار جهانی هستند –بقول عبدالله شهبازی!- یا گاهی حتی مستقیما فروش به خارجیها که با تبلیغات سنگین بر علیه مدیریت دولتی همراه است) 6- باز کردن درها (دست برداشتن از حفظ هویت فرهنگی ملتها به نفع فرهنگ و محصولات فرهنگی غربی) و چیزهایی ازین دست که امروزه تحت عنوان کلی جهانی شدن جامیگیرد .......

  
نویسنده : محمد ; ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ تیر ،۱۳۸٤