حوزه عمومی

یکی از مهمترین عوامل مشکلات جامعه ما اختصاصی سازی سرمایه هایی است که در اصل متعلق به کل جامعه است ...... در حقیقت ما با محبوس کردن سرمایه هایمان در حصارهای تنگ باعث می شویم استفاده کاملی از آنها بعمل نیاید و راندمان و بازدهی آنها کاهش یابد ....... البته در این مورد بیشتر منظورم زندگی شخصی خودمان است نه سطوح بالاتر ...... سه مثال میزنم و اولی درباره نحوه استفاده از کتاب است ....... هر کسی معمولا بسته به اینکه اهل مطالعه باشد یا نه تعدادی کتاب در طول زمان خریداری میکند و پس از مطالعه آنها را در کتابخانه شخصی انبار میکند ...... با اینکه بندرت پیش میاید که کتابی را که قبلا خوانده ایم دوباره بخوانیم باز هم آنها در قفسه ها بطور مرتب می چینیم و به هر کس که گذارش به خانه ما بیفتد پز میدهیم که بعله بنده این کتابها را خوانده ام! ...... چقدر برای ترمیم بیماری غرورمان خوب است که کتابها را پس از مطالعه به کتابخانه عمومی هدیه کنیم تا همه مردم از آن بهره مند شوند ...... یکی از مهمترین مشکلات کتابخانه های عمومی این است که بدلیل بودجه کم و گران بودن کتابها نمی توانند کتابهای روز و بعضا گران را جمع آوری کنند ...... بسیاری از مردم هم به همین دلیل از مطالعه فاصله گرفته اند ...... بنابراین اگر اکثریت مردم کتابخانه های شخصی شان را در کتابخانه ها به اشتراک بگذارند هم کتابخانه ها غنی می شوند هم خود ما بیشتر می توانیم از آنها استفاده کنیم ......

اکثر ما دوست داریم کوچه و خیابان شهرمان زیر سایه سار درختان کهنسال باشد اما تعداد کمی از ما حاضریم در پیاده روی کنار خانه مان یک نهال بکاریم و در طول سالیان از آن محافظت کنیم و آبیاری کنیم تا عابرین و خودمان از طراوت آن استفاده کنیم ...... شهرداری ها هم به غلط هر جا می خواهند درختی بکارند از درختان همیشه سبز کاج و سرو استفاده می کنند ...... در حالی که این درختان با محیط زیست کشورمان سازگار نیست و زندگی در اطراف آنها به جریان نمی افتد ...... نه سایه ای درست میکند که رهگذران استفاده کنند نه رنگ باطراوتی دارد ..... میوه ای هم ندارد که جانوران ریز و درشت با آن گذران حیات کنند ...... در حالی که در طول تاریخ در تهران درختهای چنار و بید تبریزی و توت سفید اکثریت را داشته اند ....... و با آب و هوای اینجا هم سازگارند ......

مورد دیگر اینکه بچه ها وقتی به مرز نوجوانی میرسند معمولا دست به اختصاصی کردن بعضی اموال خانواده میزنند ...... مثلا رادیو و ضبط یا رایانه را به اتاق شخصی شان منتقل می کنند ...... این کار باعث میشود رغبت سایر اعضای خانواده برای استفاده ازین امکانات کاهش یابد و خود فرد هم بدلیل جداافتادگی از دیگران استفاده کمتری از مثلا رایانه خواهد کرد ....... در حالیکه انتقال این ابزارها به فضاهای عمومی خانه باعث میشود دیگران هم در استفاده از آنها سهیم شوند و بتدریج نحوه استفاده از آنها را بیاموزند و این آموزش یک سرمایه گزاری بلند مدت خداپسندانه هم هست ...... همچنین در این صورت خانواده میتواند کنترل موثری درباره نحوه استفاده ازین ابزارها توسط اعضای خانواده داشته باشد.

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ تیر ،۱۳۸٤