انتخاب اجتماعی

(سوره توبه آيه ۹۰) ... نيست بر ضعيفان و نه بر مريض و نه بر کسانی که چيزی برای انفاق (در راه جهاد) نمی‌يابند گناهی ... آنگاه که برای خدا و رسول نصيحت کنند ... بر نيکوکاران ايرادی نيست ... و خداوند آمرزنده مهربان است ... (آيه ۹۱) و نيز بر کسانی که چون به نزد تو آمدند ... که سوار و رهسپارشان کنی ... گفتی چيزی ندارم که شما را بر آن سوار کنم ... روی گرداندند ... در حالی که چشم‌هايشان لبريز از اشک بود ... از غم آنکه ... چرا چيزی ندارند ... که خرج راه کنند ... (آيه ۹۲) ايراد بر آنان است ... که از تو اجازه می‌خواهند ... در حالی که توانگرند ... راضی شدند با خانه‌نشينان باشند ... و خدا بر قلب‌هايشان مهر نهاد ... پس درنمی‌يابند ...

نظريه انتخاب اجتماعی می‌گويد اخلاق در اثر آزمون و خطا بشيوه تکاملی بوجود آمده است. به اين معنی که در طول تاريخ جوامع مختلف با اخلاقيات مختلف بوجود آمده‌اند ولی تنها آنهايی شانس بقا يافته‌اند که اخلاق و عمل اجتماعيشان برای بقا مساعدتر بوده است. اين نظريه منشاء الهی اخلاق را رد می‌کند و اعتقاد به آن موجب می‌شود هرآنچه را که برای بقا مناسبتر باشد بعنوان اخلاق حقيقی بپذيريم. در حقيقت در صورت پذيرش اين نظر ديگر اخلاقی برجای نمی‌ماند چون طبيعتا انسان در هر شرايطی تمايل دارد آن کاری را انجام دهد که برايش زيان کمتری داشته باشد و نفع بيشتر. بنابراين باطن اين نظريه اين است که اخلاقی وجود ندارد و بايد هرآنچه به نفع جامعه و بقای آن باشد انجام داد. و در عمل به اين صورت از آن برداشت می‌شود که هرچه به نفع يک فرد انسان باشد اخلاقی است.

برای رد اين نظريه می‌توان گفت که آنچه بعنوان اخلاق می‌شناسيم اتفاقا در اکثر موارد بر ضد و ضرر خود ماست. بعنوان مثال اخلاق می‌گويد دزدی نکن دروغ نگو و ... و اين قوانين در واقع محدود کننده اعمال انسان است. انسان با عمل به توصيه‌های اخلاقی (هر چند به صورت محدود) فرصتها و منافع مادی را از دست می‌دهد آرامش روحی را از دست می‌دهد و ممکن است حتی آبروی خود را ببرد و گاهی جان خود را نيز از دست بدهد. بعنوان مثال اگر شما ببينيد که مظلومی را وسط خيابان کتک می‌زنند اخلاق به شما حکم می‌کند که وارد معرکه شويد و از او دفاع کنيد. اما اين کار ممکن است به بهای آسيب ديدن خودتان تمام شود. ممکن است گفته شود اين کار در مجموع جامعه را سالم می‌کند. البته در اين شکی نيست که رعايت دستورات اخلاقی در نهايت به نفع (حتی گاهی مادی) فرد و جامعه است اما اين هميشگی نيست. بعنوان مثال ملت ايران با دفاع (کم رمق) از ملت فلسطين لزوما به رفاه خودش نيفزوده است. در مقابل ابرقدرت‌های دنيا با غارت ثروت فقرا هر روز ثروتمندتر می‌شوند و عدم رعايت اصول اخلاقی باعث تسريع نابودی آنها نمی‌شود بعکس تقويتشان می‌کند.

در مقابل می‌توان گفت که اصول اخلاقی از آنجايی که واقعا درست هستند و حق هستند بعنوان يک گزينه برتر همواره در ذهن انسان حضور دارد و انسان بخاطر شرافتی که در درون خويش احساس می‌کند (گاهی) به آنها عمل می‌کند. اخلاق جلوه‌ای از حق است و حق نيز يگانه است و تناقضی نيست که منشاء اصلی اخلاق را خدا (دين يا کتاب) بدانيم و يا فطرت انسان. و حکمت خداوند اقتضا می‌کند که پايبندی به حق در دنيا يا آخرت به منفعت انسان و جامعه باشد.

لينک‌های خبری:

پاسخ لاريجانی به انتقادات

سيد حسن نصرالله:‌ حمله به مسجدالاقصی بی‌پاسخ نخواهد ماند 

خاتمی ملاقات با رئيس جمهور اسرائيل را بشدت تکذيب کرد

رشد سفرهای نوروزی در ايران

مسجدالاقصی يکشنبه در معرض هجوم صهيونيست‌ها

احتمال استقرار نيروهای واکنش سريع آمريکا در جمهوری آذربايجان

فراماسونر لژ‌ پهلوی يا قطب فرقه ذهبيه احمديه؟

  
نویسنده : محمد ; ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٩ فروردین ،۱۳۸٤