اسلام و حقوق بشر

۱- امام صادق( عليه‏السلام ) : "هر مؤمني كه به قاضي يا سلطان ستمگر شكايت برد و به غير از حكم خدا درباره او دادرسي شود در اين گناه با او شريك است... [ حتي [ كسي كه فقط اسم خود را در ديوان جباران از فرزندان "فلان كس" سياه كند خداوند او را در قيامت به حالت سرگرداني محشور مي‏كند... آنها را در بناي مسجد هم ياري نكنيد... كسي كه بقاء وجود حكومت آنها را دوست بدارد از آنها محسوب مي‏شود و جايگاهش آتش خواهد بود...] بدانيد ] مشاركت در اعمال آنها و كمك نمودن به آنها و به دنبال تقاضاها و درخواستهاي آنان رفتن، هم پايه كفر است... چيزي از دنياي آنها به شما نمي‏رسد مگر آنكه به همان اندازه دينتان را به باد مي‏دهد." اگر امام در مورد همکاری با حکومت غصبی اسلامی اينطور با شدت واکنش نشون ميدن در مورد همکاری با کفار اونم از نوع حربی چه خواهند گفت؟ اگر کمک به بنی عباس برای ساخت مسجد رو هم معادل کفر دونستن کار کردن مسلمونايی که ميان اينجا و برای آمريکا کار ميکنن چه حکمی داره؟ آيا در شرايطی که در داخل کشور هم ميشه کسب علم کرد و درس خوندن در اينجا مستلزم کار کردن برای اينهاست اين کار درسته؟

۲- گفتمان حقوق بشر معتقد است انسان و حق زيستن و سلامتی و آزادی او بالاترين آرمانی است که بايد برای آن کوشش کرد. بعنوان مثال اين گفتمان با هرگونه مجازات اعدام مخالف است و هرگونه شکنجه يا آزار جسمی را مردود می شمارد. در اين راه مهم نيست انسانهای بسياری از فقر بميرند يا جامعه دچار انواع آلودگيها شود. حال آيا اسلام چنين ديدگاهی را می پذيرد؟ واقعيت اين است که اسلام برای سلامتی و کارکرد درست جامعه اهميت بسياری قايل است و به همين دليل واکنش آن به برخی مظاهر خلافکاری بسيار شديد است. بعنوان مثال اسلام حکم به قطع انگشتان دزد با برخی شرايط ميدهد و مسلما اين حکم در صدر اسلام اجرا ميشده. در صورت اجرای اين حد الهی هزينه دزدی بسيار بالا ميرفت و دزدان سابقه دار براحتی شناخته ميشدند و امنيت جامعه بسيار افزايش می يافت. يا حد زنا که در اسلام سنگسار(در مورد متاهلين) يا شلاق (مجردين) است در صورت اجرا باعث ايجاد امنيت جنسی و پاسداری حريم خانواده ميشود و يا حد شرابخواری که هشتاد ضربه شلاق است. بنابراين از منظر اسلام سعادت انسان در آخرت از آسايش اين دنيايی وی اهميت بمراتب بيشتری دارد و ديدگاه اسلام با حقوق بشر غربی کاملا متفاوت است. حقوق بشر در نهايت منجر به لغو تمامی مجازاتها و کنترلهای اجتماعی می شود و به جامعه اجازه می دهد که در آشوب اخلاقی تمام عياری غوطه ور شود بدون اينکه اراده ای برای اصلاح وجود داشته باشد. چنين جامعه ای بسرعت عناصر قدرت خود را از دست داده هيچ گاه به سلامتی و آزادی دست نخواهد يافت. بنابراين از نظر اسلام بر هر کس که آگاهی از حدود الهی و شرايط دقيق آنها دارد واجب است در صورتيکه اين کار موجب ضرر و زيانش نشود در محدوده اختيار خود حدود الهی را اجرا کند.

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۱:٥۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ بهمن ،۱۳۸۳