ولايت

یکی از یاران همراه حضرت امیر (ع) در صحرا می‌رفتند که از ایشان سوال کرد ولایت یعنی چه؟ حضرت به جای پای خویش در خاک اشاره کرد و فرمود یعنی پایت را درست جای پای من بگذاری .....

در هفته‌های اخیر اتفاقات جالبی در عرصه سیاسی افتاده است. آغاز این مسایل در مراسم ۱۵ خرداد قم بود. در آنجا تعدادی از طلبه‌ها وسط سخنرانی آقای هاشمی بلند می‌شوند و بنا می‌گذارند به اینکه ما سوال داریم. البته این گروه توسط نیروهای امنیتی دستگیر و به بیرون هدایت شدند. متعاقب آن رهبر انقلاب واکنش شدیدی به اینگونه اقدامات نشان دادند و خواستار تحقیق پیرامون این حادثه شدند. اتفاق جالبی که افتاد بی‌اعتنایی مطلق روزنامه پرتو به واکنش رهبری بود. آنها عمدتا روی این محور تبلیغاتی متمرکز بودند که تظاهرات ۱۵ خرداد قم در سالهای حاکمیت اصلاحات توسط خود آنها راه‌اندازی شده و آنها مخالف سخنرانی آقای هاشمی در این مراسم بوده‌اند و آنرا نوعی مصادره به مطلوب عنوان می‌کردند. عنوان میشد که سوال کردن نباید موجب کتک خوردن و دستگیری افراد سوال کننده بشود مخصوصا که در لباس روحانی نیز بوده‌اند.

باید گفت این جریان ظاهرا فاقد دو عامل ولایت پذیری و تحلیل عمیق هستند. آنها احتمالا تحت تاثیر شایعات موجود در جامعه در مورد ثروت بی‌حد هاشمی و همچنین اعتراضات گاه‌وبی‌گاه برخی مزدوران در نماز جمعه بر علیه هاشمی شده‌اند. البته من نمی‌گویم هاشمی از آنها به اسلام نزدیکتر است. موضع من همیشه ضدیت با هاشمی مخصوصا در انتخابات ریاست جمهوری بوده و هست. معتقدم اگر هاشمی در انتخابات پیروز می‌شد خطر بزرگی انقلاب را تهدید می‌کرد. اما حالا که هاشمی با مخالفت‌های انتخاباتی پیاپی مردمی اینقدر ضعیف شده دیگر لگد به مرده زدن شایسته نخواهد بود. موضع مردم نیز همین است. بعضی‌ها بعد ازینکه به بدترین وجهی هاشمی را در انتخابات شکست دادند حالا گاهی حتی دلشان برایش تنگ می‌شود و می‌خواهند که هاشمی برود چندتا طرح افتتاح کند. در نماز جمعه وقتی هاشمی بیاید به احترامش بلند می‌شوند ولی عمده جمعیت در هنگامی که شعار «هاشمی هاشمی حمایتت می‌کنیم» سر داده می‌شود سکوت بسیار معناداری می‌کنند. البته این باعث نمی‌شود مردم پشت سرش نماز نخوانند. تا زمانی که هاشمی در چارچوب رهبری باقی بماند از سکوت مردم برخوردار خواهد بود. دشمن با استفاده ازین شکاف از زمانی که من یادم می‌آید همیشه افرادی را اجیر می‌کند تا سر سخنرانی هاشمی در نماز جمعه بلند شوند و داد و بی‌داد راه بیندازند و دستگیر شوند (و البته می‌دانند که زود آزاد خواهند شد). این موضوع در ماه‌های اخیر بشکل جالبی رسیده بود. به این صورت که دقیقا وقتی هاشمی به اعلام موضع در مورد لبنان می‌رسید یک دلسوخته‌ای پا می‌شد و می‌گفت دروغ میگه!! مردم هم مخصوصا نماز جمعه‌ای‌ها آگاه هستند. آخرین باری که چنین اتفاقی افتاد مردم شروع کردند به هیس گفتن و طرف خودش ساکت شد.

موضوع زمانی روشنتر شد که پس از پاسخ کتبی هاشمی به رنجنامه طلاب که در آن اتهامات مالی را رد کرده بود آنها دوباره بر اتهاماتشان با وضوح و جزئیات بیشتری تاکید کردند. در اینجا رهبری دوباره واکنش نشان دادند و تخریب‌ها را محکوم کردند. پس از صحبت رهبری وقتی سراغ مصباح رفتند و از او درباره هاشمی پرسیدند گفت که ما بهر حال با ایشان اختلافات اصولی داریم و اگر چیزی می‌گوییم از روی تکلیف شرعی است. در اینجا خوب است جمله‌ای هم درباره خاتمی بگوییم. همه می‌دانیم که اخیرا رهبر انقلاب از پذیرفتن کوفی عنان بدلیل همراهی سازمان ملل با اسراییل خودداری کردند حال چگونه است که خاتمی درپی ملاقات با کارتر است؟ و اگر این اقدام با هماهنگی رهبری بوده است چرا با یک مقاله فاطمه رجبی لغو شد؟‌ چرا جرج بوش اینقدر برای خاتمی هیجان‌زده شده است؟ البته خاتمی عضو رسمی خط امام است و یادش هست که امام گفت هر وقت غربیها از شما خشنود شدند بدانید در خطا هستید .....

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ شهریور ،۱۳۸٥