ترافيک

يکی از بچه ها که تازگی بعد از چند سال رفته بود ايران از کارهايی که شهردار برای روان شدن ترافيک انجام داده تعريف می کرد. مثلا ازينکه چراغ قرمز سر شهربازی حذف شده. وقتی که شورای جديد تازه انتخاب شده بود اعلام کرد که ظرف ۴۵ روز تمام چاله های تهران پر می شود! ناگفته پيداست که اصلاح طلبان از خنده غش کردن! اما من که هر روز تو مسيرم از خونه به دانشگاه از دهها چاله رد ميشدم می ديدم که هر روز بعضی ازونا علامت می خورد و چند روز بعد اصلاح ميشد. شورا حرفشو عملی کرد. از وقتی هم که شهردار اومد واقعا اقدامات وسيعی در سراسر تهران شروع شد مثلا جلوی کوچه ما يه پل هوايی قديمی بود که چون عرضش کم بود يه گلوگاه برای خيابون شده بود و ترافيک شديدی ايجاد می کرد. ظرف چند ماه پل رو برداشتن تمام جدول بنديها رو عوض کردن و پل جديدی درست کردن. سرعت کار واقعا محسوس بود.

حل مساله ترافيک نيازمند مديريت تحولگراست. ۳-۴ سال پيش روزنامه همبستگی انتقادات گزنده ای رو متوجه صنعت خودروسازی کرده بود و هدفش هم کاهش توليد خودرو بود البته با اينکه اصغرزاده عضو شورا بود عملا کار مهمی صورت نداد و من چند وقت بعد وقتی يه آگهی نيم صفحه ای ايران خودرو رو توی صفحه اولش ديدم فهميدم که خودروسازها چه قدرتی دارن. اونا استدلال ميکنن که افزايش توليد باعث ايجاد عدالت ميشه چون همه صاحب خودرو ميشن اما بنظر من اين کار با دامن زدن به ترافيک باعث ميشه حتی اتوبوس سواران هم مشکل پيدا کنن و بيشتر به ظلم بالسويه شبيهه.

اتفاق جالب ديگه ای که تو ايران افتاده افزايش شديد موتور سوارانه که مصداق بهتری برای عدالته. موتور ترافيک ايجاد نميکنه سوخت کمی مصرف ميکنه هوا رو کمتر آلوده ميکنه ارزونه و همه مخصوصا جوانان که فقرای واقعی هستن امکان خريدشو دارن. البته سروصداش گاهی زياده و بدليل استفاده نادرست بسيار خطرناکه. موتور باعث شده صنعت حمل و نقل سريع بار و مسافر در ايران رونق زيادی پيدا کنه و در حال حاضر تنها پادزهر ترافيکه. يه شغل آبرومندانه برای بسياری از جوانان و باعث کاهش بسياری از سفرهای غيرضروری درون شهری با استفاده از پيک بوده. حتی برای خودش نهادهايی شبيه تاکسی سرويسها رو بوجود آورده و کاملا قانونمنده. بنظر من سيستم حمل و نقل در تهران واقعا پيشرفته تر و پيچيده تره از اين روستايی که ما توش زندگی ميکنيم. بارها شده که مجبور شدم بخاطر نداشتن ماشين و مثلا جا موندن از اتوبوس کلی منتظر بمونم يا تو سرما پياده برم! يادمه يبار که تو تهران هوا بارونی و ترافيک سنگين شده بود اتوبوس به يه خيابونی رسيد (فاطمی؟) که ترافيکش خيلی شديد بود. بعد از کمی صبر موتوريا اومدن توی پياده رو و تعدادی از مسافرا هم پياده شدن و از اون گره ترافيکی با موتور رد شدن. 

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ بهمن ،۱۳۸۳