داروينيسم

1- تازگیها رفته بودم شمال. بعد از دو سال که آنجا را میدیدم تغییر زیادی کرده بود. مخصوصا چیزی که قبلا درباره اش نشنیده بودم این بود که دریا را مختلط کرده بودند!!!! .... البته خانمها با لباس کامل وارد آب میشدند اما آقایان تنها از استفاده از مایوهای بدون پاچه منع می شدند. بهتر است مسئولین به آقایان هم توصیه کنند با پوشش بیشتر وارد آب شوند زیرا نظر زن بر بدن مرد نامحرم نیز حرام است. البته آقایان نیز بعضا با زیرپیراهنی و شلوار بلند می آمدند. مساله دیگر ایجاد اختلاط است. البته چون در شمال معمولا خانواده ها حضور دارند این مشکل کمتر حاد میشود مخصوصا بدلیل اینکه فضای دریا بزرگ است و هر خانواده ای به گوشه ای می روند. اینکه چرا اصولا چنین اقدامی انجام شده مسئولین می گویند بدلیل اشراف ساخت وسازهای جدید چندطبقه در ساحل به آنان چنین دستوری داده شده. البته شخصا فکر میکنم ایده خوبی باشد. پس از سوءاستفاده هایی که از استخرهای زنانه بوسیله موبایلهای دوربیندار یا شبیه آن بوجود آمد این شیوه راه مطمئنتری برای تفریح خانوادگی خواهد بود.

2- چند روز قبل به میدان انقلاب سر زدم تا کتاب اعترافات یک جنایتکار اقتصادی (مامور بانک جهانی) که پاورقی آن در روزنامه کیهان منتشر میشود را بخرم. قیمتش 4200 تومان بود. پشیمان شدم و بجایش یک کتاب چاپ 83 به قیمت 2000 تومان را خریدم. براحتی میشود دید که قیمت کتاب طی این دو سال دو برابر شده یعنی سالی پنجاه درصد رشد داشته... همینکه اسم نویسنده را دیدم در خرید کناب شک نکردم: لستر تارو : برندگان و بازندگان جهانی شدن. استاد اقتصاد دانشگاه ام آی تی. برای اینکه حق مطلب را ادا کرده باشم باید بگویم که بخشهای زیادی از طرز فکر اقتصادی خودم را از لستر تارو و بطور مشخص کتاب آینده سرمایه داری او گرفته ام. مخصوصا انتقاداتی که به نظام آمریکایی داشته ام. از او تا بحال سه کتاب خوانده ام. کتابی با نامی شبیه به برخورد بزرگ که در دهه 80 نوشته درباره ویژگیهای سه اقتصاد برتر جهان یعنی ژاپن آمریکا و اروپا. کتاب آینده سرمایه داری که در دهه 90 نوشته درباره کلیت نظام سرمایه داری در یک منظر تاریخی. و کتاب جهانی شدن که سال 2003 نوشته شده است. لستر تارو در کتاب برخورد بزرگ تلاش می کند تا نوری بر معجزه اقتصادی ژاپن بیفکند. وی با مقایسه ویژگیهای تمدنی سه اقتصاد بزرگ خوشبینی خود را به اروپا نشان میدهد. وی می گوید چون کسی در دنیا قوانینی با صبغه جهانی وضع نمی کند بناچار دنیا در آینده از قوانینی که اکنون اروپاییها برای همگرایی خود مینویسند پیروی خواهد کرد. در کتاب آینده سرمایه داری ایده های بسیار جالبی را مطرح می کند که این کتاب را به یکی از مشهورترین کتب دهه 90 تبدیل می کند. تارو پس از فروپاشی کمونیسم و طرح نظریه پایان تاریخ میپرسد: مگر نه این است که سرمایه داری معتقد است تنها از درون رقابت است که سیستم می تواند اصلاح شود و بقای خود را حفظ کند؟ پس چطور میتوان معتقد بود خود نظام سرمایه داری در شرایطی که هیچ رقیبی برای آن باقی نمانده میتواند خود را اصلاح کند و بقای خود را حفظ کند؟ وی کلا در این کتاب برخلاف جو حاکم در آن زمان نگرش بدبینانه ای به سرمایه داری دارد و معتقد است بزودی فرو خواهد پاشید. در این کتاب بطور مشخص روی مساله کسری تراز پرداختی آمریکا (که این روزها ارزش دلار را روزبروز کاهش میدهد) کاهش منظم متوسط دستمزدها بصورت سالیانه 1% در آمریکا از سال 1970 تاکنون و مساله ورشکستگی قریب الوقوع دولت رفاه و نظام تامین اجتماعی در سراسر دنیا بدلیل پیر شدن جمعیت می پردازد. همچنین نیم نگاهی دارد به نظام ورشکسته آموزش مدرسه ای آمریکا.

اما در کتاب جدیدش لستر تارو دیدگاه کاملا جدیدی اتخاذ میکند. بدون اینکه مطالب قبلی را نفی کند با سکوت و بی اعتنایی از کنار آنها میگذرد. بیان می کند که علیرغم پیش بینی وی در ده سال قبل هنوز هم کاهش سالیانه 1% دستمزدها در آمریکا ادامه دارد بدون اینکه فقرا دست به شورش بزنند پس هیچ مساله مهمی نیست. از کنار مساله آموزشی آمریکا می گذرد ئ تنها به تذکر این نکته بسنده میکند که ما بطور واضحی در آموزش علوم و مهندسی ضعیفیم. البته آنقدر برتری فناوری آمریکا جلوی چشمش را گرفته که احساس خطر نمی کند. باید توجه داشته باشیم که تارو این کتاب را که در واقع دفاعیه بر جهانی سازی آمریکایی است در سال 2002 می نویسد یعنی زمانی که آمریکا تازه افغانستان (!) را گشوده و عراق را هم تسخیر کرده و در اوج قدرت جهانی خود قرار دارد. البته اگر الان در 2006 میخواست کتابش را بنویسد مسلما اینقدر لاف نمیزد! در فرازهای ابتدایی کتاب بنظر میرسد با رییس جمهوری خواهان کنگره آمریکا طرفیم. می نویسد: جهانیان (ژاپن و اروپا) نمی خواهند هزینه ایجاد یک ارتش بین المللی را برعهده بگیرند پس نباید در مقابل آمریکا که یکتنه به حل مشکلات جهانی میپردازد اعتراضی داشته باشند. می گوید وقتی شما تنها قلدر محله تان باشید طبیعی است که همه فکر کنند شما آدم ظالمی هستید. البته این جملات نیازی به نقد ندارد و خودش گویاست. تز اصلی کتاب این است که راه ثروتمند شدن آمادگی برای تغییر و جهانی شدن است (مثل کتاب چه کسی پنیر مرا جابجا کرده است!) ازینجا نتیجه میگیرد که هر کسی که فقیر است تقصیر خودش است چون آدم دگمی است و توانایی تغییر کردن را ندارد پس نیازی نیست کسی با جهانی شدن مخالفت کند بلکه باید به آن پیوست. وی مثالهای متعددی ازین معجزات اقتصادی جهانی شدن ارائه میدهد. البته از آنجاکه بسیاری ازین به اصطلاح معجزات اقتصادی قبل از سال 2000 در بحرانهای پی در پی آسیایی و آمریکای جنوبی به مرز افلاس رانده شدند تارو پس از گذشت چند ده صفحه تقریبا دچار تناقض گویی می شود تا جایی که در گوشه ای اعتراف می کند که تنها آنهایی موفق شدند که همپیمانان مهم آمریکا بشمار میرفتند (کره جنوبی). در واقع آمریکا از بلعیدن اینها صرف نظر کرد تنها به این دلیل که در مرز با کمونیسم بتوانند بعنوان الگو مطرح شوند. در این کتاب تارو پیش بینی می کند که بحران سقوط ارزش دلار به اولین آشفتگی بین المللی اقتصادی بینجامد. سقوط آمریکا بنظرش محرز است. هنوز به چین اعتقادی ندارد و اروپا را کاملا فراموش کرده است. معجزه اقتصادی ژاپن را بدلیل اتخاذ سیاست صادرات محوری میداند که دیگر امکان ادامه آن بدلیل اشباع بازار آمریکا وجود ندارد. تنها چیزی که به آن اعتقاد سرسختانه دارد داروینیسم اجتماعی و اقتصادی در قالب جهانی شدن است و اینکه بگذار از گرسنگی بمیرند. شاید هم با گلوله خودمان زودتر خلاصشان کنیم ....

  
نویسنده : محمد ; ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ تیر ،۱۳۸٥