دولت تحصيل‌دار

خانم تدی اسکاچ‌پل جامعه شناس انقلاب پس از انقلاب ايران در تلاش برای اصلاح نظرات خود که با وقوع انقلاب اسلامی به چالش کشيده شده بود نظريه دولت تحصيل‌دار (رانتی. رانت‌خوار) را ارائه داد. دولت تحصيل‌دار دولتی است مثل دولتهای کشورهای نفتخيز که درآمد کلانی را از خارج از کشور (مثلا از طريق صدور نفت) دريافت می‌کنند. اسکاچ‌پل در تلاش برای ارائه دليلی برای وقوع انقلاب اسلامی ادعا کرد که دولت تحصيل‌دار از آنجاکه منبع درآمدش وابستگی چندانی به ماليات و منابع مردمی ندارد نسبت به مطالبات مردمی بی‌توجه است و موجب وقوع انقلاب می‌شود. پس از ارئه اين نظريه در ده ۸۰ ميلادی اين نظريه وارد حوزه نظريات توسعه نيز شد. ادعا شد که مردم کشورهای نفتخيز از آنجاکه ثروت بزرگی بدون زحمت بدست آنها آمده است اصولا مردمی تنبل هستند و ازينرو تا زمانی که نفت در مملکت آنها هست پيشرفت نخواهند کرد.

آنچه در این مورد می توان گفت این است که اولا پیش فرض اسکاچ پل در مورد جدایی دولتهای سرزمین های نفت خیز از مردم ادامه انگاره استبداد شرقی است که در آن شرق شناسان تصور می کنند خاک مغرب زمین اصولا دمکراسی خیز است و دولتهای مشرقی از ابتدای تاریخ مظهر استبداد رای بوده اند. از سوی دیگر به همان سادگی می توان استدلال کرد که دولتهای متکی به نفت استعداد بیشتری برای برپایی عدالت در جامعه دارند. اشکال استدلال اسکاچ پل این است که بلافاصله دولت نفتی را در مقابل دولت متکی به مالیات قرار می دهد بگونه ای که این تصور ایجاد می شود که منبع درآمد چنین دولتی به عدالت از مردم اخذ می شود. در حالی که نه تنها این چنین نیست بلکه شقوق مختلفی برای یک دولت غیر نفتی متصور است. اولا مالیات از ثروتمندان بمراتب بیشتر اخذ می شود تا نیازمندان (در حالت ایده آل). بنابراین اگر بنابراین باشد که هر چقدر پول بدهی همانقدر هم آش می خوری ثروتمندان فریادشان در یک نظام مالیاتی اثربخشتر خواهد بود چنانکه هست. از سوی دیگر تجربه تاریخی نشان می دهد که دولتهای فقیر و محتاج منابع مالی بسادگی اسیر دست قدرت های مالی بین المللی می شوند و با یک امضا تمام استقلالشان را می فروشند. چنانکه دولتهای اروپایی بعد از قرون وسطا رهین رباخواران یهودی بودند.

در مورد توسعه و اثر نفت باید پرسید مگر همه کشورها باید انباشت سرمایه شان را با تجارت تریاک یا با جنگهای استعماری و غارت هند و آندلس یا از راه رباخواری بدست آورند؟ مثلا آمریکایی ها که با تجارت برده های آفریقایی و شکار انسان زنده  ثروتمند شدند مورد اعتراض قرار گرفتند؟ حالا نمی توانند ببینند یکی با استخراج معادن کشور خودش سرمایه لازم برای توسعه صنعت را فراهم آورد؟ آن هم نفتی که به ثمن بخس می خرند و مالیات دولتهای مصرف کننده از واردات آن از درآمد صادرکنندگان بیشتر است!

  
نویسنده : محمد ; ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ تیر ،۱۳۸٥