تعرب بعد از هجرت

جامعه انسانی از قشرهای متفاوتی تشکيل می‌شود. يکی ازين اقشار مهم و تاثيرگذار رهبران اجتماعی هستند. منظور کسانی است که رهبری و هدايت جوامع کوچک را در دست دارند. بعنوان مثال در يک دوره دانشگاه بيشتر دانشجويان حول محور افراد بااستعداد و قوی در زمينه درسی گروههايی تشکيل می‌دهند. اين گروهها وظايف اجتماعی را بوجود می‌آورند که نهايتا رهبری آنها بعهده همين رهبران است. بعنوان مثال خود ما در دوره ليسانس افراد با استعدادی را داشتيم. اگر قرار بود از کسی جزوه بگيريم از آنها می‌گرفتيم. اگر قرار بود در تمرين‌ها کمک بگيريم از آنها می‌گرفتيم. اگر قرار بود اشکالاتمان را سوال کنيم از آنها می‌پرسيديم. اگر قرار بود کسی برود با استاد صحبتی بکند آنها بودند. اگر قرار بود بچه‌ها را برای حرکتی بسيج کنيم آنها بايد جلو می‌رفتند. در مجموع می‌توان گفت جامعه افرادی را بعنوان نخبه انتخاب می‌کند و سپس بيشتر مسووليتهای اجتماعی را بگردن آنها می‌اندازد. اين افراد در طول زندگی خود تجارب گرانبهايی کسب می‌کنند. آنها ياد می‌گيرند که چطور بايد با استاد حرف زد. آنها تمرين‌ها را حل می‌کنند در نتيجه از نظر درسی بيشتر پيشرفت می‌کنند. آنها ياد می‌گيرند چطور جمع را هدايت کنند مديريت کنند و غيره.

حال در نظر بگيريد دقيقا همين افراد هستند که در جريان مهاجرت از دست می‌روند. نتيجه چيست؟ آنها در طول حضورشان در جامعه مبدا موقعيت‌هايی را اشغال کرده بودند که نه تنها باعث آموزش خودشان شد بلکه امکان اين آموزش را از ديگران سلب کرد. بنابراين اينها وقتی می‌روند نه تنها کشور را از توانايی‌های خود محروم می‌کنند بلکه امکان احيای مجدد را از سيستم سلب می‌کنند. آنها با رفتنشان در درجه اول اميد را می‌کشند و انگيزه را نابود می‌کنند. جوی می‌سازند که مرکز را به جايی ديگر منتقل می‌کند و ديگران در برهوتی که باقی می‌مانند احساس می‌کنند بايد بروند به جايی که حداقلی از ساختارهای اجتماعی در آنجا وجود داشته باشد. اما چه چيزی ساختارهای اجتماعی جامعه مبدا را تخريب کرد؟ بجز همان کسانی که رفتند؟ براستی چرا اسلام تعرب بعد از هجرت را در رديف ۱۷ گناه کبيره قرار داد؟ چرا پيامبر تمام مسلمانان را در صدر اسلام به مدينه فراخواند؟ آيا نيروی انسانی صرفا چيزی است در حد سرمايه که بصورت خطی کم و زياد شود؟ قبلا در يادداشت رشد علمی مدل کارآمدی شبکه‌ای را برای اجتماعات انسانی بحث کردم. اما نه اينکه تنها کارايی متناسب با مربع تعداد باشد بلکه کسانی هستند که اگر آنها نباشند ساختار جامعه تا حدی فرومی‌پاشد.

  
نویسنده : محمد ; ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ خرداد ،۱۳۸٥