انتقال به پارسیبلاگ
به اطلاع میرساند این وبلاگ به آدرس pyaderokhaterat.parsiblog.com در سرویسدهنده پارسی بلاگ انتقال یافت.
ویژگی مثبت پارسیبلاگ میزبانی آن روی سرور ایرانی سروش رسانه متعلق به صدا و سیما است که باعث میشود برای دانلود وبلاگ نیازی به استفاده از خطوط ارتباطی بینالمللی نباشد. به همین دلیل پارسی بلاگ بسیار سریعتر از بلاگرهای دیگر است و همچنین در مواردی که ارتباطات خارجی قطع میشود (برای مثال در شرایط بد آب و هوایی که ارتباطات ماهوارهای محدود و کند میشوند یا در پیک مصرف پهنای باند) این موضوع هیچ تاثیری بر پارسیبلاگ نخواهد داشت. پارسیبلاگ یک سرویسدهنده به تمام معنا متعهد است و در آنجا خبری از وبلاگهای مستهجن نیست. از این فرصت استفاده میکنیم و اعتراض خود را نسبت به سوءعملکرد مدیر پرشینبلاگ در ایجاد جنجال خبری و همدستی با دشمنان این مملکت در مورد فیلترینگ اشتباه و چند دقیقهای پرشینبلاگ اعلام میکنیم (در این زمینه به وبلاگ پاسداران مراجعه کنید). از دیگر وبلاگ نویسان متعهد هم میخواهم که با هجرت به پارسیبلاگ به کاهش وابستگی اینترنتی ایران به شیطان بزرگ آمریکا کمک کنند.
انتخابات آمريکا
دو هفته دیگر انتخابات کنگره و سنای آمریکا برگزار میشود. انتخاباتی که میتواند بر سرنوشت بسیاری از مسایل مهم جهانی تاثیرگذار باشد و دولتها در سراسر جهان منتظرند ببینند حجم انفجاری این تحول سیاسی چقدر خواهد بود؟ تمام پیشبینیها حاکی از پیروزی بزرگ یا کوچک دموکراتهاست ..... البته جهان اینقدر در سالهای اخیر با حاکمیت جمهوریخواهان و مخصوصا جناح نومحافظهکار آنان مواجه بوده که تقریبا بدشواری میتواند پیامدهای شکست آنها و سیاستهای جدید ایالات متحده را پیشبینی کند. در بسیاری موارد الگوهای روشنی وجود دارند که ظاهرا در میان مردم و نخبگان آمریکا در مورد آنها اجماع نسبی بوجود آمده است و تنها برای اجرایی شدن نیازمند یک تکان شدید در سیستم هستند. برخی آثار دیگر نیز ناخواسته و بازتابی از شرایط جهانی آمریکاست ....
۱- شرق آسیا: به قدرت رسیدن یک جناح تر و تمیز و اتو کشیده در آمریکا متحدین یا وابستگان این کشور را در منطقه نسبت به میزان جدیت واشنگتن در دفاع از آنها در مقابل تسلیحات هستهای کره شمالی در تردید قرار خواهد داد. در صورتی که موشک بالستیک جدید کره شمالی توان رسیدن به سواحل کالیفرنیا یا دستکم ایالت واشنگتن و آلاسکا را داشته باشد آیا واقعا هیچ سیاستمداری باور خواهد کرد که آمریکا هر گونه حمله اتمی کره شمالی به کره جنوبی یا ژاپن را با حمله هستهای پاسخ دهد؟ احتمال چنین کاری تقریبا زیر صفر باید باشد! بنابراین حتی اگر دولت دمکرات آینده آمریکا بلافاصله اقدام به قدرتنمایی شدید نظامی در شرق دور بکند هم توانایی نگه داشتن متحدین در مدار بازدارندگی اتمی خود را نخواهد داشت. بزودی همانطور که از آزمایش اخیر موشکی کره جنوبی پیداست این کشور از معاهده منع گسترش خارج خواهد شد و اولین سلاح هستهای خود را آزمایش خواهد کرد. در ژاپن نیز بحث جدی (و ظاهرسازانه) در این مورد شروع شده و پس از کره جنوبی ژاپن اولین کشوری خواهد بود که از معاهده خارج خواهد شد. البته این شرایط بمعنای یک جنگ قریبالوقوع هستهای نیست. شبه جزیره کره بلافاصله پس از دستیابی به توازن هستهای (که در بیست سال گذشته به هم خورده بود) با اعتماد بنفس و استقلال بیشتری بسوی مذاکرات گام برخواهد داشت و چه بسا وحدت دو کره در شرایط برابر دور از دسترس نباشد. در این صورت ترکیب قدرت فناوری کره جنوبی با ارتش و قدرت اتمی کره شمالی و بازارهای وسیعتر موجب ظهور یک قدرت بزرگ شبیه ژاپن خواهد شد که حالا پس از حل اختلافات درونی آماده یادآوری مشکلاتش با ژاپن خواهد بود. هستهای شدن شرق آسیا نیاز به حمایت آمریکا را کاهش خواهد داد و موجب کاهش نفوذ این کشور خواهد شد.
۲- دولت آینده آمریکا قبل ازین که روی کار بیاید شکست را در اروپا پذیرفته است. این روزها شاهد ریسک بزرگ اروپا در مساله انرژی هستیم. اتحادیه اروپا با گمان اینکه در آینده با گسترش انرژی هستهای میتواند مشکل وابستگی خود را به روسیه در زمینه انرژی حل کند در حال ایجاد وابستگی بیشتر است. تنها کشورهای وابسته به آمریکا مانند گرجستان هستند که با جدیت در حال کاهش نیاز خود به گاز روسیه از طریق واردات از ایران هستند. البته اروپاییها نباید فریب تجربه فرانسه در زمینه تولید انرژی هستهای را بخورند. زمانی در گذشته سوخت هستهای منبعی ایدهآل برای انرژی بود چرا که استفاده از آن در انحصار چند کشور پیشرفته بود. حالا همه به معادن اورانیوم هجوم آوردهاند و قیمت سوخت هستهای هم مثل نفت روزبروز در حال بالا رفتن است و مناقشات مشابهی برای خرید اورانیوم درگرفته است. وقتی آمریکا از افغانستان اورانیوم بدزدد معلوم میشود مساله جدی است. در مجموع برگ برنده در اروپا در آینده قابل پیشبینی در اختیار روسیه است نه آمریکا. این امر ممکن است موجب ایجاد محدودیت برای پایگاههای نظامی آمریکا در اروپای شرقی گردد و حتی بازگشت دوباره و ضمنی آنها را به بلوک شوروی سابق موجب شود.
۳- در خاورمیانه ماهیت مناقشه جاری بیشتر سیاسی است تا هستهای و بیشتر معطوف به مساله فلسطین است تا ایران. دولت آینده آمریکا برای جلوگیری از بروز مجدد افتضاحاتی مانند مساله مونیکا لوینسکی هیچ حمایتی را از اسراییل دریغ نخواهد کرد ولو این حمایتها سودی برای اسراییل دربر نداشته باشد. بنا به عادت دمکراتها مذاکرات پرطمطراق صلح جدیدی برگزار خواهد شد و ابومازن بدفعات با هر اسراییلی که لازم باشد دست خواهد داد. پس از تثبیت دستیابی ایران به دانش هستهای دو راه پیش روی خاورمیانه باقی خواهد ماند یا به راه شرق آسیا برود یا وضعیت موجود و برتری ایران را بپذیرد. آمریکا حداکثر تلاش خود را خواهد کرد که کشورهای اسلامی را از هستهای شدن بازدارد چه برای امنیت اسراییل و چه برای حفظ موقعیت خود و به این دلیل که اینجا برخلاف شرق آسیا رگ حیات آمریکاست ممکن است واقعا موفق شود.
۴- و بالاخره امیدواریم در مسایل سیارهای دمکراتها حماقت جمهوریخواهان را کنار بگذارند و به تلاشها برای کنترل گرم شدن زمین بپیوندند. در مسایل داخلی توجه به اقتصاد بیشتر خواهد شد اما بعید است رونق دوره کلینتون تکرار شود چرا که دیگر خبری از یک دستاورد بزرگ فنی مثل اینترنت نیست که هم بهرهوری اقتصاد داخلی را بهبود بخشد و هم سرمایههای سراسر جهان را به این کشور جلب کند. در زمینه کسری تراز بازرگانی احتمال دارد دمکراتها راهبرد فرود آرام را برای اقتصاد آمریکا با کاهش نرم ارزش دلار به اجرا بگذارند تا واردات کاهش یابد و صادرات افزایش. به هر حال دمکراتها آخرین افرادی خواهند بود که قادرند چنین انتخابی بکنند بعد از آنها دیگر شاید خیلی دیر باشد.
واقعه ميکونوس
«در 17 سپتامبر سال 1992 ساعت 11 شب دو مرد مسلح که ماسک بر چهره داشتند وارد یک رستوران یونانی به نام میکونوس در منطقه ویلمرسدورف برلین شدند و اتاق پشتی رستوران را با اسلحه اتوماتیک یوزی و لاما ـ اسپیشال رولور به رگبار بسته و 4 نفر از جمله صادق شرفکندی دبیر کل حزب دموکرات کردستان ایران را به قتل رساندند.»
با ضایعه فوت حضرت امام و روی کار آمدن اکبر هاشمی رفسنجانی سیاست خارجی جمهوری اسلامی تغییرات شدیدی را تجربه کرد. رفسنجانی نیروهای تکنوکرات را در سطح وزیران بکار گرفت و کابینه خود را کابینه کار خواند. محور فعالیتهای دولت در این دوره بازگشت به آغوش نظام بینالملل با محوریت غرب و لیبرال-سرمایهداری بود. در عرصه سیاست خارجی رفسنجانی برای نخستین بار سیاست تنشزدایی را در پیش گرفت. بر همین مبنا بود که کشتار زائران ایرانی خانه خدا در عربستان سعودی بطور کامل نادیده گرفته شد و با سفر رفسنجانی به عربستان مناسبات دوستانه با جهان عرب احیا گردید. در پرتو همین سیاست بود که ایران نوعی گفتگوهای انتقادی را با اروپا آغاز کرد در حالی که اروپا چند سال پیش از آن در جریان جنگ تحمیلی با مسلح کردن عراق بر ضد ایران آشکارا به یک طرف متخاصم تبدیل شده بود. هاشمی بطور مرتب برای مقامات آمریکایی علامت میفرستاد که در صورت حل مساله اموال بلوکه شده ایران (که بطور طبیعی در دادگاه لاهه در حال حل و فصل بود) ایران حاضر است با آمریکا وارد مذاکره شود. در زمینه اوضاع داخلی کشور هم گفتنیها بارها گفته شده از مساله مانور تجمل و بحثهای فمینیستی و غیره.
رفسنجانی سیاست تبدیل مخالف به موافق را در پیش گرفت. بر این مبنا سیاسیون وزارت خارجه مدام در حال برگزاری جلساتی با سرمایهداران ایرانی بودند که پس از انقلاب اسلامی از کشور گریخته بودند. این جلسات بسیار ثمربخش بود چرا که با استراتژی مقامات غربی برای نفوذ دادن سرمایهداری به ایران منطبق بود و بالطبع از حمایت بینالمللی نیز برخوردار بود. این تلاشها تا جایی موفق بود که اصولگرایان سرمنشا تهاجم فرهنگی را (که سالهای پس از آن تا پیش از دوم خرداد ۷۶ آماج اصلی رهبری قرار داشت) موج بازگشت خارجنشینان ارزیابی میکنند. اما سیاست تنش زدایی دارای یک بال سیاست داخلی نیز بود. در این راستا مقامات ایرانی تلاش کردند با نیروهای اپوزیسیون برانداز وارد گفتگو شوند و آنها را وارد سیستم کنند. تا پیش از آن برخورد ایران با گروهکهای کرد برخورد نظامی در ادامه درگیریهای خونین اوایل انقلاب در کردستان بود. اما با آغاز سیاست تنشزدایی سیاست فوق تغییر کرد.
ایران پیشنهاد گفتگو داد و طبعا حاضر بود درجاتی از حل اختلاف را بپذیرد و به دشمنیها پایان دهد. شاید همانطور که نهضت آزادی مطرود امام خود را آماده ورود مجدد به عرصه سیاست میساخت برای کردها هم چنین فرصتی با درجهای محدودتر وجود داشت. سیاست جدید جمهوری اسلامی تنشهای زیادی در درون گروهکهای خارج نشین ایجاد کرد. گروهی سرسختانه مخالف هر گونه تماس با جمهوری اسلامی و خواهان مبارزه مسلحانه با نظام بودند و گروهی دیگر به این گفتگوها متمایل شدند. با وجود مخالفتهای شدید سرانجام دیپلماتهای ایرانی موفق شدند برای نخستین بار ترتیب یک قرار ملاقات میان نمایندگان ایران با سران برخی از گروهکها را در رستوران پاتوق ایرانیها بنام میکونوس بدهند. در صورت انجام این دیدار دیپلماسی تنش زدایی ایران (فارغ ازین که با آن موافق باشیم یا نه) به پیروزی بزرگی دست مییافت اما این چنین نشد .... میز مخصوص در اتاق پشتی رستوران رزرو شده بود و سران گروهک مورد نظر در آنجا منتظر نماینده ایران بودند که ناگهان .....
پیامد حادثه میکونوس سیاست تنش زدایی ایران که تا آن روز به موفقیتهای زیادی دست یافته بود یکباره بشدت شکست خورد. ایران در عرصه بینالمللی منزوی شد و اوضاع تا حدی پیش رفت که این بار خاتمی دستیار زمان جنگ و صلح رفسنجانی (رییس شورای تبلیغات جنگ و وزیر ارشاد بعدی) مجبور شد سیاست تنشزدایی را بار دیگر از موضعی بسیار پایینتر و با فروتنی بسیار بیشتر از سر بگیرد. گویی که این بار هم شکست خورد.
