کلاهبرداری

(سوره طه آیه ۱۳۱) ..... «و لا تمدن عینیک الی ما متعنا به ازواجا منهم زهرة الحیاة الدنیا لنفتنهم فیه ورزق ربک خیر وابقی» ...... و چشمانت را ندوز به آنچه به زوج‌هایی از آنان دادیم از جلوه حیات دانی تا آنها را در آن بیازماییم و (بدان که) روزی پروردگارت بهتر و ماندگارتر است ....

امروز یک نفر ماجرای یک کلاهبرداری در شرف وقوع را برایم تعریف کرد. بنده هم به حکم وظیفه اینجا منعکس می‌کنم تا شاید فرد مسئولی پیگیری کند ..... ماجرا ازین قرار است که در نزدیکی مسجد قدس شهرک غرب در ضلع جنوبی خیابان شرقی-غربی (بنظرم اسمش بلوار دریاست) در کنار ساختمان وزارت دارایی و امور مالیاتی زمینی بایر بود که در چند ماه اخیر در حال ساخت و ساز است. ساختمان سوله مانندی را دارند در آنجا می‌سازند و من هر وقت از کنارش رد می‌شدم تصور می‌کردم می‌خواهند آنجا یک پارکینگی برای اداره بسازند. اما واقعیت ماجرا ..... آقایی با مراجعه به شهرداری منطقه این زمین را به بهانه اینکه می‌خواهد در آن پمپ بنزین بسازد به (این منطقه از تهران پمپ بنزین ندارد نزدیکترینش در انتهای اتوبان نیایش است) به ثمن بخس از شهرداری می‌خرد. یعنی به قیمت کلا ۶۰۰ هزار تومان (قضیه مال قدیم نیست همین الان!) در حالیکه این زمین بدلیل مجاورت با خیابان اصلی دستکم متری یک میلیون و چهارصد می‌ارزد. وسعتش هم بنظرم در حد چند صد متر است (یعنی قیمت نیم مترش را می‌پردازد). پس از آن این فرد می‌رود سراغ مسجد قدس (متولی مسجد؟) و آنها را ترغیب می‌کند که بروند به شهرداری شکایت کنند که این پمپ بنزین اگر اینجا ساخته شود بلوار بند می‌آید و مردم می‌خواهند بیایند اینجا نماز بخوانند و نمی‌شود. آنها هم تحریک می‌شوند و می‌روند شکایت می‌کنند. بعد دوباره همین آدم می‌رود سراغ سازمان امور مالیاتی (که همسایه زمین است) و آنها را هم تحریک می‌کند که بروند شکایت کنند که اینجا اداره است و نمی‌شود پمپ بنزین کنار اداره باشد. آنها هم می‌روند شکایت می‌کنند. نهایتا طرف می‌خواهد کاری کند که شهرداری قادر نباشد وی را مجبور کند که پمپ بنزین احداث کند و جلوی او را بگیرد. الان طرف نمی‌تواند زمین را بفروشد یا بسازد چون شهرداری پایان کار نخواهد داد اما اگر پمپ بنزین شدن این محل ملغا شود این کار ممکن خواهد شد. در این صورت این فرد دست کم چند میلیارد سود حرام کسب خواهد کرد. اما ماجرای ساخت و ساز چیست؟ این آدم به شهرداری گفته که برای من پمپ بنزین بتنهایی صرف نمی‌کند و پول کارگر را هم در نمی‌آورد و کنارش باید اتوسرویس ماشین هم راه بیندازم (که همان سوله‌هاست). احداث این مراکز مسلما موجب اعتراض شدیدتر سازمان مالیاتی و مسجد خواهد شد و وی را به هدفش نزدیکتر می‌کند. امیدواریم مسئولین ضمن خلع ید ازین فرد بجرم اهمال در احداث پمپ بنزین که نیاز ضروری مردم منطقه است و تلاش برای اغوای سازمانهای دولتی با وی برخورد کنند.

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ مهر ،۱۳۸٥

پايان بد

۱- آمریکا در افغانستان همانطور که شنیدید به طالبان پیشنهاد سازش داد. این موضوع یادآور طرح بلند مدت آمریکا برای تجزیه افغانستان است و از طرفی این عنصر مفید برای آمریکا را دوباره به صحنه سیاسی منطقه بازمی‌گرداند. ظاهر قضیه اینطور تبلیغ می‌شود که نیروهای آمریکایی و انگلیسی پس از تحمل تلفات فراوان در نبرد با نیروهای طالبان از موضع ضعف پیشنهاد سازش داده‌اند. در حالی که بروشنی آمریکا از حدود یک سال قبل به تصمیم گرفت طالبان را دوباره احیا کند. در این راستا آنها را از پاکستان فراخواند و تجهیز کرد و ترتیب درگیری‌های صوری را هم داده است. و اکنون شرایط برای اعلام استقلال ایالت پشتون افغانستان و ایجاد یک کانون جدید بحران در منطقه مهیاست. جالب اینجاست که طالبان در مذاکراتشان با آمریکا درخواست کرده‌اند که در قلمرو خود اجازه حمل سلاح هم داشته باشند و آمریکا هم موافقت کرده است. در این زمینه تحلیل پاسداران را هم ببینید.

۲- آزمایش اتمی کره شمالی پایان غم‌انگیزی برای جهانی‌سازی تحت فشار آمریکا بود. پس از پایان جنگ سرد آمریکا رویکردهای مختلفی را برای ادامه سلطه خود بر جهان بدون همکاری ابرقدرت شرق در پیش گرفت. ابتدا آمریکا رویکرد نظامی همراه با اقناع بین‌المللی را در جنگ اول خلیج فارس و بالکان بکار گرفت. اما از آنجا که دستیابی به اجماع بین‌المللی دشوار است و خیلی کم پیش می‌آید روند موازی‌ای برای دوشیدن جهان تحت عنوان جهانی شدن اقتصادی شکل گرفت. مذاکراتی در چارچوب سازمان تجارت جهانی برای برداشتن موانع تعرفه‌ای و غیر تعرفه‌ای از سر راه تجارت بین‌المللی انجام شد که ظرف یک دهه در دولت کلینتون باعث تقویت شدید اقتصاد آمریکا و مهاجرت انواع سرمایه‌ها به این کشور شد. این روند در مذاکرات سیاتل آمریکا نشانه‌هایی از شکست را بروز داد. وقتی بحث بر سر قطع یارانه‌های کشاورزی غرب درگرفت روشن شد که هدف آمریکا از جهانی‌سازی تنها نفع اقتصادی خودش است و حاضر نیست حتی حداقلی از این کیک را در اختیار دیگران قرار دهد. بنابراین در اواخر دولت کلینتون روند جهانی‌سازی بعلت ائتلاف کشورهای فقیر دچار مرگ تدریجی شد. پس از روی کار آمدن بوش کوچک الیگارشی حاکم بر آمریکا با ترتیب دادن حادثه ۱۱ سپتامبر روند جدیدی را برای تضمین برتری جهانی آمریکا با تکیه بر عملیات نظامی پیشگیرانه آغاز کرد. این طرح در گامهای اول پیروزی چشمگیری را برای آمریکا به ارمغان آورد اما درست بدلیل بزرگ بودن این پیروزی‌ها باعث اتحاد دشمنان آمریکا در سراسر جهان شد. آنها خطر را جدی گرفته بودند. آزمایش هسته‌ای کره شمالی نقطه پایانی بر سیاست عملیات پیشگیرانه آمریکا نهاد هر چند پیش از آن نیز ایران توانسته بود آمریکا متوقف کند و حتی آمریکا در یک جنگ کوچک ۳۳ روزه هم در لبنان نتوانسته بود پیروزی‌ای بدست آورد. این آزمایش حوادث جهانی را بطور جدی ورق زد و ازین پس باید شاهد شکل‌گیری رویکرد جدیدی از سوی ابرقدرتها و کشورهای ضعیف باشیم.

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ مهر ،۱۳۸٥

واکنش برگشت پذير

(هود ۱۱۳) .... و لا ترکنوا علی الذین ظلموا منکم فتمسکم النار و ما لکم من دون الله من اولیاء ثم لا تنصرون.

۱- دیشب بطور اتفاقی سریال «صاحبدلان» را دیدم ..... می‌توانم بگویم اولین سریالی است که بر مبنای بینش قرآنی ساخته شده و جای تشکر بسیار دارد و به دیگران هم توصیه می‌کنم ببینند. پس از عملکرد بسیار بد صداوسیما در ماه رمضان سال قبل و واکنش‌های زیادی که در سطح جامعه پدید آمد اینبار شاهد کارهای بهتری هستیم.

۲- خوشبختانه عبدالله شهبازی دیروز وبلاگش را بروز کرد و متوجه شدیم که الحمدلله حال ایشان از بیماری قلبی که داشتند رو به بهبود است. برای ایشان از خداوند متعال شفای عاجل خواستاریم. بی‌صبرانه منتظر ادامه پژوهشهای ایشان هستیم. عبدالله شهبازی از معدود افراد جریان‌ساز در زمینه تاریخ معاصر و کهن است که جامعه ما کم از چنین افرادی دیده است.

۳- ماجرای هواپیمای رایس که ادعا شد (بطور هوشمندانه‌ای!) دچار نقص فنی شده است نمایانگر شدت شکست نشست لندن بود. اوضاع بقدری بالا گرفته بود که اصلا اعضا بر سر آمدن یا نیامدن هم با هم مشکل داشتند. وزیر خارجه چین که اصولا نیامد و لاوروف هم با آن طرز آمدنش بیشتر می‌خواست آب پاکی را روی دستان رایس بریزد. در واقع یک جای کار آمریکا اصولا می‌لنگد. چطور می‌توان همزمان هم روسیه را مورد تهاجم سیاسی قرار داد (ماجرای گرجستان) هم انتظار داشت که همراهی کند (در پرونده هسته‌ای ایران) هم اینکه این همکاری اصولا برای قطع همکاری هسته‌ای و موشکی روسیه با ایران باشد (نسخه فعلی تحریم). واقعا درک این موضوع مشکل است که چرا آمریکا انتظار همراهی از روسیه دارد.

۴- بنظر می‌رسد آمریکا در حال جابجا کردن ارتش دیپلماتیک خود است. دفعه آخری که این هزیمت (یا تغییر اولویت) رخ داد واقعا باعث شگفتی شد. وقتی سال گذشته کره شمالی با یک مانور تبلیغاتی موفق ابتدا نتایج مذاکرات شش جانبه را پذیرفت و پس از چند روز چشمپوشی از برنامه هسته‌ای را منوط به تحویل راکتورهای آمریکایی کرد دیپلماسی آمریکا که عجولانه اعلام پیروزی کرده بود مجبور شد دور کره شمالی را خط بکشد. پس از آن بود که رایس در پاسخ به «هل من مبارز» های کره شمالی بصورت رمانتیکی اعلام کرد که کره شمالی درپی جلب توجه دیگران است! پس ازین مرحله آمریکا بصورت تمام وقت روی خاورمیانه متمرکز بود و فکر می‌کرد اینجا جایی است که می‌توان پیروزی و جنگ را با هم بدست آورد. دستگاه تبلیغاتی غرب شروع کرد به بزرگنمایی تبلیغاتی خطر ایران و چهره موحشی از احمدی‌نژاد ترسیم کرد. هر چه باشد آمریکا نیاز به دشمن دارد تا بتواند امپراطوری نظامی خود (شامل ارتش بزرگ. پایگاه‌های نظامی در سراسر جهان. صنایع نظامی و تحقیقات دانشگاهی) را حفظ کند. ترجیحا بهتر است این دشمن طوری باشد که بتوان با او وارد جنگ شد و پیروز هم شد. اما روند وقایع در پرونده هسته‌ای ایران روزبروز تنها به انزوای واشنگتن از گفتگوها انجامید بنحوی که کم‌کم آمریکا (بدلیل تمایلش به جنگ‌های پیاپی) تبدیل به مساله اصلی شد نه ایران. آمریکا البته توان حمله به ایران را هم نداشت بنابراین برای خروج از بن‌بست با دست زدن به جنگ لبنان در پی هموار کردن مسیر بود. شکست در این راه مهر خاتمه‌ای بود بر اولویت خاورمیانه برای استراتژی آمریکا. البته خاورمیانه هنوز هم مهم است اما نه آنقدر که بلافاصله پس از ۱۱ سپتامبر مهم بود. آمریکا موفق نشد از ایران چهره یک دشمن مخوف را بسازد (عمدتا بدلیل زیرکی ایران در بحث غنی‌سازی) و نتوانست پیروزی‌ای حتی کوچک به نام خود ثبت کند. بنابراین وقت رفتن فرا رسید.

 ۵- گویا مقصد بعدی جای خطرناکی باشد حوالی روسیه. آمریکا امروز به حقانیت تهدید گورباچف پی برد که در دوران گلاسنوست در شوروی سابق خطاب به آمریکا اعلام کرد «ما قصد داریم تهدید بزرگی را متوجه شما کنیم ..... ما قصد داریم شما را از داشتن دشمن محروم کنیم!»‌. اکنون بار دیگر آمریکا به این نتیجه رسیده است که با داشتن یک دشمن بزرگ مثل روسیه و تقسیم ملتها بین این دو قدرت در یک نظام نمایشی دوقطبی بهتر می‌توان امپراطوری را حفظ کرد. آمریکا تاب توان اداره یک نظامی تک‌قطبی جهانی را نیاورد پس اکنون به دنبال بازگشت به عصر جنگ سرد است. البته آمریکا چند سالی است که روی این موضوع اصرار دارد اما گویا روسیه (این خرس قطبی) هنوز در خواب زمستانی است و تمایلی به بیدار شدن نشان نمی‌دهد. چند سال قبل آمریکا تلاش کرد با انهدام یک زیردریایی اتمی روسیه (کورسک) در سواحل شمالی روسیه به مسکو پیغام دشمنی ارسال کند اما روسیه هنوز به اندازه کافی اعتماد بنفس نداشت که دریافت این پیام را اعلام کند. حالا پس از ماجرای لبنان صبر آمریکا لبریز شده و حاضر است آنقدر آتش جنگ را به مسکو نزدیک کند که بالاجبار از این خواب زمستانی برخیزد.

۶- نکته اینجاست که یک امپراطوری در حال اضمحلال به هر کاری دست میزند تا نجات یابد اما بدلیل اینکه فرصت تعقل کافی ندارد بدترین گزینه‌ها را انتخاب می‌کند که نهایتا منجر به سقوطی مرگبار خواهد شد. آمریکا از کجا می‌داند که می‌تواند به شرایطی مشابه جنگ سرد بازگردد؟ اکنون دنیا تغییر کرده. اسلام سیاسی در خاورمیانه نبض جهان را کم‌کم بدست می‌گیرد. بحران انرژی جهان سرمایه‌داری را به دریوزگی کشورهایی همچون روسیه کشانده. پس‌فردا اگر قرار باشد اروپا انتخاب کند آمریکا را انتخاب نخواهد کرد. الله اعلم ....

۷- در مورد پرونده هسته‌ای ایران نکته‌ای که باید متذکر شویم این است که از آخرین اعمال فشار ما به غرب (خروج از پروتکل الحاقی)‌ ۶ ماه می‌گذرد و این زمان زیادی است. ایران در واکنش به اجلاس آژانس و ارجاع پرونده‌اش به شورای امنیت این واکنش را نشان داد. پس از آن بیانیه غیر الزام‌آور رییس شورای امنیت تنها با بی‌اعتنایی ایران روبرو شد. سپس قطعنامه الزام‌آور شورای امنیت با درخواست متقابل ایران برای مذاکره همراه شد و اکنون در آستانه شروع تحریم‌ها هستیم. یک وقتی یک مقام آمریکایی گفته بود که استراتژی ایران این است که آنقدر آهسته حرکت کند که هیچ قانونی (از قوانین آژانس) نقض نشود (و نهایتا به هدفش برسد). اما حالا باید بگوییم استراتژی آمریکا این است که آنقدر آهسته و تدریجی با ایران برخورد کند که در هیچ مرحله‌ای ایران نیازی به مقابله به مثل احساس نکند. بنابراین مقامات ایرانی باید متوجه باشند که تن دادن به تحریمها خطوط قرمز امنیت ملی ما را یک گام بزرگ عقب می‌کشد و اینجا جایی است که باید ایستاد. اگر جامعه بین‌المللی احساس کند که ایران آماده تحریم شدن است کار آمریکا در آینده راحتتر خواهد شد. ایران باید واکنش نمادین نشان دهد و تنها چیزی که الان در دسترس هست قطع دسترسی بازرسان آژانس است. خوبی این واکنش این است که کاملا برگشت‌پذیر است. ایران می‌تواند اعلام کند که هر وقت تحریم‌ها برداشته شود بلافاصله با بازرسان همکاری خواهد کرد. این موضع حاوی این پیام خواهد بود که ایران علی رغم عدم بازرسی‌ها منحرف نشده است. وضعیت توسعه‌نیافته غنی سازی در نطنز هم اتخاذ این موضع را راحتتر خواهد کرد چرا که الان همه خیالشان راحت است که ایران «ظاهرا»‌ هنوز خیلی راه دارد.

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ مهر ،۱۳۸٥

مانور عقلا

وقتی دو هفته قبل در نماز جمعه هاشمی بحث مربوط به دفاع مقدس را آنقدر کش می‌داد فکر نمی‌کردم از این کار منظوری داشته باشد. معمولا هاشمی تلاش می‌کند خطبه‌هایش بر خلاف دیگر ائمه جمعه به اندازه خطبه‌های رهبر طولانی باشد اما این بار فحوای کلام نسبتا جدی‌تر بود. هاشمی از خطبه اول گفت که قصد دارد در خطبه دوم بحث مفصلی درباره دفاع مقدس «که مساله روز ماست»‌ داشته باشه و وقتی شروع کرد مطالبی را گفت که برای مردم تازگی داشت. البته نماز جمعه‌ای‌ها به گوشه کنایه‌های هاشمی به رزمندگان اسلام عادت دارند. مثلا یکبار در نماز جمعه روز قدس وقتی راجع به مساله پناهندگان و رزمندگان فلسطینی صحبت می‌کرد گفت که هیچ کشوری حاضر نیست اینها رو بپذیره بخاطر اینکه عقاید انقلابی و تند دارند (و لحنش لااقل بنظر من خیلی بد بود). مورد دیگر این بود که هر وقت قرار می‌شد پیکر شهدای کشف شده در تفحص از مقابل نماز جمعه تشییع شود با کنایه می‌گفت امیدواریم این بساط دیگر جمع شود (تفحص و تشییع شهدا). اصولا هاشمی معتقد است که باید جامعه شاد باشد و آثار جنگ را باید پاک کرد.

بله هاشمی در صحبت‌های بی‌سابقه خود برای اولین بار راجع به اختلافات ارتش و سپاه صحبت کرد و مخصوصا با دقت گفت که آخر جنگ فرمانده سپاه نامه‌ای به امام نوشت و درخواست امکانات عجیب و غریبی کرد که امام وقتی نامه را دید گفت که اینها را یک ابرقدرت هم نمی‌تواند فراهم کند. همچنین هاشمی با زیرکی ابراز امیدواری کرد که بزودی حقایقی از جنگ که قابلیت انتشار دارند برای اطلاع مردم منتشر شود.

زمانی که هاشمی بشدت مشغول باز کردن فکر مستمعین بود با خود می‌گفتم دلیل این پرداخت شدید به بحث دفاع مقدس چیست؟ هاشمی آنقدر مطمئن صحبت می‌کرد که آدم فکر می‌کرد جلسه‌ای در سطح سران قوا + رفسنجانی تشکیل شده و استراتژی جدیدی برای بیان مسایل جنگ اتخاذ شده است. فردای آن روز توپخانه‌ها هنوز مشغول بودند محسن رضایی یک بیت می‌گفت و قافیه‌اش با شمخانی. شاه بیت ماجرا البته هاشمی بود. پیش خودم فکر کردم حالا این موضوع واقعا اینقدر مهمه؟ کسانی که رفتند و جنگیدند که برای رضای خدا رفتند اما اینا برای چی به سر و کول هم می‌زنند؟ تا اینکه بمب اصلی ترکید و جناب هاشمی نامه محرمانه امام درباره پذیرش قطعنامه را منتشر کرد ......

بدون تردید اثر روانی انتشار چنین نامه‌ای فراخواندن جامعه به تسلیم در پرونده هسته‌ای با سوءاستفاده از وجهه امام بود. تو گویی صحنه جنگ صفین تکرار می‌شود که معترضین علی را به عمل به قرآن فرامی‌خوانند و علی می‌گوید ای گمراهان من خود قرآن ناطقم! اینها می‌خواهند به جانشین خمینی بگویند که مثل خمینی عمل کن در حالی که خود فرسنگها از خمینی کبیر دورند. ای کاش قضایا به همین جا ختم می‌شد. متن نامه امام و سخنان محسن رضایی (که در این ماجرا آبرویش بشدت رفت بدلیل درخواست‌های آنچنانی از امام) چیز دیگری می‌گویند. محسن رضایی چند سالی است که می‌گوید در پی صحبتی که با هاشمی در زمان جنگ داشته امکاناتی را برای کسب پیروزی در جنگ درخواست کرده و هاشمی از او خواسته سخنانش را مکتوب کند. وی سپس بدون اطلاع رضایی این نامه را بهمراه نامه‌های دیگر (که شاید آنها هم به خواست هاشمی نوشته شده بودند) خدمت حضرت امام می‌برند و در یک مانور زشت از امام می‌خواهند اگر پذیرش قطعنامه را برای آبروی خودشان مضر می‌بینند هاشمی حاضر است قطعنامه را بپذیرد و بعد هم امام وی را برکنار کند!!!!!‌ واقعا این را جلوی بچه بذاری نمیفهمه؟ آیا غیر ازین است که هاشمی با این کار قصد داشته امام را تحت فشار بگذارد برای پذیرش قطعنامه؟‌ پس نیت پشت نامه‌ها هم روشن است. حقیقت جنگ را باید از فرماندهان رده پایین جنگ شنید. آنها می‌گفتند که در شرایطی که ما اینجا می‌جنگیدیم و بچه‌ها شهید می‌شدند عده‌ای از سیاسیون در تهران بفکر سیاست‌بازی بودند.

هاشمی واقعا دیگر شورش رو درآورده. مردم در پرونده هسته‌ای رویه دولت سابق را نپسندیدند و واقعا یکی از دلایل روی کار آمدن احمدی‌نژاد استحکام مواضع وی در برابر غرب بود. اما هاشمی دست‌بردار نیست و دائم در خطبه‌ها به مسئولین آمریکایی پیغام می‌فرستد که شما حماقت نکنید تا عقلا در ایران خودشان مساله را حل کنند.

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ مهر ،۱۳۸٥

سوخت هسته‌ای

تولید سوخت هسته‌ای در داخل کشور اجتناب ناپذیر است چرا که اگر قرار باشد این سوخت را حتی از نزدیکترین متحدانمان هم دریافت کنیم باز هم باید برای هر گرم آن حساب پس بدهیم و با اندک بهانه‌ای واهی تحویل آنرا قطع خواهند کرد و فشار و ارعاب تا ابد ادامه پیدا خواهد کرد. سوخت هسته‌ای کاربردهای وسیعی دارد و فقط مساله نیروگاه اتمی مطرح نیست. بعنوان مثال در صورتی که ایران به فناوری ساخت راکتورهای کوچک دست یابد قادر خواهد بود ناو هواپیمابر بسازد که نیازمند مولد انرژی هسته‌ای است. همینطور زیردریایی هسته‌ای که می‌تواند ماه‌ها زیر آب حرکت کند بدون اینکه امکان شناسایی آن وجود داشته باشد. حتما شنیدید که مقامات اسراییلی تهدید کردند که زیردریایی‌های ما در آبهای اطراف بوشهر هستند و آماده شلیک هستند. چرا زیردریایی‌های ما نزدیک حیفا نباشند یا حتی در حوالی بندر نیویورک؟ با صرف نظر از موشک‌های بالستیک با برد ۱۰ هزار کیلومتر تنها تهدید متقابلی که ما می‌توانیم متوجه آمریکا کنیم زیردریایی‌های هسته‌ای با موشک‌های سطح به سطح هستند. سوخت هسته‌ای می‌تواند بعنوان منبع انرژی در مناطق صعب‌العبوری که نمی‌توان آنها را به شبکه برق سراسری وصل کرد بکار رود. این کاربرد در شوروی سابق بسیار مهم بود بگونه‌ای که فرستنده‌های رادیو تلویزیونی که در قله‌های سردسیر قفقاز قرار داشتند با باطری‌های اتمی کار می‌کردند. بسیاری از ماهواره‌های شوروی سابق با باطری اتمی بجای صفحات ناکارآمد خورشیدی کار می‌کردند. سفینه‌های اکتشافی فضایی همینطور. آمریکا برنامه جدیدی برای طراحی موتور جت هسته‌آی را اعلام کرده است که در صورت عملی شدن یک هواپیمای شناسایی بدون سرنشین مجهز به سوخت هسته‌ای می‌تواند تا یک ماه بطور دائم و بدون نیاز به سوختگیری مجدد بر فراز آسمان دشمن به گشتزنی بپردازد. علاوه بر اینها در آینده احتمالا شاهد گسترش موارد کاربرد سوخت هسته‌ای خواهیم بود. آیا عاقلانه است که تعهد بدهیم دست از تولید سوخت هسته‌ای برداریم؟ باید در نظر داشته باشیم این یک مساله استراتژیک است و مثل آن کسی نباشیم که برای چند هزار سکه امتیاز تاسیس بانک در ایران را یک خارجی داد و اصلا نفهمید با این کارش چند تن طلا از کشور خارج شد؟! علاوه بر اینها باید گفت مهمترین مزیت استراتژیک سوخت هسته‌ای این است که دشمن را از امکان مسلح شدن ما به سلاح هسته‌ای بترساند بنحوی که خیال درافتادن با این کشور را از ذهنش دور کند. آنها تبلیغ می‌کنند که جمهوری اسلامی با تولید سلاح هسته‌ای قصد دارد مشکل مشروعیت خود را حل کند اما ما فراموش نمی‌کنیم روزهایی را که در دل خود یقین داشتیم که روزی با سبعیت تمام به ما حمله خواهند کرد و همه چیز را دوباره نابود خواهند کرد. فرق نمی‌کند خاتمی بر سر کار باشد یا احمدی‌نژاد. ما هرگز روزگار گذشته را فراموش نمی‌کنیم و هرگز اجازه نمی‌دهیم آنها مانند گذشته بر ما مسلط باشند.

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ مهر ،۱۳۸٥