صاحب الاعماق

۰- او آدم را یاد خمینی می‌اندازد ..... یاد پیامبر می‌اندازد .... یاد امام زمان می‌اندازد ..... تازگی یک تصویر مبهم از امام عصر (عج) را می‌توانم تصور کنم .... دیگر زیاد سخت نیست.

۱- از جمله کوچکترین پیامدهای جهاد در لبنان بازگشت منزلت روحانیت بود. درست از فردای حرکت سید حسن نصر الله هر جا که راهپیمایی صورت می‌گرفت مردم دسته دسته دور یک طلبه‌ای جمع می‌شوند و هر شعاری را که او بگوید همان را تکرار می‌کنند. دیگر مدیریت تجمعات دست هر کسی که بلندتر شعار بدهد نیست. مردم در وجود هر طلبه جوانی سید حسن نصر الله را می‌بینند. گاهی می‌شنوی می‌گویند: انشاء الله سید حسن نصر الله همه دنیا را می‌گیرد .....

۲- در جایی تفسیر بسیار تازه‌ و جالبی درباره آیات سوره بنی اسراییل خواندم. همان ماجرای دو بار فساد بنی اسراییل. خداوند می‌فرماید:‌ «فاذا جاء وعد الاخره جئناکم لفیفا». سابقا اینطور می‌فهمیدیم: وقتی وعده آخرت فرا رسد شما بنی اسراییل را گروه گروه محشور می‌کنیم. در حالی که کلمه «وعد الاخره» در ابتدای سوره برای دومین طغیان بنی اسراییل مشخصا ذکر شده است. حالا می‌شود اینطور فهمید: وقتی وعده عذاب دوم فرارسد شما را گروه گروه به این سرزمین بازمی‌گردانیم. گویا تشکیل دولت اسراییل نه نشانه برتری قوم یهود که برای محقق شدن وعده عذاب الهی بوسیله بندگان بسیار خاص خدا «عبادا لنا» (عبارتی بی‌سابقه در قرآن) انجام می‌گیرد.

۳- پیش ازین تفسیرهای آخرالزمانی زیادی وجود داشت که هدفش اثبات نزدیک بودن ظهور بود. این تفسیرها مشخصا مبتنی بر چند فرض هستند: حدیثی که می‌گوید مردی از قم قیام می‌کند و ندا می‌دهد به فریاد اسلام برسید و همنام یکی از انبیا است (روح الله) .... حدیثی که در وصف سید خراسانی می‌گوید وی یک خال در دست راستش دارد. خال را به نشانه تعبیر می‌کنند و بر رهبر منطبق می‌کنند. البته اشکال این حدیث این است که سید خراسانی را از نسل امام حسن معرفی می‌کند در حالی که ایشان حسینی هستند. حدیثی که آخرین حاکم پایدار عربستان را عبدالله یاد می‌کند .... و احادیثی که بر فتح قدس در آستانه ظهور یا پس از آن دلالت دارد ..... البته دلایل مخالفی هم هست :‌ بارزترین نشانه ظهور این است که مردم حضرت را فراموش می‌کنند و یا منکر زنده بودن ایشان می‌شوند و جز اندکی بر اعتقاد حق باقی نمی‌مانند. البته همه نشانه‌های ظهور الزامی نیستند اگر مردم بیدار شوند حضرت خواهد آمد.

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ امرداد ،۱۳۸٥

سخت است سرودن از کسی شاعرتر

در خواب و خیال هم نرفتیم به جنگ

بی رنج و ملال هم نرفتیم به جنگ

ما نسل سپیدبخت سوم بودیم!

از راه شمال هم نرفتیم به جنگ

برگی شدم و به دست بادم دادند

تا فصل حضور امتدادم دادند

من جبهه نبوده‌ام و لیکن «بودن»

درسی است که هشت سال یادم دادند                     (سوره)

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ امرداد ،۱۳۸٥

يک تکه نان فقرا

۱- مردم لبنان واقعا حماسه می‌آفرینند. اوایل جنگ خبرنگاری به یک جوان لبنانی در بیروت که داشت تلفن همراهش را چک می‌کرد نزدیک شد. گفت صهیونیستها برای ما پیام می‌فرستند که مکان سید حسن نصرالله را اطلاع دهید تا ما آنجا را بمباران کنیم. من به آنها می‌گویم مکان سید حسن نصرالله در قلب ماست ....

۲- با غرق شدن یک ناو دیگر صهیونیستها ثابت شد که تبلیغات گسترده درباره فن‌آوری‌های محیرالعقول غربی کاملا پوچ بوده است. غالبا در مورد اینکه ارتش آمریکا بزرگترین ارتش دنیاست و بودجه نظامی آن از مجموع بودجه نظامی قدرتهای دیگر بیشتر است تبلیغات گمراه کننده‌ای صورت می‌گیرد. در واقع بودجه ارتش آمریکا به این دلیل بالاست که دستمزدها در آمریکا گران است. موشکی که در آمریکا با ده میلیون دلار تولید می‌شود احتمالا در چین با صد هزار دلار تولید می‌شود. در واقع ارتش آمریکا بیشتر بر پایه پول بنا شده نه فناوری و نه جنگاوری واقعی. در جنگ افغانستان این موضوع بشدت خودنمایی می‌کرد وقتی که آمریکا موشکهای چند میلیون دلاری را صرف تخریب خانه‌های کاهگلی می‌کرد.

۳- خصوصی سازی شرکت واحد از زشت‌ترین وجوه تفکر تعدیل ساختاری است که درست در زمانی انجام می‌شود که مردم با رای قاطعانه خود نماینده سیاست تعدیل را دچار شکستی فاحش نموده‌اند. قالیباف و همکارانش دیروز مدعی شدند که نباید یارانه بلیط اتوبوس را به یکسان در اختیار تمام اقشار فقیر و غنی قرار داد در حالی که خودشان بخوبی می‌دانند آدم غنی اصلا با اتوبوس بیگانه است. در حالی که طرز فکر احمدی نژاد این بود که می‌ارزد ما حتی اتوبوس را مجانی کنیم تا از ظرفیت آن استفاده حداکثری بشود و در نتیجه معضل ترافیک کاهش یابد. امری که بنفع اغنیا هم هست. با ده برابر شدن قیمت بلیط اتوبوس قالیباف باید منتظر خیلی چیزها باشد که البته برایش اهمیتی ندارد. نرخهای کرایه بر اساس بلیط اتوبوس قیمت‌گذاری می‌شوند و دور نیست زمانی که کرایه تاکسی به هزار تومان برسد. مسلم است که این خصوصی سازی هرگز بدون کسب موافقت مقامات بالا انجام نشده است و نمی‌شود. سال گذشته پس از اعتصاب رانندگان اتوبوس در تهران گویا مقامات احساس خطر کرده‌اند. در حالی که همه ما  از شرایط نامساعد کاری این قشر آگاهیم. بلافاصله موافقت شد که سرپرستی شرکت واحد به شهرداری منتقل شود. رانندگان با تصور اینکه انتقام خود را از دولت گرفته‌اند جشن گرفتند در حالی که اکنون با تقسیم کردن شرکت «واحد» به چندین شرکت کوچکتر خصوصی همبستگی آنها از بین خواهد رفت و پیامد آن افزایش فشار کاری رانندگان و افزایش قیمت بلیط و کاهش ناوگان در اثر کاهش استقبال مردم خواهد بود. رانندگان بخش خصوصی هیچ تضمین شغلی نخواهند داشت و دیگر طرف حساب آنها دولت مسئول نیست بلکه یک مدیر بخش خصوصی از هفت دولت آزاد خواهد بود. این در واقع دزدیدن همان یک تکه نان فقرا بیش نیست و قالیباف باید اینبار بجای اعتصاب رانندگان شرکت واحد منتظر خشم مردم باشد.

  
نویسنده : محمد ; ساعت ٩:٠٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ امرداد ،۱۳۸٥