ضد تحريم

اخيراْ طومار اعتراضی بشرح زير در وبگاه اعتراض (پرشين پتيشن) به ثبت رسيده است. لطفاْ پس از مطالعه متن آن در صورت موافقت امضاء و در صورت امکان لينک بدهيد. لينک مربوط به صفحه اصلی در انتهای مطلب آمده است:

اعتراض به تحریم فروش قطعات یدکی هواپیماهای غیرنظامی به ایران

ما امضاء کنندگان این بیانیه اعتراض خود را به تحریم های غیرانسانی ایالات متحده آمریکا در زمینه فروش قطعات یدکی هواپیماهای غیر نظامی به ایران اعلام می کنیم و خواستار لغو فوری تمام تحریمها در این زمینه هستیم. این تحریم ها تنها منجر به قربانی شدن انسان های بیگناهی می شود که از جمله بهترین فرزندان این ملت هستند. عملکرد دولت آمریکا در این زمینه نشاندهنده این است که این دولت برای رسیدن به اهداف سیاسی خود از هیچ چیزی حتی کشته شدن انسانهای بی گناه نیز ابا ندارد وادعاهای حقوق بشری دولت های غربی تنها بهانه ای برای اعمال فشار بر علیه دولتهاست. ازین رو مصراً از مسوولین دستگاه دیپلماسی ایران می خواهیم برای ادای دین خود به شهدای سانحه سقوط هواپیمای سی 130 و سوانح مشابه  صدای اعتراض ملت ایران را بگوش مردم جهان رسانده  و کشور آمریکا را برای لغو این تحریم ها تحت فشار قرار دهند. همچنین ملت ایران حق خود را برای در پیش گرفتن اقدامات مدنی مقتضی درباره سایر کالاهای کشورهای تحریم کننده ایران در صورت بی نتیجه بودن تلاش های دیپلماتیک محفوظ می داند.

 

                                            امضای طومار در وبگاه اعتراض

 

 

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ آذر ،۱۳۸٤

آمارگير

من نمی‌دانم اين چه منطقی است که بچه حزب‌اللهی‌ها به يک وبگاه (لغت از عبدالله شهبازی) که اصلاً هم آن را قبول ندارند لينک می‌دهند و بالايش هم می‌نويسند: لينک دادن به اين پايگاه‌ها‌ بمعنای تاييد محتوای آنها نيست! من تا حالا فکر می‌کردم ما در مقابل هر عملی که انجام می‌دهيم يا حتی انجام نمی‌دهيم در مقابل خداوند مسئوليم. خداوند در قرآن می‌فرمايد: هر کس شفاعت خيری بکند (باعث انجام کار خيری بشود) از آن نصيبی خواهد برد و هر کس شفاعت سوئی بکند نيز همچنين.

می‌خواهم درباره وب‌افزار آمارگير صحبت کنم. اين وب‌افزار توانايی‌های مهمی دارد و بالفعل و بی‌تعارف يک ابزار جاسوسی شبکه‌ای باز است که هم مدير وبگاه و هم کاربران با استفاده از آن می‌توانند وضعيت ساير کاربران و مدير پايگاه را کنترل کنند. البته کاربران می‌توانند در صورت تمايل به ناشناخته ماندن از پايگاه انونيمايزر استفاده کنند. مساله اصلی اين جاست که صاحب اصلی پايگاه آمارگير می‌تواند خيلی ساده و بصورت خودکار تماس‌های يک صفحه وب را کنترل نموده و آمار دقيقی از تمامی افرادی که با يک وبگاه تماس برقرار می‌کنند بدست آورد. در حقيقت نصب آمارگير روی يک صفحه مساوی با لو دادن اطلاعاتی شايد در حد عضويت در شبکه اورکات است. حال صحبت از آمارگير وب‌استات است که در اکثر صفحات ايرانی می‌بينيم. همانطوری که در گوشه بالای صفحه ملاحظه می‌کنيد بنده هم چند روزی است که اين آمارگير را کنار گذاشته‌ام و از يک آمارگير ايرانی که متعلق به شرکت پشتيبانان شبکه است استفاده می‌کنم. مزايای اين آمارگير اين‌هاست:

۱- تصاوير غير اخلاقی و آگهی‌های جورواجور نشان نمی‌دهد. ۲- ايرانی است و بالتبع اطلاعات حساس ما لااقل مورد استفاده حکومت اسلامی قرار می‌گيرد نه غرب. ۳- زبان آن فارسی است و آشنا. مبارزه با شيوع زبان انگليسی را پشتيبانی می‌کند.  ۴- نشان می‌دهد که افراد از طريق چه صفحه‌ای شما را پيدا کرده‌اند يا با جستجوی چه عبارتی به شما رسيده‌اند  ۵- نوع ويندوز مورد استفاده و ابعاد صفحه نمايش آنها را نشان می‌دهد.  ۶- با استفاده ازين وب‌افزار به توسعه اين شرکت ايرانی ياری می‌کنيم. اين شرکت هم‌اکنون طرف قرارداد انحصاری پژوهشگاه دانش‌های بنيادی است.

  
نویسنده : محمد ; ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ آذر ،۱۳۸٤

آموزش زبان

موسسات خصوصی آموزش زبان يکی از عوامل مهم ترويج فرهنگ غرب هستند. بارها در پشت کتابهای زبان دبيرستان خوانده‌ايم که يک زبان جديد بمفهوم يک فرهنگ جديد است و می‌بينيم که واقعاْ همينطور هم هست. موسسات آموزش زبان محل تجمع عاشقان غرب است. بيشتر آنها بدنبال مهاجرت به غرب هستند و اصولاْ کمتر کسی را مخصوصاْ در بزرگسالی پيدا می‌کنيد که در اين کلاسها شرکت کند بدون اينکه قصد مهاجرت داشته باشد. اين کلاسها جاييست که فرهنگ غرب بدور از هرگونه نظارتی عرضه می‌شود. کتابهای آموزشی در واقع نوعی آگهی مهاجرت است که در آن زندگی در انگليس يا آمريکا بشدت آرمانی و زيبا جلوه داده می‌شود. در ميان تصاوير کارتونی اين کتابها اثری از مشکلات نيست هرچه هست قانون است و پيشرفت و زيبايی. توصيه غالب برای يادگيری زبان اين است که فيلم زبان اصلی نگاه کنيد. در واقع واضح است که هدف آموزش زبان صرف نيست بلکه آموزش فرهنگ و آماده‌سازی و ترغيب مخاطب برای زندگی در ممالک غربی است. روشن است که هدف ما از يادگيری زبان می‌بايست يادگيری مهارت خواندن باشد در حاليکه موسات آموزش زبان عمدتاْ بر يادگيری مکالمه متمرکز هستند. هدف ما بايد اين باشد که حين فرآيند آموزش هرچه کمتر تحت تاثير فرهنگ غرب قرار بگيريم در حاليکه در کلاسها شما بايد همراه ديگران آواز بخوانيد دست بزنيد و انواع گفتگوهای دوستانه ترتيب دهيد. بايد کتابها را رنگ کنيد شعرها را حفظ کنيد گرامر و لهجه اصيل انگليسی يا غير اصيل آمريکایی ياد بگيريد ..... راستی اين که همان برنامه آموزشی ملی هر کشوری است! ..... بله در واقع کلاسهای زبان ما را در حد زمان در دسترس‌شان آمريکايی بار می‌آورند.

آلودگی هوا در تهران به حد بحرانی رسيده است. دولت احمدی‌نژاد برای اولين بار جسارت آنرا داشت که بدليل آلودگی تعطيلی رسمی اعلام کند. اگرچه تنها فايده اين اقدام اين باشد که مشخص شود اين راهکار اثربخش نيست. لااقل ازين ببعد ديگر  می‌فهميم که هيچ راه ساده‌ای نمی‌تواند ما را در امان بدارد. بنابراين حاصل اين اقدام باز شدن راه برای برخوردهای فعالانه‌تر در آينده خواهد بود. دولت هنوز هم از پای ننشسته و بلافاصله راهکارهای جدی‌تر خود را اعلام کرده است. از جمله اينکه مهلت قانونی برای اجرای طرح کارت هوشمند سوخت را سه ماه جلو انداخته است. بعبارت ديگر از اسفند امسال بنزين ارزان سهميه بندی می‌شود. اگرچه بنظر نمی‌رسد مشکل آلودگی هوا چالش پايداری را برای آينده کشور دربرداشته باشد چون در هر حال ما مجبور هستيم بدليل قيمت بالای بنزين در بازارهای صادراتی به سوخت گاز طبيعی روی بياوريم و اين خودبخود مشکل آلودگی هوا را ظرف ۳-۴ سال آينده حل خواهد کرد. اما مهمترين معضل شهری که در دراز مدت با آن دست بگريبان هستيم مشکل ترافيک خواهد بود. از آنجاکه الگوی حمل‌ونقل درون شهری با شيب تندی بسمت هر نفر يک وسيله نقليه ميل می‌کند هيچ گونه اميدی به افزايش سطح راهها بمقدار لازم برای کنترل ترافيک نبايد داشت. از طرفی نمی‌توان ايده هر نفر يک وسيله نقليه را محکوم کرد اگرچه می‌توان شبکه اتوبوسرانی و مترو را تا حد زيادی گسترش داد اما اينها فقط می‌توانند شاهراهها را پوشش دهند و نقاط بسياری از دسترسی آسان به حمل و نقل عمومی محروم خواهند ماند. مشکل اساسی اين نيست که تعداد اتوبوسها کم است. بلکه مسيرهايی که ما می‌رويم در صورت استفاده از اتوبوس بشدت چند تکه می‌شوند و مساله عوض کردن اتوبوس خودش تبديل به مشکل می‌شود. البته مسوولان می‌توانند به روزهای گذشته برگردند. وقتی که خطوط اتوبوسرانی بلند بودند و تنها به مسيرهای مستقيم محدود نبودند. در مقطعی شهرداری‌ها بدليل آنکه مسيرهای طولانی با يک بليت فرضاْ ۱۰ تومانی برايشان صرفه نداشت خطوط کوتاه را جايگزين کردند که اين مساله مزيت نسبی اتوبوس را تا حدی کاهش داد. بنابراين مجموعه‌ای از راه‌حلها می‌تواند باعث شود همچنان بخشهای زيادی از مردم از وسايل حمل و نقل عمومی استفاده کنند اما در کنار آن بايد توجه کرد که عامل عمده ترافيک تک‌سرنشين بودن خودروهاست. به اين معنی که يک نفر برای جابجايی‌اش مساحت بزرگی از جاده را اشغال می‌کند. يک راهکار برای حل اين موضوع شايد سفارش توليد خودروهای کوچک (مثل خودروهای قديمی ژاپنی) باشد. راه ديگر گسترش استفاده از موتور است. موتور مزيت نسبی بالايی در حمل‌ونقل دارد زيرا قادر است از هرگونه ترافيک عبور کند و هر مسير ناهمواری را بپيمايد. در واقع ورود موتور به عرصه حمل‌ونقل عمومی بسيار موفق بوده است. بعنوان مثال کرايه موتور برای يک مسير مشخص شايد حدود ۵ تا ۱۰ برابر کرايه تاکسی باشد. يکی از نمونه‌های چنين مزيتی استفاده قاليباف شهردار جديد تهران از موتور برای رسيدن به محل سانحه هوايی است که در محاصره ترافيک شديد بوده است (وبلاگ مجال). 

افکار عمومی: مردم حرکت مجلس در دادن رای عدم اعتماد به برخی وزرای احمدی‌نژاد را نپسنديده‌اند و آنرا نوعی تقابل و سهم‌خواهی تفسير کرده‌اند ...... تا ۲ هفته قبل کار مثبتی در سطح شهر زياد بچشم نمی‌خورد اما حالا فعاليتهای عمرانی شروع شده است ....... استفاده نيروی انتظامی از خودروهای بنز مورد انتقاد مردم است. مردم می‌گويند نيازی به چنين خودروهای لوکسی نبود ..... افکار عمومی موضع صميمانه خود را در قبال احمدی‌نژاد حفظ کرده است (وزن سايتها و روزنامه‌ها قبلاْ هم در انتخابات معلوم شده بود) ..... مردم پيشاپيش پيروزی در پرونده هسته‌ای را جشن گرفته‌اند ....... مهمترين وعده احمدی‌نژاد که مردم چشم‌انتظار تحقق آن هستند کاهش نرخ سود بانکی است. هر پيشرفت کوچکی دراين مورد مردم را بوجد می‌آورد ........

تهران و بحران

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٩ آذر ،۱۳۸٤

هواپيماهای آمريکايی را به دريا بريزيد...

مردم ايران با کمال شگفتی و تاسف اخبار مربوط به سقوط هواپيمای سی۱۳۰ در تهران سه راه آذری را پيگيری می‌کنند ..... صاحب‌نظران بشدت به اين موضوع مشکوک هستند ..... آگاهان مسايل هوايی معتقدند اين هواپيمای چهار موتوره بگونه‌ای طراحی شده است که قادر است با يک يا دو موتور هم پرواز کند و هرگز از کار افتادن يکی از موتورها آنرا زمين نمی‌زند ..... اين يک هواپيمای باربری نظامی است که توان حمل دو تانک (اگر اشتباه نکرده باشم) را دارد و هرگز سوار شدن ۱۰۰ انسان آنرا بنحوی سنگين نمی‌کند که بزمين بخورد ..... سوانح هوايی ايران دارای همبستگی زیادی با تحرکات سياسی نظامی ايران است ..... از سقوط هواپيمای سی۱۳۰ حامل فرماندهان بلندپايه ارتش (شهيد فکوری و ديگران) در زمان جنگ (که بعدها مشخص شد عمدی بوده است) تا سقوط هواپيمای ايلوشين حامل سپاهيانی که برای حفاظت سفر رهبری به سيستان رفته بودند تا اين هواپيما که حامل خبرنگاران رسانه‌ها که برای پوشش خبری بزرگترين مانور دريايی ايران در منطقه به چابهار می‌رفتند ...... از سقوط هواپيمای تشريفات حامل امرای نيروی هوايی (ستاری و ديگران) در اصفهان چيزی نمی‌گوييم .... از خبری که چندی پيش منتشر شد چيزی نمی‌گوييم که می‌گفت سيا عامل سقوط هواپيمای ژنرال ضياء الحق رييس جمهور سابق پاکستان بوده است ....... از اخباری مبنی بر خودزنی انگليس در ماجرای لاکربی برای متهم ساختن ليبی چيزی نمی‌گويم ...... زبانم را يارای آن نيست که از جنايات آشکار فرعون زمان چشم پوشم و از چيزهای احتمالی سخن بگويم ..... از استفاده خونخواران آمريکايی از بمب سوزان فسفری در فلوجه چيزی نمی‌گويم .....

آمريکا ديگر طاقت نداشت ..... به احمدی‌نژاد پيام می‌دهند که مقاومت برايت گران تمام می‌شود اما او گوشش بدهکار نيست ...... اسراييل و آمريکا بالاخره سامانه دفاع موشکی خود را بطور موفقيت‌آميز آزمايش می‌کنند ..... بلافاصله ايران ضدحمله شديدی انجام می‌دهد ...... اعلام می‌شود که ايران سامانه دفاع موشکی از روسيه خريداری کرده است ...... آمريکا بشدت برمی‌آشوبد ...... از بيانيه‌های سياسی کاری برنمی‌آيد ..... آمريکا هيچ وقت خشم خود را فرونمی‌خورد ...... ايران روی ميز مذاکره می‌کوبد و اعلام می‌کند که قصد دارد بزرگترين مانور دريايی خود را برگزار کند ....

برگ‌های برنده غرب در قبال ايران يک‌به‌يک از بين می‌رود ..... آمريکا بفاصله کمتر از يک سال ابتدا مجبور می‌شود قصد خود برای حمله نظامی مستقيم به ايران را پس بگيرد. سپس مجبور می‌شود اعلام کند که مالکيت نيروگاه هسته‌ای توسط ايران را می‌پذيرد. آنگاه واحد فرآوری اصفهان را هم می‌پذيرد. در شورای حکام شکست می‌خورد و همين چند روز پيش عملاْ از ارجاع ايران به شورای امنيت هم ابراز نااميدی کرد ....... آمريکا و اروپا سعی دارند از معدود برگ‌های برنده خود حفاظت کنند ..... هر هواپيمايی که در ايران بهر دليل سقوط کند علت آن درست يا غلط به تحريم هوايی ايران مربوط می‌شود ...... شما فکر می‌کنيد انگليسی‌هايی که در اهواز بمب‌گذاری می‌کنند آنقدر باشرف باشند که به هواپيمای ما رحم کنند؟

مسوولين با ملت شفاف باشند .... اگر اين حوادث هزينه ايستادگی در بحث هسته‌ای است بصراحت کسانی را که مخفيانه پيغام می‌دهند تهديد کنند ...... ما می‌توانيم آنها را سرجايشان بنشانيم ..... اگر هزينه تحريمهای آمريکاست تمام هواپيماهای آمريکايی که به قطعاتش دسترسی نداريم بريزند توی دريا و جايش نو بخرند و رشته وابستگی به آمريکا و اروپای متجاوز را از گردن ملت باز کنند ..... تحريم کنندگان مسوول مستقيم کشته شدگان هستند و ما خون شهدا را از آنها طلب خواهيم کرد انشاءالله ....

  
نویسنده : محمد ; ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ آذر ،۱۳۸٤

امنيت شبکه‌ای

وابستگی کشور به ويندوز عامل نگرانی برای سالهای آينده خواهد بود. وقتی ايران بخواهد به کنوانسيون جهانی مالکيت معنوی بپيوندد آن وقت معلوم نيست چقدر پول بايد برای اين نسخه‌های غيرقانونی ويندوز پرداخت شود. اصولاْ وقتی سيستم‌های عامل متن-باز وجود دارند که صاحبان و نويسندگان آنها از استفاده مجانی از آنها رضايت دارند آيا اسلام به ما اجازه می‌دهد از ويندوز استفاده کنيم؟ از همه مهمتر اينکه ويندوز يک نرم‌افزار غيرقابل دستکاری است و ما نمی‌دانيم آن پايين روی درگاه‌های رايانه چه می‌کند؟ تصور کنيد در جايگاه مايکروسافت باشيد آيا کار مشکلی است اگر دولت آمريکا از شما بخواهد که وسيله‌ای درون ويندوز تعبيه کنيد تا در موقع لزوم بتوان به محتويات اطلاعات ردوبدل شده دسترسی داشت؟‌ برخی معتقدند پست الکترونيکی مجانی (آمريکايی) کاربرانی را که از ايران وصل می‌شوند زير نظر دارد. اورکات را که درباره‌اش لازم نيست چيزی بگوييم! پيشنهاد مفيد اين است که خوب است کار با لينوکس (ردهت)  را همگی شروع کنيم و لااقل يکی از درايوهای رايانه‌مان را به لينوکس اختصاص دهيم تا وقتی لينوکس ملی بيرون آمد با آن آشنا باشيم و قدرت استفاده از آنرا داشته باشيم. (با استفاده از مصاحبه نمايندگان مجلس با سيما)

  
نویسنده : محمد ; ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸٤

پرونده هسته‌ای

آمريکا در آغاز زمامداری جورج بوش پسر در رابطه با ايران در وضع دشواری قرار داشت. از طرفی سلطه بر ايران برای سران کاخ سفيد ضرورتی حياتی برای اهداف بين‌المللی آنان در زمينه نفت و تضمين برتری منطقه‌ای و جهانی غرب بود و از سويی ديگر ديدگاه يکسانی درباره آينده ايران موجود نبود که بتواند با قاطعيت بحران بی‌تصميمی را در اين مورد مرتفع کند. در سال‌های گذشته کلينتون دست به يک مبارزه فرسايشی اقتصادی با ايران زده بود که با همراهی متحدان آمريکا نيز مواجه نشده بود و نتوانسته بود ايران را بنحو موثری زمينگير کند.

تصور غالب اين بود که خاتمی همان گورباچف ايران است و نظام اسلامی در سراشيبی سقوط جبری قرار دارد ازينرو هيچ کس نيازی به اقدام عاجل در برابر ايران احساس نمی‌کرد. آنها فکر می‌کردند با اختصاص ۲۳ ميليون دلار کمک به گروههای مخالف ايران (با ساليانه دهها ميليارد دلار درآمد ملی) تنها بايد اين روند فروپاشی را تسريع کنند. اما بحران از آنجايی آغاز شد که در انتخابات بظاهر کم‌اهميت شوراها نتيجه‌ای کاملاْ خلاف انتظار غرب پديد آمد و اصلاح‌طلبان شکست سنگينی را در يک انتخابات کاملاْ آزاد پذيرفتند. تصورات هيات حاکمه آمريکا بهم ريخت.

آنها از سالها قبل که برنامه هسته‌ای ايران را پايه‌گذاری کرده بودند بدقت آنرا زير نظر داشتند. از طرفی ايران روز بروز فاصله خود را با فناوری هسته‌ای کم می‌کرد و از طرف ديگر اطمينان سابق به فروپاشی نظام کمرنگ شده بود. آمريکا ترجيح می‌داد ابتدا با اهداف کوچک شروع کند و ايران وزنه سنگينی بود. آنها سکوت مطلق خود را در زمينه برنامه هسته‌ای ايران بسختی حفظ می‌کردند و اميدوار بودند اين سکوت از جانب ايران به ضعف اطلاعاتی تفسير شود. در آن صورت ايران می‌توانست بی‌سروصدا گامهايی بسوی سلاح هسته‌ای بردارد. البته آمريکا اشراف کامل اطلاعاتی هم نداشت که بداند واقعاْ در ارتفاع صدها متر زير زمين در مقر اتمی نطنز چه می‌گذرد. يک دموکرات ممکن بود پيشنهاد بدهد که صبر کردن بنفع آمريکاست. اما يک جمهوری‌خواه استدلال می‌کرد که صبر بيش از حد منجر به دستيابی ايران به سلاح هسته‌ای می‌شود. ايران نيز نشانه‌های وضعيت جديد در پرونده هسته‌ای خود را احساس کرد  .... و آنها تصميم سخت را گرفتند. ايرانيها پيش‌دستی کردند و برنامه هسته‌ای خود را لو دادند. سيد محمد خاتمی اعلام کرد که فرزندان ايران به پيشرفتهای مهمی در زمينه هسته‌ای دست يافته‌اند. ماشين تبليغاتی غرب بکار افتاد و ميلياردها کلمه راجع به برنامه هسته‌ای ايران افشا شد. آمريکا ريسک بزرگی کرد و در اين ريسک شکست خورد چون اتفاقاْ ايران هنوز فريب آمريکا را نخورده بود! نتيجه بازی انعکاس جهانی توانمندی هسته‌ای ايران و ارتقای قدرت دیپلماسی ايران بود. آمريکا وقتی فهميد که قافيه را باخته است جهت حرکت را عوض کرد و با انتشار يک گزارش محرمانه (!) اعلام کرد ايران تا دستيابی به سلاح هسته‌ای ۱۰ سال فاصله دارد. همچنين با ايجاد ترديد در خصوص آلودگی در چرخه سوخت ايران تلاش دارند آنرا غير مهم و ناقص تلقی کنند. مفهوم اين گزارش‌ها اين است که غرب چاره‌ای جز پذيرفتن فناوری هسته‌ای ايران ندارد.

طلبه نسل سومی در مقر اتمی نطنز

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ آذر ،۱۳۸٤