سيما در ماه مبارک

از سال‌ها قبل سيما در ماه رمضان ويژه برنامه‌هايی را تدارک می‌ديد که مورد توجه بسيار زياد مردم بوده است ..... در گذشته اين سريال‌ها که به شيوه هرشب پخش می‌شوند اختصاص به موضوعات مذهبی داشت که حالا بيشتر به طنز گرايش يافته است (وبلاگ مجال) ..... در حقيقت شايد خيلی بی‌راه نباشد اگر بگوييم تنها در ماه رمضان است که می‌توانيم شخصيت‌هايی مذهبی مشابه آنچه در بخش‌هايی از جامعه وجود دارد را در سيما مشاهده کنيم ...... امسال حجم سريال‌ها بشدت افزايش پيدا کرده بنحوی که تا يکی تمام نشده بايد کانال را عوض کنی که بعدی را از دست ندهی و برای خواندن نماز لااقل از يکی از آنها بايد بگذری ..... و چند نکته درباره سيما:

۱- موسيقی در سيما (پس از راديو) کلا خطوط قرمزش پاک شده و مشکلش حل شده است ..... خواندن زنان کاملا عادی است و کلاه شرعی‌اش هم اين است که مثلا دو تا زن با هم می‌خوانند تا جمعی محسوب بشه در حالی‌که در عمل هيچ تاثيری ندارد ...... البته هنوز جرات نکرده‌اند موسيقی کلامی بخوانند و به الحان و اصوات و ترجيع محدود هستند ...... ياد خاطره جالبی افتادم: يک وقتی بمناسبت نيمه شعبان رفته بوديم مسجد جمکران ..... سوله حسينيه پر از جمعيت (چند ده هزار نفری) بود و بعد از قرائت قرآن قرار بود مراسم آغاز شود ...... يکدفعه ديديم مثلا ابتکار بخرج داده‌اند ..... چند تا دختر با لباس مثلا فرشته‌ها دارند يک گهواره (مثلا گهواره حضرت مهدی عج) را از وسط جمعيت خيلی با معنويت شديد می‌آورند (با نور نورافکن در سالن تاريک) ...... و بلندگو هم شروع کرد به خواندن از همين نوع آوازهای زنانه! ....... ما که بريده بوديم ولی بالاخره يک مرد شهرستانی باغيرتی بلند شد گفت: بر جمال محمد صلوات! ...... همه يکصدا چنان صلواتی فرستادند که صدای بلندگو گم شد و اينقدر اين کار را ادامه دادند تا برنامه تمام شد! ....... راستی برای آنها که به شرع و اين‌جور مسايل هم گاهی اهميت ميدن بگم که اکثريت قريب به اتفاق ترانه‌ها با صدای کودکانه (بنابر اطلاعات موثق) حاصل کار زنان است .....

۲- رقص که تازگی اسم حرکات موزون رو پيدا کرده هم به لطف مهران مديری و ديگران حالا ديگه حتی به عنوان برنامه‌ها هم رسيده ...... برای مثال به عنوان سريال او يک فرشته بود توجه کنيد که در پس‌زمينه يک خانم چادری را با حرکات سريع عرضی دوربين در حال موج خوردن چادرش و حرکات سريع نشان می‌دهد ...... البته اين مسائل حساسيت حوزه قم را هم برانگيخته تا حدی که به حرکات اضافه بانوان در برخی مراسم (مثل بازيهای بانوان کشورهای اسلامی) در حضور نامحرمان اعتراض کرده‌اند .....

 ۳- عشق سوژه اصلی تمام يا اکثر سريال‌های سرگرم کننده سيما است ...... حتی اگر يک سريال مثل برای آخرين بار موقتا به يک موضوع دستکم تازه مثل مساله فقر و غنا منحرف شود بزودی بعد از چند قسمت موضوع اصلی را باز‌می‌يابد ....... البته اين بيشتر از فقر موضوعی ناشی می‌شود اما نتيجه‌اش اولا اين است که باعث دلزدگی مردم می‌شود و ثانياْ برای افرادی که در سن متناسب با اين قضايا نيستند خيلی مضر است که دائما در معرض داستان‌های عاشقانه قرار گيرند ( چه بزرگترها چه بچه‌ها) ...... خيلی معقولتر خواهد بود اگر مانند برخی سريال‌های موفق هر کسی شخصيت و مساله محوری خاص خودش را داشته باشد نه اينکه همه از پيرمرد تا بچه دنبال پيدا کردن همدمی برای خود باشند! .....

۴- بحث آرايش ديگر از حد بحران هم رسما گذشت ..... نه تنها در سريال‌های موفق مثل صد و يک راه برای ذله کردن پدر و مادرها از آرايش غليظ زنانه برای کودکان پسر استفاده شد (جالب است بدانيد که اين سريال طرفداران زيادی بين دختربچه‌ها داشت) ....... بلکه تندترين رنگ قرمز هم ازين پس برای رژ لب (با عرض پوزش) مجری‌ها (بازيگران جوان که سهل است) مثل خانم پوريامين استفاده می‌شود ....... اين موضوع را وقتی فهميدم که در يکی از برنامه‌ها با اجرای اين خانم از خانم فاطمه آليا نماينده آبادگرانی مجلس دعوت شده بود (در رابطه با بحث ساماندهی لباس)‌ و حاضرم شرط ببندم که اين خانم محترم زير بار گريم صحنه نرفته بود ...... چون اولين باری بود که چنين تضاد شديدی را می‌ديدم ...... از آنجاکه به لطف روی کار آمدن اصولگرايان محدوديت زوم کردن روی صورت زنان در سيما (چند سال پس از سينما) برداشته شده است در لحظاتی بطور واضح می‌شد ديد که تفاوت چقدر است ...... در حقيقت اين يک سياست کلی در سيما است زيرا همزمان در تمام بخش‌های خبری و ديگر برنامه‌ها هم از رنگ‌های پرشدت قرمز در کنار مجری‌ها استفاده شد ......

۵- فرهنگ‌سازی از نقاط قوت سيما در سال‌های اخير و مخصوصا اين ماه رمضان است .... پيشرفت ملموس از يکی دو سال قبل با شروع کارتون‌های راهنمايی‌رانندگی بوجود آمد که با استقبال شديد مردم هم مواجه شد ...... در اين روش يک رفتار مطلوب توسط شخصيت‌های محبوب (سيا ساکتی) يا تمام شخصيت‌های مثبت و منفی فيلم (برای آخرين بار) بدفعات تکرار و در تمام موقعيت‌های مختلف بازيابی می‌شود ...... بعنوان مثال کاملا پيداست که بتازگی تقويت رفتار غيرت (البته تنها از نوع مردانه‌اش) در دستور کار سيما قرار گرفته است ..... شخصيت‌های سريال برای آخرين بار حتی آن پول‌دارهای بدبخت(!) هم مدام غيرتی می‌شوند ...... موازی با آن مهران مديری هم برای اولين بار مجبور شده است اندکی غيرت در کارهايش تزريق کند ...... اين کار نه‌تنها سريال‌ها را مصنوعی نکرده بلکه آن‌ها را بشدت جذاب‌تر و واقعی‌تر کرده است ...... بجای اينکه دايم مجبور باشيم جهان‌بينی کارگردانان سيما را در برنامه‌ها تحمل کنيم شاهديم که طرز فکر مردم عادی به تصوير کشيده می‌شود .......

دو مطلب جالب وبلاگ مجال درباره سريال‌های ماه رمضان

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ مهر ،۱۳۸٤

ربا در اقتصاد ايران

مجلس با لايحه انتشار اوراق قرضه از سوی بانک مرکزی مخالفت کرد ..... دکتر احمد توکلی نماينده مردم تهران: اين لايحه قصد دارد به بانک مرکزی اجازه دهد که به مردم ربا دهد ما نبايد طرح يا لايحه مغاير با قانون اساسی را بررسی کنيم ..... دکتر حسن سبحانی نماينده مردم دامغان: چگونه دولت به سهام احداث نيروگاهی که قرار است ساليان آتی به ثمر برسد هر سه ماه يکبار سود پرداخت می‌کند؟ اصولا آنچه که بثمر نرسيده چه مفهومی دارد که سودآور باشد؟ ...... اولين بار با بحث ربا از طريق کتاب زرسالاران يهودی و پارسی عبدالله شهبازی آشنا شدم. وی عامل اصلی تسلط يهوديان بر جهان را رباخواری می‌داند ...... پس از آن بطور اتفاقی به کتاب ربا در اسلام شامل سخنرانی‌های شهيد آيت‌الله بهشتی در سال ۱۳۵۲ در دانشگاه راجع به ربا برخورد کردم ....... ربا بطور ساده عبارت از شرط کردن زياده در قرض است. مثلا شما ۱۰۰ تومان به کسی قرض بدهيد (با ضمانت اينکه بعدا پس بگيريد) و در عوض ازو بخواهيد يک صلوات برای شما بفرستد يا در فلان معامله برای شما تخفيفی قايل شود يا بطور روشن به شما اضافه پرداخت کند ...... با اين ديد برخی از سازوکارهای اقتصادی ايران را از نظر شبهه ربوی بودن بررسی می‌کنيم:

۱- اجاره و رهن: اجاره مسکن در ايران معمولا از دو بخش تشکيل می‌شود: پول پيش و اجاره ماهانه ..... در ازای پول پيش فرع محاسبه می‌شود و از مبلغ اجاره کم می‌شود ...... بنابراين مستاجر مبلغی مثلا ۵ ميليون تومان برای مدت اجاره به موجر قرض می‌دهد تا در عوض اجاره کمتری پرداخت کند و اين مصداق ربا است ...... راه‌حل سالم شدن اين معامله اين است که پول پيش از بين برود يا در حد بسيار کمی برای جبران خسارت احتمالی دريافت شود و اثری روی مبلغ اجاره نداشته باشد ..... جالب است بدانيد که آخرين نرخ فرع مورد محاسبه در بنگاه‌ها معادل ماهی ۳۰ هزار تومان بازای هر يک ميليون پول پيش است يعنی ساليانه ۳۶٪ ! ...... در حقيقت در اين معامله مستاجر نقش رباخوار را دارد و موجر ربادهنده است ..... اين مطلب را برای اولين بار از استاد رحيم‌پور در تلويزيون شنيدم که ما نمی‌توانيم در کشور اسلامی اينقدر راحت فرع حساب کنيم ...... در رهن مساله به اين صورت است که مستاجر مبلغی مثلا ۱۰ ميليون تومان به صاحب‌خانه قرض می‌دهد و در ازای آن مدت زمان مشخصی از خانه او استفاده می‌کند که اين استفاده مصداق زياده و ربا است ...... سيستم رهن کلاْ ربوی است و بايد برچيده شود ..... البته آگاهی کلی از اشکال‌دار بودن قرارداد رهن در ميان متدينين وجود دارد و اغلب سعی می‌کنند قرارداد را برعکس بنويسند:‌ مثلا بجای اينکه بگويند اين مقدار پول به فلانی قرض داده شد بشرط در اختيار گرفتن خانه ... می‌نويسند فلان خانه را به ايشان قرض دادم بشرط دريافت فلان مبلغ ..... البته اين چيزی را حل نمی‌کند ....

۲- بانک‌ها: بانک‌ها عملاْ قراردادهای ربوی تنظيم می‌کنند .... بجای اينکه حقيقتا در يک سرمايه‌گذاری وارد شوند و با حساب سود يا زيان سهم خود را بگيرند پول را با نرخ بهره ثابت در قالب حساب‌های کوتاه‌مدت و بلند‌مدت می‌گيرند و با نرخ بيشتری به نيازمندان وام می‌دهند ..... البته کلاه شرعی‌اش هم اين است که می‌گويند سود علی‌الحساب مثلا ۱۲٪ بعدا آخر سال مثلا حساب می‌کنند و (در کمال تعجب) می‌بينند از وام‌هايی که داده‌اند بيشتر سود برده‌اند بعد مثلا ۱۴٪ سود می‌دهند ...... به اين وسيله از اينکه نرخ سود ثابتی را تعيين کرده باشند فرار می‌کنند ...... و خيلی هم روی اجر معنوی سپرده‌گذاری روی مغز ملت راه می‌روند ....... آنها حتی پول‌های حساب‌های قرض‌الحسنه را هم در راه ربا بکار می‌گيرند که اين امر اعتراض شديد اصول‌گرايان را در پی داشته است ..... انتشار اوراق مشارکت نيز از همين دست است ولی با نرخ سود بالاتر .....

۳- بورس: اما در بورس اوضاع بگونه ديگری است ..... اگرچه هر شرکتی که قصد ورود به بورس را دارد بايد ثابت کند که سودآور است اما بمحض وارد شدن ديگر هيچ اجباری برای پرداخت سود وجود ندارد ...... و اگرچه شرکتها در ابتدای سال مالی سود احتمالی سال آينده را اعلام می‌کنند اما اصلا عجيب نيست که اين ارقام بالا يا پايين برود ...... و اگرچه هيچ شرکتی وقتی ضرر می‌کند چيزی از سهامدارانش نمی‌گيرد (برای شراکت در ضرر) اما با اعلام زيان شرکت قيمت سهام آن افت می‌کند و عملا ضرر به سرمايه‌گذار هم منتقل می‌شود ....... بنابراين هيچ چيز ربوی در بورس وجود ندارد ...... در ضمن بورس دارای ساختار جالبی است ....... سازوکار تغيير قيمت‌ها به اين صورت است که اگر يک سهم از حد معينی بيشتر خريد و فروش شود (در يک روز) قيمت آن يک واحد افزايش ميابد و اگر کمتر از يک حدی خريداری شود قيمت آن بصورت اتوماتيک کاهش داده می‌شود ....... با اين مکانيزم در حقيقت دائماْ سعی می‌شود انحصار سهامداران فعلی شکسته شود چرا که آنها اگر بخواهند سهام را در دست خود نگه دارند و نفروشند با کاهش قيمت و ضرر مواجه می‌شوند .......

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ مهر ،۱۳۸٤

رمضان آمده است

اي مردم! ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به سوي شما رو كرده است. ماهي كه نزد خدا، بهترين ماه هاست و روزهايش بهترين روزها و شب هايش بهترين شب ها و ساعت هايش بهترين ساعت هاست. ماهي كه در آن شما را به مهماني خدا دعوت كرده اند و شما در آن از اهل كرامت خدا شده ايد. نفس هاي شما در آن ثواب تسبيح و ذكر خدا دارد و خواب شما ثواب عبادت. اعمال شما در آن پذيرفته است و دعاهاي شما مستجاب، پس، از پروردگار خويش با نيت هاي راستين و دل هاي پاك، بخواهيد كه توفيق روزه اين ماه و تلاوت قرآن در آن را به شما عنايت فرمايد. شقي و بدبخت، آن كسي است كه در اين ماه بزرگ، از آمرزش خدا بي بهره شود. در اين ماه با گرسنگي و تشنگيتان، گرسنگي و تشنگي روز قيامت را بياد آوريد. به فقيران و درماندگان كمك و تصديق كنيد. به پيران و كهنسالان احترام و ارج بنهيد. به كودكانتان ملاطفت و مهرباني كنيد.با خويشاوندان رفت و آمد داشته باشيد. زبان خود را از گفتار ناشايست نگاه داريد. ديدگان خود را از ديدن ناروا و حرام بپوشانيد و گوش هاي خود را از شنيدن آنچه نادرست است، باز داريد. با يتيمان مردم مهرباني كنيد تا بعد از شما با يتيمان شما مهرباني كنند. از گناهان خود به سوي خدا توبه و بازگشت كنيد. در اوقات نماز، دست هاي خود را به دعا برداريد، زيرا كه وقت نماز بهترين ساعت هاست و در اين اوقات، حق تعالي با رحمت، به بندگانش مي نگرد و اگر با او مناجات كنند، پاسخشان دهد و چنانچه او را ندا كنند لبيكشان گويد و اگر از او بخواهند عطا كند و چون او را بخوانند مستجابشان گرداند.

اي مردم! جان هايتان در گرو اعمال شماست. پس با طلب آمرزش از خدا، آنها را از گرو، خارج كنيد. پشت شما از بار گناهان سنگين است، پس با طول دادن سجده ها، آنها را سبك گردانيد و بدانيد كه حق تعالي به عزت خود سوگند ياد كرده است كه نمازگزاران و سجده كنندگان در اين ماه را عذاب نكند و در روز قيامت آنها را از آتش دوزخ درامان دارد.

اي مردم! هر كه از شما روزه دار مومني را در اين ماه افطار دهد، نزد خدا پاداش بنده آزاد كردن و آمرزش گناهان گذشته اش را خواهد داشت. برخي ازاصحاب گفتند: يا رسول الله! همه ما قادر به انجام آن نيستيم، حضرت فرمود: با افطار دادن روزه داران، از آتش جهنم بپرهيزيد اگرچه به نصف دانه خرما و يا به يك جرعه آب باشد.
اي مردم! هر كه اخلاق خود را در اين ماه نيكو كند، از صراط، آسان بگذرد، آن روز كه قدم ها، بر آن بلغزد. هر كه در اين ماه كارهاي غلامان و مستخدمان خود را سبك گرداند، خدا در قيامت حساب او را آسان كند. هر كه در اين ماه از آزار رساندن به مردم خودداري كند، حق تعالي، روز قيامت، خشم خود را از او باز دارد. هر كه در اين ماه يتيم بي پدري را گرامي دارد، خدا او را در قيامت عزيز گرداند. هر كه در اين ماه صله رحم كند و با خويشان بپيوندد، خدا او را در قيامت به رحمت خود واصل گرداند و هر كه در اين ماه رابطه اش را باخويشان خود قطع كند، خداوند در قيامت رحمت خود را از او دريغ نمايد. هر كه در اين ماه نماز مستحبي بپا دارد، خداوند او را از آتش جهنم برهاند و كسي كه نماز واجبي بجا آورد، خداوند ثواب هفتاد نماز واجب در ماه هاي ديگر را به اوعطا كند. هر كه در اين ماه بسيار بر من صلوات فرستد، خداوند كفه سبك اعمال او را سنگين گرداند. كسي كه در اين ماه يك آيه از قرآن تلاوت كند، ثواب كسي را دارد كه در ماه هاي ديگر قرآن را ختم كرده باشد.

اي مردم! درهاي بهشت در اين ماه گشوده است، از پروردگار خود بخواهيد كه آنها را بر روي شما نبندد و درهاي جهنم در اين ماه بسته است از خدا بخواهيد كه آنها را بر روي شما نگشايد. شياطين در اين ماه در غل و زنجيرند، از خدا بخواهيد كه آنها را بر شما مسلط نگرداند. علي «ع» فرمود: در اين حال از جا برخاسته و عرض كردم: اي پيامبر خدا! برترين اعمال در اين ماه چيست؟حضرت فرمود: اي اباالحسن! برترين اعمال در اين ماه پرهيز از محرمات است.

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ مهر ،۱۳۸٤

سطل ها

۱- روزها هر چقدر هم که زودتر از خواب بيدار می‌شوم ... وقتی از سر پيچ عبور می‌کنم باز می‌بينم که آشغال‌جمع‌کن‌ها زودتر از من بيدار شده‌اند .. گونی بزرگشان را کول کرده‌اند .. فاصله طولانی از جنوب شهر تا اينجا را آمده‌اند و به سطل آشغال‌های ما رسيده‌اند .... يک مثل برزيلی هست که می‌گويد جنوب شهری‌ها گرسنه‌اند چون سطل‌های آشغال در شمال شهر هستند ...... خدا ما را نمی‌بخشد ..... وقتی هر کدام در خانه چند تا ماشين داريم چند تا تلويزيون داريم کامپيوتر يک ميليونی تلويزيون ۳ ميليونی ماشين ۱۰ ميليونی سهام چند ده ميليونی مبل استيل چند ميليونی پرده ۱ ميليونی ...... آن وقت يک زوج جوان بعد ازينکه ۵۰ هزار تومان برای اجاره‌خانه کم می‌آورند خودکشی می‌کنند ..... روی نفت نشسته‌ايم و ميليونها نفر در آفريقا (گيرم از ظلم تاريخی آمريکا) هنوز گرسنه‌اند ..... گرسنه ...... گرسنگی را و ناتوانی در خريد غذا را تجربه نکرده‌ايم .....

۲- بدبختی فقرا از غرور اغنياست ...... اسلام از ما می‌خواهد که از مال خود انفاق کنيم ...... اسلام از ما می‌خواهد که با برادر دينی‌مان مواسات کنيم (يعنی سطح زندگی‌مان را يکی کنيم مالمان را تقسيم کنيم) ...... اما انفاق .. چه لغت فراموش شده‌ای! ....... فرض کنيم شما خيلی دست و دلباز باشيد و هر روز صبح يک اسکناس ۱۰۰ تومانی در صندوق صدقات بيندازيد ...... می‌شود ماهی ۲۰۰۰ تومان ..... نه برادر اين راهش نيست ..... امام فرمود هر که ما را دوست می‌دارد خيمه فقر را برپا کند ...... خدا به پيامبر در شب معراج گفت به فقرا نزديک باش و از ثروتمندان دوری کن ......

۳- اگر فقط ۱۰٪ ساکنين محله قديمی شهرک غرب حاضر شوند در کنار فقرا زندگی کنند و خانه‌های خود را برای فروش بگذارند (نمی‌گويم انفاق کنند .. پولش را بگيرند) ..... قيمت زمين شهرک ۲۰٪ افت می‌کند ..... آن وقت طبقات پايينتر می‌آيند و جای آنها را می‌گيرند و از نابرابری کاسته خواهد شد ...... اما اغنيا اتفاقا مواظبند جايی بروند که فقرا نباشند ...... چون فقرا کثيفند ميدون شوشی هستند بی‌فرهنگ‌اند معتادند چشم‌چران‌اند ...... مگر زمين‌های شهرک موقعيت سوق‌الجيشی خاصی دارند که متری فلان ميليون هستند؟ ..... پس چرا اينقدر گران‌اند؟ ...... به اين خاطر که ثروتمندان حاضرند پول بيشتری بدهند تا در جمعشان غيرخودی نباشد ..... آنها آنقدر قيمت را بالا می‌برند تا پايينی‌ها حذف شوند ......

۴- هر گرم گاز هگزافلورايد اورانيوم که توليد می‌شود تيريست در قلب آمريکا ...... در گذشته کافی بود آمريکا يکی از دو تاسيسات اصفهان يا نطنز را بزند تا چرخه سوخت ايران از کار بيفتد ..... اما حالا ايران مقدار روزافزونی گاز اورانيوم دارد پس ديگر زدن اصفهان فايده زيادی ندارد .... پس کار آمريکا سختتر شده است ..... هند و پاکستان فکر می‌کنند پرونده هسته‌ای همين يکی‌دو روز است؟ آنها بايد قرنها در کنار ايران زندگی کنند ...... آمريکا ممکن است چند ده سال ديگر ابرقدرت نباشد ولی ما هميشه همسايه‌شان هستيم ....... ای کاش لاريجانی موضع محکمی در مورد قرارداد صادرات گاز می‌گرفت تا می‌ديديم چطور هند تغيير موضع می‌دهد ...... اما حالا هم دير نشده است ...... آنها واقعا به گاز احتياج دارند .....

۵- دولت احمدی‌نژاد ظاهرا به سياست انتخاباتی خود برای مبارزه با ربا پشت کرده است ..... باورم نمی‌شد کسی که اوراق مشارکت را (بحق) ربوی می‌داند در يکی از نخستين جلسات دولت انتشار اوراق مشارکت جديد را آن هم با نرخ ۱۷٪ تصويب کند ..... باز اگر نرخ آنرا زير ۱۶٪ می‌گرفت آدم دلش خوش بود که می‌خواهد کم‌کم بهره را از بين ببرد ...... بعدا مشخص شد که نه واقعا چرخشی روی داده ...... اعلام شد که بهره تنها پس از کاهش نرخ تورم کاهش خواهد يافت ....... اصلا چنين چيزی ميشه؟ ....... تورم ميانگينی از نرخ بهره‌های موجود در جامعه است که پايينترين آن مال سيستم بانکی است و يک قضيه رياضی می‌گويد که ميانگين يک کميت هرگز از مينيمم آن پايينتر نمی‌تواند باشد ...... پس رفتيد دنبال نخود سياه ......  

  
نویسنده : محمد ; ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ مهر ،۱۳۸٤

يک روز با سفارت انگليس

ديروز يکی ديگر از تجمعات پی‌در‌پی دانشجويی جلوی سفارت انگليس برگزار شد ..... تعداد شرکت‌کنندگان در حدود ۵۰۰ نفر بود و کسبه محل از بيم درگيريهای احتمالی مغازه‌ها را بسته بودند ..... حضور خبرنگاران از دفعات قبل چشم‌گيرتر بود ..... نمايندگان تشکل‌ها سخنرانی کردند و  نماينده يکی از تشکل‌ها پيشنهاد کرد مراسم ۱۳ آبان امسال جلوی سفارت انگليس برگزار شود ...... برادران انصار مثل هميشه در حد ۵-۶ نفر آمده بودند اما از بچه‌های شريف‌نيوز کسی را حتی در حد کسب خبر هم نديدم که آمده باشد ..... شعارهای انصار که با همراهی دانشجويان هم روبرو شد اينها بود: ...... می‌کشم می‌کشم آنکه برادرم کشت ....... می‌جنگيم می‌ميريم ذلت نمی‌پذيريم ....... قسم به خون شهدا بوش ترا می‌کشيم ....... اواخر سخنراني کم‌کم مرکز ثقل جمعيت بسمت مقابل در ورودی سفارت و پشت بلوکهای بتنی منتقل شد ..... گوجه‌فرنگی توزيع شد و همه آماده بودند ..... وقتی فرمان حمله داده شد گوجه‌فرنگی‌ها پرتاب شد و دانشجويان با نيروی انتظامی درگير شدند و برخوردهای موردی رخ داد ..... ناگهان دو سه بمب صوتی و دودزا (احتمالا اشک‌آور) منفجر شد (از جمله يکی در ميان جمعيت) و صداهای مهيبی در فضا پيچيد ...... دانشجوها با سراسيمگی فرار ‌کردند ...... کسی برای يک درگيری خيلی شديد هنوز آماده نبود ....... فکر کردم نيروی انتظامی تير هوايی شليک کرده است ...... بعد از چند ثانيه وحشت از بين رفت و دوباره درگيری بشکل شديدتری در امتداد خط تماس مابين خط ويژه و خيابان که با بلوکهای بزرگ بتنی حفاظت ميشد شروع شد ..... من اصلا ماهيت اين درگيری را درک نمی‌کردم چون بنظر می‌رسيد رفتن آن جلو نتيجه‌ای جز باتوم خوردن ندارد اما به هر شکل درگيری شديد شد ...... اين وسط دو تا خانم خبرنگار هم خودشان را وارد نوار دو سه متری درگيری کرده بودند که ماجرا را از نزديک ببينند و اين کار بچه‌ها را سخت‌تر می‌کرد چون بايد مراقب آنها هم می‌بودند ...... فشار جمعيت روی خط تماس بشدت حفظ می‌شد که يکباره فريادهای الله اکبر جای شعارها را گرفت ..... باورم نمی‌شد ..... يکی از بلوکهای سيمانی با آن عظمت (۲۰/۱ متر ارتفاع و ۲ متر عرض و ۵۰/۰ متر ضخامت)‌ افتاد و حفاظ آهنی بالايش هم شکست و سيل دانشجويان با ورود به خط ويژه قدم‌به‌قدم نيروی انتظامی را به عقب می‌راندند .......

اين بلوکها بعد از حمله آمريکا و انگليس به عراق برای حفاظت جلوی سفارت انگليس گذاشته شده بود ...... آن وقت چند هفته بعد از اشغال جنبش دانشجويی اعلام تظاهرات کرد و انتظار می‌رفت بدليل اشغال يک کشور اسلامی جمعيت بشدت خشمگين باشند ...... برای من باور کردنی نبود که بتوانم وارد خط ويژه شوم با ترديد و خيلی دير وارد شدم ...... جمعيت فرياد ميزد:‌ تا ديوار سفارت .. يک يا حسين ديگر ....... نيروی انتظامی خيلی حرفه‌ای کار می‌کرد ...... بتدريج احساس کرديم از پشت داريم قيچی می‌شويم ...... دو دسته نيروی انتظامی بصورت ذوزنقه داشتند پشت‌سرمان را می‌بستند ...... اما چاره‌ای نبود اگر همانجا عقب می‌کشيديم پشت‌سر جلوييها خالی می‌شد و کتک مفصلی می‌خوردند ...... بی‌خيالی طی کرديم گفتيم اين نيرو انتظاميها بچه‌های بامرامی هستند قيچی نمی‌کنند! ....... آقا يکدفعه ديديم حمله‌ور شدند با باتوم و غيره ...... جمعيت بيرون آمد و بعد از چند ثانيه دوباره جمع شد و با خشم بطرف نيروی انتظامی يورش برد ...... نيروی انتظامی اندکی عقب کشيد و از درگير شدن اجتناب کرد وگرنه به احتمال زياد درگيری دوطرفه می‌شد ...... بعد ازينکه از خط ويژه تا حدودی عقب کشيديم ديديم از ناحيه پشت خيابان هم يک نيمدايره محاصره هست ....... در اين شرايط ديگر نميشد کاری کرد .......

بهرحال دانشجوها درگير شدند باتوم خوردند گاز اشک‌آور و فلفل خوردند تا به آمريکا و انگليس هشدار داده باشند که فکر نکنند در ايران همه چيز بر وفق مراد آنها خواهد بود ...... ما هرگز حرکت ذليلانه عراقيها را در نشستن درون خانه و مشاهده اشغال کشورشان تکرار نمی‌کنيم ...... ما از اولين گامی که بروی خاک اسلام بگذارند با آنها روبرو خواهيم شد و تا آخرين قطره خون دربرابرشان می‌ايستیم انشاءالله ....... آنجا ديگر بحث سفارت انگليس نخواهد بود ...... آنجا جايی است که کشته شدن برابر با سعادت ابدی است ......

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ مهر ،۱۳۸٤

پيروزی

مسوولين سابق هسته‌ای با مردم خيلی روشن برخورد نمی‌کردند ..... شايد به اين خاطر که نمی‌توانستند يا نمی‌خواستند جلوی زياده‌خواهی‌های غرب بايستند ...... می‌گفتند که سياست‌های هسته‌ای در عاليترين سطح (رهبری) اتخاذ می‌شود و ما فقط مجری هستيم ...... گذر زمان نشان داد که تا چه حد راست می‌گويند چرا که تا دولت عوض شد سياست‌های هسته‌ای هم تغيير کرد ...... اما دولت اصولگرا خرقه را بکناری نهاده و پای در ميدان گذاشته تا حقوق ازدست‌رفته ملت را باز‌پس گيرد و در اين راه از مخالفت شرق و غرب هم باک ندارد ...... امروز روز پيروزی ملت است حتی اگر پرونده ما به شورای امنيت ارجاع شود .. حتی اگر آمريکا به ما حمله کند ..... امروز روزی است که ما بصراحت آماده‌ايم تا سياست مقابله‌به‌مثل را مو‌به‌مو درباره غرب به اجرا درآوريم ..... و اين معنايی جز خودباوری و ايمان به حق و ايستادگی در راه آن ندارد ...... ديگر غرب مدينه فاضله رئيس جمهور ما نيست تا هر کرشمه‌اش را به هزار راه خريدار باشد ...... موقعيت جديد غرب در برابر ايران يک شريک برابرحقوق است ..... و اين اصلا ربطی به اين ندارد که ما حالا فناوری هسته‌ای بدست آورده‌ايم ...... بحث فراتر ازينهاست ....... در اين سالهای پس از امام هر کس که در آرزوی نظام انقلابی پنجاه و هفتی بود با زبان بی‌زبانی همين را می‌خواست و آرزو می‌کرد ..... جوشش انقلابی نوين ايران بثمر نشسته است و بايد در راه آن پايمردی کرد و ايستادگی ..... نبايد خيلی زود در انتظار نتايج بود .... چنانکه نتيجه ۸ سال دفاع مقدس را در قدرت فعلی ايران می‌توان ديد ..... برای مقاومت فعلی هم بايد نتايجی درازمدت را در انتظار بود ...

  
نویسنده : محمد ; ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ مهر ،۱۳۸٤