ارزيابی

۱- خبر بسيار مسرت بخشی شنيدم .... يکی از دوستان که در بانک جهانی کار می‌کرد عنقريب بی‌کار خواهد شد! دقيقاْ‌ از تاريخ يک فروردين ۸۵. علتش هم رای مردم است در سوم تير ۸۴. بانک جهانی به بهانه اجرای برخی پروژه‌های عام‌المنفعه مثل فاضلاب تهران در برخی مراکز حساس استانی دفتر تاسيس کرده بود و سرمايه‌گذاری و ارتباطاتی ايجاد کرده بود (مثلا اين دوست ما در شهر مرزی بيرجند و مورد مشهورترش محله شيلنگ آباد اهواز که بلافاصله به کانون ناآرامی‌ها بر ضد حکومت مرکزی تبديل شد). اما از زمان روی کار آمدن دولت جديد به دفاتر استانی گفته شده که از ابتدای ۸۵ بساطشان را جمع کنند. مهمترين مساله اين است که ديگر ايران بيش ازين زير بار ربا از کفار حربی آنهم از موسسه‌ای با رياست پل ولفوويتز نخواهد رفت. الحمدلله. بقول معروف احمدی نژاد دارد به وعده‌هايش عمل می‌کند.

۲- طی يکی دو روز گذشته همانطور که وبگاه عدالتخانه اعلام کرد رسماْ جنگ به اصطلاح الکترونيک بين حزب‌الله و حزب شيطان بزرگ آمريکا آغاز شد. همزمان با آغاز عمليات غنی‌سازی اورانيوم در مقر اتمی نطنز آمريکا بتندی واکنش نشان داد. در کمتر از چند ساعت گذشته فهرست حملات اينهاست: هک شدن دامنه اينترنتی آرآی ويگاه ايران تونز مجری مسابقه کاريکاتور هولوکاست .. شدت يافتن احتمال مسدود شدن دامنه اصلی ايران تونز .. مسدود شدن خبرگزاری فارس و وبگاه خدمت .. تهاجم همه‌جانبه عوامل سپاه رسانه‌ای آمريکا به وبنوشت پاسخگويی بدليل انتشار گزارشی درباره تسخير سفارت منحله دانمارک .. البته بنده هم با اينکه حزب‌اللهی نيستم اما چون حزب اللهی‌ها را دوست دارم بی‌نصيب نمانده‌ام .. اين بنده خدايی که اخيرا مامور به اينجا شده است و بخاطر يک لقمه نون حروم دهانش را به هر آشغالی می‌آرايد متاسفانه تازه‌کار است و از ماجرای فتوايی که بنده برای خودم صادر کردم و طی آن به خودم جواز دادم که بی‌خيال انواع حملات غيراخلاقی بشوم خبر ندارد وگرنه خودش را خسته نمی‌کرد.

۳- سياست خارجی احمدی‌نژاد بمفهوم واقعی کلمه غرب را بزانو درآورده است. در خاورميانه کشورها خيلی برادرانه با هم رفتار می‌کنند. زمانی که پاکستان سلاح اتمی خود را در نزديکی مرزهای ايران آزمايش کرد کلی عصبانی شدم که چرا اخباری ‌ها با لبخند می‌گويند که اولين بمب اتمی اسلامی (اگر اشتباه نکرده باشم) .... حالا هم که اعراب دشمنان خونی ديروز ما شده‌اند وکيل مدافع برنامه اتمی ايران. در واقع احمدی‌نژاد با حملات سنگين خود به اسراييل وضعيت منطقه‌ای را تغيير داد و خاورميانه اسلامی را بر ضد اسراييل متحد کرد. اشتباهات پياپی غرب در بحث اهانتها به پيامبر اکرم (ص) و پرونده هسته‌ای هم اين اتحاد را منسجم‌تر کرده است. و بقول عبدالله شهبازی هيچ‌گاه در طول تاريخ معاصر ايران در چنين پايه‌ای از قدرت منطقه‌ای قرار نداشته است.

بعدالتحرير:‌ وبگاه عدالتخانه نيز مسدود شد.

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ بهمن ،۱۳۸٤

نهضت ملی هسته‌ای

۱- شورای حکام در نهايت پرونده ايران را به شورای امنيت گزارش داد. دستاورد درازمدت تشديد مواضع غرب در برابر ايران وارد شدن مردم به اين حوزه و موضع‌گيری انتقام‌جويانه افکار عمومی ملی و بين‌المللی خواهد بود. بنابراين بهترين راهکار پيش‌روی غرب اين‌ است که مساله هسته‌ای ايران هر چه سريع‌تر حل شود در حالی که ايران خود را برای دوره مذاکراتی لااقل ۱۰ ساله آماده کرده است. اروپا برای آنکه موضع شديد ايران بر روند اجماع (اجبار) پيروان غرب در زمينه پرونده هسته‌ای ايران سايه نيفکند مجبور شد درباره تهديد ايران به ازسرگيری فعاليت‌های هسته‌ای در طول اجلاس سکوت کامل اختيار کند. آنها نمی‌خواستند اشتباه خود را در مورد راه‌اندازی مجتمع فرآوری اصفهان تکرار کنند. در آن مقطع ايران موفق شد با فضاسازی گسترده پيش از اقدام عملی غرب را در موضع ضعف مطلق قرار دهد. اکنون نيز همين روند دوباره آغاز شده است و خصوصا نشست امنيتی مونيخ بشدت در گيرودار تبليغ برای تهديد بزرگ ايران است. اما آنچه مهم است اينکه دانش هسته‌ای را ما بدست آورده‌ايم و هيچ کس انشاءالله نمی‌تواند آنرا از ما بگيرد. با سفيد پوستها همدلی می‌کنيم چرا که فرضاْ اصلا ايران بپذيرد که کاملا دانش هسته‌ای را از مغزش بيرون کند. فرضا آنها همه جا را هم هر روز بازرسی کنند. به هر سانتريفوژ‌ هم يک قلاده سگ نگهبان ببندند. بازهم از کجا مطمئن باشند در فلان روستای دورافتاده يک مرکز زيرزمينی هسته‌ای نباشد؟ اين است که بلحاظ منطقی توصيه ما به سفيدپوست‌ها اين است که کلاْ سنگين‌ترند يا بی‌خيال بشوند يا اينکه سريع‌تر به سيم آخر بزنند. راه ديگری حقيقتاْ ندارند.

۲- اما بعد ... بقول امام حسين ع در شب عاشوراء در ميان اصحابش ... کار ما به آنجا رسيده است که می‌بينيد ... ارجاع ما به شورای امنيت همگام شده است با قيام عاشوراء و روزهای خونين انقلاب .... نوای سرودهای انقلابی .. وضعيت جهانی .. سقوط‌ها .. ناوها .. .. آسمان نزديک شده است ..... کافی است دست دراز کنی .. تا لبه آنرا بگيری ... شايد وقتی دوباره بالا رفت تو را هم با خود ببرد ... اگر طالب منطقی .... قرآن سلطه کافر بر مسلمان را حرام کرده است .... يا بگوييم حفظ حکومت اسلامی بزرگترين وظيفه‌ای است که اکثر شهدای اسلام از بدر و احد تا جنگ‌های صليبی در راه آن به شهادت رسيدند .... ديگر اينکه حفظ خاک اسلامی واجب است ... ديگر اينکه جهاد با طاغوت زمان واجب است با جان و مال و زبان و دل .... پس مبادا ظهر عاشوراء کسی بگويد بنده استاد دانشگاه هستم و بنفع اسلام است که من زنده بمانم! .... مبادا کسی بگويد من دانشجوی دکترا يا فوق‌ليسانس هستم ... مبادا کسی بگويد کسب علم بالاتر از دفاع از امام زمان عج است .... مبادا کسی خائنانه در خدمت غرب باشد به هر طريق .... هر کس نمی‌داند که ندای هل من ناصر امامش را پاسخ می‌دهد يا نه از حسين بسرعت اجازه بگيرد و از اين دشت دور شود. چرا که هر کس در ظهر عاشوراء ندای هل من ناصر حسين را بشنود و اجابت نکند هلاک گشته است.

۳- خطاب به آنانی که با وجدان‌هايی آسوده رو بسوی قبله آمالشان غرب وحشی می‌روند و ترک ياری اسلام کرده با کفار پيمان می‌بندند ..... (چکيده‌ای از مقاله روزنامه کيهان يکشنبه ۱۸ ديماه ۸۴ صفحه ۶) ... تسخير پايگاه فرهنگی جامعه هر چند از مواضع و اهداف مهم امام باقر ع بود ولی امام هرگز در اين مسير از تحکيم بنيادهای تفکر شيعی غفلت نکرد. بلکه با برنامه‌ای دقيق و حساب شده به رهبری جريان تفکر اماميه و پيروان خط ولايت اهتمام می‌ورزيد. پنهانی بودن اين نوع برنامه‌ها عامل مهمی است که بسياری از آنها در متون تاريخی ثبت نشده ولی رواياتی در اختيار ماست که به روشنی پرده از وجود اين تلاشها برمی‌دارد. اين روايات هم در باب تقيه وارد شده است و هم در زمينه کتمان سر. ابوعبيده حذا می‌گويد: از امام باقر ع شنيدم که می‌فرمود: به خدا سوگند محبوب‌ترين ياران و اصحاب در نظر من کسانی هستند که پرهيزکارترين و فقيه‌ترين آنانند و بيش از همه احاديث و سخنان ما را (از قرار گرفتن در اختيار دشمنانمان) حفظ می‌کنند و پنهان می‌دارند. (بحار ۷۵/۷۶). مگر نه اين است که امام باقر ع در فضايی عام برای همه طبقات اجتماعی به تدريس و موعظه می‌پرداخته است پس کتمان حديث چه معنايی دارد؟! آيا اين گونه توصيه‌ها جز اين است که از وجود نوعی از درس‌ها و برنامه‌های خصوصی و پنهانی خبر می‌دهد که بدلايل امنيتی در اختيار نامحرمان قرار نمی‌گرفته است؟

امام باقر ع هر چند برای از ميان برداشتن حاکمان جائر به قيام علنی و جمع‌آوری نيروی رزمی رو نياورد زيرا اصولا شرايط را متناسب نمی‌ديد و ياران کافی در اطراف خويش سراغ نداشت اما روح ظلم‌ستيزی و انزجار از فرمانروايان ستمگر را در کالبد پيروان و اصحاب خويش می‌دميد. آن حضرت می‌فرمود: هرگاه به تعداد اهل بدر (۳۱۳ نفر) گرد امام جمع شوند بر امام واجب می‌شود که قيام کند و عليه حکومت اقدام نمايد (بحار ۱۰۰/۴۹). چه بسا اين سخن در پاسخ کسانی گفته شده باشد که از آن حضرت انتظار داشتند دست به انقلاب و نهضت مسلحانه بزند. اما امام از همگامی با ظالمان و همدلی با ايشان نهی می‌کردند. عقبه بن بشير اسدی گويد: بر امام باقر ع وارد شدم و عرض کردم: من در ميان قوم خود از حسبی عالی برخوردارم. قوم من در گذشته عريف (معاون و کارگزاری) داشتند که جان سپرد. مردم تصميم گرفتند که مرا بجای او به رياست و نظارت بگمارند. نظر شما در اين زمينه چيست؟ آيا اين پست را بپذيرم يا نه؟ امام فرمود: آيا حسبت را به رخ ما می‌کشی؟ خداوند مومنان را بوسيله ايمان رفعت بخشيده است هر چند در نظر مردم بی‌مقدار باشند و کافران را به خاطر کفرشان پست قرار داده است هر چند در ميان مردم شريف شناخته شوند. هيچ کس بر کسی برتری ندارد مگر بوسيله تقوای الهی. اما اينکه آن پست را بپذيری يا خير. اگر بهشت را دوست نداری آن پست حکومتی را قبول کن زيرا چه بسا سلطان ستمگر مومنی را به دام اندازد و خونش را بريزد و تو که گوشه‌ای از کار آن سلطان را بر عهده گرفته‌ای شريک در آن خون خواهی بود. در حالی که ممکن است از دنيای آنان بهره قابل توجه و يا حتی کمترين بهره‌ای به تو نرسد. (قابل توجه مستخدمين دولت آمريکا اول خون‌ريز عالم) 

بدبينی امام باقر ع نسبت به حاکمان نالايق عصر خويش چيزی نبود که بر اهل نظر مخفی مانده باشد. کسانی که با بينش ائمه و امام باقر کمترين آشنايی داشتند می‌دانستند که موضع آن حضرت در قبال واليان و حاکمان ناصالح عصر خويش موضعی سخت خصمانه بوده است. يکی از شخصيت‌های برجسته نخع با شناختی که از موضع سخت امام نسبت به حاکمان دارد به ايشان می‌گويد:‌ من از ديرزمان يعنی از زمان حجاج تاکنون والی بوده‌ام. آيا راهی برای من هست که از گذشته خود توبه کنم؟ امام در برابر اين سوال سکوت کرده پاسخ نمی‌دهد. مرد دوباره سوالش را تکرار می‌کند. امام می‌فرمايد:‌ خير! راهی برای توبه نيست مگر اينکه هر حقی از مردم ضايع کرده‌ای به آنان بازگردانی (بحار ۷۵/۳۲۹). در تاريخ شيعه چهره‌هايی چون علی‌ بن‌ يقطين ديده می‌شوند که به اشاره امامان و با اجازه ايشان در دستگاه حکام ناصالح وارد شده و مقرب آنان واقع گرديده‌اند. اما هدف ازين برنامه محدود و استثنايی نفوذ دادن عناصر مومن در نظام فاسد برای پيشگيری از برخی ستم‌ها نسبت به مومنان واقعی بوده است ولی افراد معمولی حتی از برقرار کردن روابط اقتصادی با سلاطين و حکام منع می‌شده‌اند. يکی از شيعيان به نام عبدالغفار بن قاسم می‌گويد: به امام باقر ع گفتم: ای آقای من! نظرتان در نزديک شدن من به سلطان و رفت و آمد به دربار چيست؟ .... امام: من اين کار را به صلاح تو نمی‌بينم و برای تو جايز نيست ... گفتم: من گاهی به شام می‌روم و بر ابراهيم بن وليد وارد می‌شوم! ... امام: ای عبدالغفار! رفت و آمد تو نزد سلطان سه پيامد منفی دارد:‌ محبت دنيا در دلت راه می‌يابد. مرگ را فراموش می‌کنی نسبت به آنچه خدا تو را قسمت کرده ناراضی می‌شوی! .... عرض کردم:‌ ای فرزند رسول خدا ص ! من عيالوارم و هدفم از رفتن به آنجا انجام تجارت و کسب منفعت است. آيا اين هم روا نيست؟‌ امام فرمود: ای بنده خدا! من درصدد نيستم که تو را به ترک دنيا دعوت کنم بلکه همين قدر می‌خواهم که گناهان را ترک کنی. ترک دنيا فضيلت است اما ترک گناه فريضه و واجب است. و تو در شرايطی هستی که به انجام واجبات نيازمندتری تا کسب فضايل. سخن که به اينجا رسيد آن مرد اظهار ارادت کرد و سپاس گزارد و گفت: ای فرزند رسول خدا ص ! پدر و مادرم به فدايت. دانش صحيح را جز از شما نمی‌توان دريافت. (بحار ۷۵/۳۷۷). ابوبصير می‌گويد:‌ از امام باقر ع درباره اشتغال به کار در امور حکومتی و استخدام در کارهای ايشان سوال کردم ... امام فرمود: هرگز به خدمت ايشان درنياييد. حتی باندازه يک مرتبه فرو بردن قلم در مرکب! زيرا هيچ کس به خدمت ايشان درنمی‌آيد و از مزايای مادی آنان بهره‌ای نمی‌گيرد مگر اينکه به همان اندازه به دين او لطمه ميزنند.

  
نویسنده : محمد ; ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ بهمن ،۱۳۸٤

آمريکای خاک بر سر

يکم. امروز که برای کاری به دفتر وجوهات رهبری رفته بودم فرصت را غنيمت شمردم و به بخش استفتائات هم مراجعه کردم. روحانی جوانی نشسته بود: حاج آقا بنده ازين طرف و آنطرف می‌شنوم که قراردادهای رهن خانه اشکال دارد حتی اينکه بعضی‌ها قرارداد را برعکس می‌نويسند ...... عرض کنم که قراردادهايی که محضرها می‌نويسند که اشکالی ندارد ... مثلا ۵ ميليون قرض‌الحسنه و ۵۰ هزار تومان اجاره .... اما دقت کنيد ... اگر در قرارداد گفته شود بنده خانه‌ام را به شما اجاره می‌دهم بشرط اينکه ۱۰ ميليون به من قرض بدهيد .... اين خالی از اشکال نيست .... (وقت خروج در دل اين روحانی جوان با محاسن انبوه سياه را ستايش کردم نه تنها بدليل حسن برخوردش بلکه چون اينقدر شجاعت داشت که در جايگاه دفتر رهبری يکی از معاملات شايع ربوی را بصراحت رد کند واضح است معامله نيم رهن نيم اجاره هم مشمول همين حرمت خواهد شد چراکه اگر اينطور نبود کافی بود شما مثلا ماهی ۱ تومان اجاره هم بدهيد تا رهن‌تان شرعی شود! اين خود پيروزی بزرگی است اگر اين حکم بصورت رسمی اعلام شود).

دوم. آمريکا واقعا اين روزها شاهکار می‌کند. توی هر شهر و کشوری که انتخابات برگزار می‌شود مخالفين آمريکا بقدرت می‌رسند. پيروزی غرورآفرين حماس را در فلسطين اشغالی تبريک عرض می‌کنيم. اين پيروزی حقيقتا يک زلزله بزرگ سياسی است که برای هميشه معادلات سياسی منطقه را دگرگون خواهد کرد و اهميتش به هيچ وجه از پيروزی اصولگرايان در ايران و مصر و عراق کمتر نيست. چرا که فلسطين بدليل تحت اشغال بودنش توسط غربی‌ها جبهه اصلی مبارزه با کفر است. از همين حالا زمزمه‌های خروج تشکيلات اسراييل از کرانه باختری رود اردن هم در پوشش نظرسنجی بگوش می‌رسد.

سوم. در هفته گذشته شاهد لغو سفر رييس جمهور به خوزستان بدلايل امنيتی و بدنبال آن وقوع چند انفجار ميان مردم عادی بوديم. فقط يک کلمه حرف با تونی بلر داريم که در خانه اگر کس است يک حرف بس است .... اگر چنانچه احمدی‌نژاد تصادفاْ در يکی ازين انفجارها به مقام رفيع شهادت برسد ... امت اسلامی هر يک لشکری استشهادی خواهد شد که تنها هدفش به خاک انداختن يکی از نخست وزيران انگليس (ترجيحا خود بلر) خواهد بود .... حتی اگر اين کار يک قرن طول بکشد ... ياسر عرفات را به شهادت رسانديد هيچ نگفتيم شيخ احمد ياسين را با آن فضاحت بالاخره شهيد کرديد هيچ نگفتيم اما اين بار مانند قضيه سلمان رشدی کل عالم اسلام حرکت خواهد کرد ... فاعتبروا ... پس از سقوط هواپيمای سی ۱۳۰ و فالکون اوضاع کشور يک جوری است که مردم گويی با شهادت خو گرفته‌اند و دور نيست اگر هواپيمای خرابی باشد که رهسپار خدمت به اسلام باشد مردم برای گرفتن بليط شهادت صف بکشند يا همراه رييس جمهور اينطرف و آنطرف بروند بلکه بمبی هم نصيب آنها شود ..... بنابراين خودتان را بيخود با اين بازی‌ها خسته نکنيد.

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ بهمن ،۱۳۸٤