شهادت

(آيت الله جوادی آملی) يكم‌: صَلابت و استواري و نفوذ ناپذيري از عناصر محوري هويت مردان مؤمن است‌. چنين رجالي با خداي خود پيمان سِتَبر و ناگسستني دارند‌ وَ أخَذْنَا مِنْهُمْ مِيثاقاً غَليظاً  و در كيان داخلي و حفظ استقلال و استغناي همه‌جانبه، هويتي خود‌كفا داشته و به خود متّكي‌اند‌. كَزَرعٍ اَخرَجَ شَطأهُ ‌فَآزَرَه فَاستَغْلِظَ فَاستَوي عَلي سُوقِه و در قبال بيگانگان حيثيّتي سازش‌ناپذير و دست نيافتني دارند. وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلظَه و پيام آيه را كه تسليم نشدن در برابر دشمن است با تنش‌زائي ناروا اشتباه نمي‌كنند‌. در صحنه پيكار مدافعانه و نه مُهاجمانه، نستوه و شكست ناپذير‌اند‌. إنَّ اللهُ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفَّاً كَأنَّهُمْ بُنيانٌ مَرصُوص غيرت ممدوح را پشتوانه معنوي عفّت عمومي مي‌دانند و بي‌اعتنايي به دنيا و زرق عاطل و برق باطل او را معيار شجاعت تلقّي مي‌نمايند‌. قَدْرُ الرَّجُلِ عَلي قَدرِ هِمَّتِه و صِد‎قُهُ عَلي قَدرِ مُرُوءَ‌تِه وَ شَجاعَتُهُ عَلي قَدرِ اَنَفَتِه‌، وَ عِفَّتُهُ عَلي قَدرِ غيرَتِه. وسيله صَلاح و فَلاح آنها سدّ محكم در برابر يَأجوج استبداد و مأجوج استعمار است‌، زيرا تقوا كليد استواري است‌. فَإنَّ تَقويَ الله مِفتاح‏ُ سَدادٍ وَ ذَخِيرَهُ مَعاد و دِگر‌انديشان صلاحيّت مقاومت در برابر دشمنان را ندارند‌. فَلَيسَ بِأهلٍ أنْ يُسَدَّدَهُ بِهِ صَغَرٌ.
دوّم‌: حرمت مبارزه با هرگونه استبداد‌، اهميّت جهاد با هر‌گونه استعمار‌، جلالت پيكار با هرگونه استثمار‌ و شكوه قيام عليه هرگونه استحمار را مي توان با تحليل مقوّم‌هاي دروني و ارزيابي نتيجه‌هاي بيروني و سنجش نيروهاي اجرايي و مبادي فكري و اهداف قلبي متولّيان آن فهميد‌. ريشه قرآني چنين تعريف مخصوص از جهاد اين است‌: وَ لُولا دَفعُ اللهِ النّاسَ بَعْضُهُمْ بِبَعضْ لَهُدَّمَتْ صَوامِعَ وَ بِيَعْ وَ صَلَواتٌ وَ مِساجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللهِ كَثِيراً شاهد تاريخي آن نيز شوروي قبل از فروپاشي است‌. اگر مجاهد نستوهي چون شهيد نواب صفوي ـ رحمه الله عليه ـ بين اقامه عمود دين و تأمين خيمه آن به روش معقول و مقبول جمع سالم نمود‌، نه چون مُفرَطان يا مُفَرِّطان ديگر كه يا در ‌صدد جمع بين حرب آهن و محراب نبودند و يا در محدوده جمع مُكسّر گرفتار آمده‌اند‌، نه جمع سالم‌، چنين مدافعي مي تواند نموداري از رجال مذهبي سياسي صحنه‌هاي به ياد ماندني اسلام باشد‌. در مقام وفا عاشق شهادت و در مقام صفا عبد خالص خدا بوده است‌.
سوّم‌: در هر عصر و مصر و نسلي ضايعاتي يافت مي‌شدند كه نه تنها خود ناعي از دين‌باوري بودند‌، بلكه ناهي ديگران هم مي‌شدند‌. يا حَسرَهً عَلَي العِباد مَا يَأتِيهِمْ مِنْ رَسُولْ إلا كانُوا بِهِ يَسْتَهزِءُ‌ون وَ هُم‎ يَنْهَونَ عَنْه وَ يَنْعَونَ عَنْه. مكذّبان وحي و مُستهزءان رسالت به تسامح و تساهل بسنده نمي‌كردند‌، بلكه به تهاجم و تطاول نظامي مبادرت مي‌نمودند‌. لذا انبياء به دفاع بر‌مي‌خواستند‌. وَ كَأيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِيّونَ كَثِير در اين پيكار پيامبران فراواني شربت شهادت نوشيدند‌، يَقْتُلُونَ النَبِيّينَ بِغِيْرِ الحَقّ وَ يَقتُلُونَ الأنبياءَ بِغِيْرِ حَقّ سالكان كوي وحي و راهيان راه رهبران الهي در جهاد و اجتهاد دريغ نكرده‌، در تَجَرُّء جام خوش‌گوار شهادت ناكام نمانده‌اند و به عنوان آمران به معروف چنان اسوه‌هاي خويش جامه شهادت در بر‌كرده‌اند‌. وَ يَقُتُلُونَ الَّذِينَ يَأمُرُونَ بِالقِسطِ مِنَ النّاس
جريان فدائيان اسلام را مي توان حلقه ارتباطي نهضت‌هاي قابل و قادم دانست و شهيد نواب صفوي ـ ره ـ را كه به منزله كرامت اِرحاصي امام راحل ـ ره ـ بود عامل پيوند قيام‌هاي سالف و آنف تلقّي كرد كه چنان مجموعه‌اي به مثابه تعقيبات نمازِ مبارزاتيِ متقدّمان، همچون شهيد آيت الله حاج شيخ فضل الله نوري و شهيد آيت الله حاج سيّد حسن مدرّس و به منزله اذان و اقامه نماز جهادي متأخّران، همچون بنيان‌گذار جمهوري اسلامي ايران دانست‌. طُوبي لَهُمْ وَ حُسنُ مَآب‌.
چهارم‌: گرچه قلمرو طبيعت محكوم به فناست‌، ليكن آنچه صبغه وَجهُ اللّهي دارد از گزند زوال مصون است‌. مردان نام‌دار ديني كه انسان‌هاي كامل و معصوم قَدر اوّل سپهر جمال و جلال آنانند، سهم وافري از ماندگاري دارند‌؛ اَلعُلَماءُ باقُونَ مَا بَقِيَ الدَّهر  آنكه كامل‌تر از ديگران است لقب «‌بقيّه الله‌» را در اُوج معناي خود به خويشتن اختصاص داده است و با قرائت بَقِيَّهُ اللهْ خِيرٌ لَكُمْ به انتظار مشتاقان تجلّي ولايت و ظهور ختمي امامت خاتمه مي‌دهد‌. حماسه‌سازاني كه از غيرت ديني طرفي بسته‌اند و از بصيرت مذهبي متنعّم شده‌اند و هدف‌مندانه مسئوليّت امر به معروف و نهي از منكر را پذيرفته‌اند و در صحنه نثار و عرصه ايثار حضور يافته‌اند و از بذل نفس و عطاي نفيس مضايقه نكرده‌اند واليان بقاء و صاحبان جاودانگي خواهند بود‌.
قرآن كريم از راد مردان جبهه امر به معروف و آزادي‌خواهان ميدان نهي از منكر كه محقّقانه معروف و منكر را مي‌‌شناسند و روش‌مندانه در ظلّ حجّت بالغ ديني آن را اجرا مي‌كنند به عنوان «‌اُولُوا بَقِيّه‌» ياد مي‌نمايد‌. فَلُولا كانَ مِنَ القُرُونْ مِنْ قَبْلِكُمْ اُولُوا بَقِيَّهٍ يَنْهَونَ عَنِ الفَسادِ فِي الأرض راز بقاي ناموران حماسه، هجرت از بقا به فناي خود اوّلاً، و سير در فناي خود و بقاي مسبوق به صبغه الهي است ثانيّاً .
خويش را اوّل ز خود بي خويش كُن       پس بُراقي از عَدم در پيش كن
هركه او رفت از ميان اينك فنا              چون فنا گشت از فنا‌، اينك بقا
گر سر موئي بماند از خودي ات           هفت دريا پُر برآيد از بَدي ات
چون جهاد به قسم اصغر و اُوسط و اكبر مُنقسم است‌، هجرت و ساير آداب و سُنن مجاهدان در راه خدا نيز به همين سه قسم تقسيم مي‌شود‌. شهادت نيز مراتبي دارد كه با مراحل فنا و درجات بقاي بعد از فنا مُنقسم خواهد بود‌. تصدّي كُرسي بقاء براي همه راهيان صحنه جهاد يكسان نيست‌. چنين كه مداد هر عالمي بر خون هر شهيدي رُجحان ندارد‌. گرچه رُجحانِ في الجمله معقول و مقبول است‌، چه اينكه منقول مي‌باشد‌. وگرنه مداد برخي از عالمان متوسط هرگز به خون بزرگ حماسه‌سازان نظام اسلامي مزيّت نخواهد داشت‌. بلكه آن خون‌هاي ممتاز هزينه تأسيس حوزه و دانشگاه و پرورش عالمان و انديشوران است‌. 
خلاصه آنكه‌: 1‌ـ ‌بقاء همان آب حيات است كه مطلوب همگان مي‌باشد‌. 2 ـ ‌نردبان قُلّه بقاء پيمودن مراتب فناست كه عَدم بوستان اِرم است‌. 3 ـ ‌رمز بقاي شهيد صعود الهي اوست‌، بَلْ اَحياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرزَقُون 4‌ـ ‌عالمان شهيد كه بين قلم و شمشير اُلفت ويژه‌اي ايجاد كرده‌اند‌، نه تنها صيد خوبي كرده‌اند و جزء مُخلِصان درآمده‌اند‌، بلكه صيد خوبي گشته و در رديف مُخلَصان به حساب آمده‌اند.

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ بهمن ،۱۳۸۳

 

پرده اول:

برای به دست آوردن اطلاعاتی از او بسیاری از سایتها را جستجو کردیم اما موفق نشدیم.تنها در یک پرونده خاک خورده در بایگانی تیپ امام صادق (ع)چند عکس و اوراقی از مدارکش را یافتیم.قهرمان ما همه غرب را با ظواهر رنگارنگش رها کرده و به ایران آمده بود.خاطرات فرانسه را فقط بخاطر پدر و مادرش در خاطرش نگه داشته بود.همه آرزویش ورود به حوزه علمیه و قرار گرفتن درمسیر خمینی بود.بعد از دو سال تحصیل در حوزه،به جبهه می رود . در عملیاتی بدنش در زیر شنیهای تانک له می شود.مجلس ختمش در حجره اش و در نهایت مظلومیت برگزار شد.

شهید کمال کورسل یک قهرمان جهانی است.

پرده دوم:

برای به دست آوردن اطلاعاتی از این قهرمان!!کافی است به روزنامه ها سری بزنید.همه جا سخن از مظلومیتش است.حتی در مجلس و هیئت دولت.صدها سایت اینترتی از فضائلش نگاشته اند.این قهرمان!!کشورش را در اوج مظلومیتش رها کرد و به کانادا رفت.همه تلاشش تبلیغات بر علیه نظام اسلامی بود.چند ماه پیش برای یک ماموریت مشکوک به ایران آمده بود که دستگیر شد و بر اثر اصابت یک شیء سخت!!! درگذشت.

او با مرگ خود بهانه تازه ای به دست مخالفان نظام و دشمنان داد.

او یک ....است.

(منبرنت)

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ بهمن ،۱۳۸۳

آمادگی برای جنگ

- (نظرستان) :‌ امام خميني در سال 1360، در ديدار با اعضاي شوراي نگهبان ضمن طرح مسائل اساسي اقتصادي با اين سخن آغاز فرمودند:

«امروز ما گرفتار دو جريان هستيم، يكي آن جرياني است كه همين كه به نفع مستضعفين و محرومين سخن گفته مي‌شود و از كاخ‌نشينها و غاصبين حقوق مردم صحبتي شود مي‌گويند اين همان كمونيسم است، و جريان ديگر اين كه وقتي گفته مي‌شود خودسرانه اقدام به تقسيم زمين يا گرفتن اموال ننمايند مي‌گويند طرفداري از سرمايه‌دارها و فئودالها شده است، در حالي كه همان طور كه مي‌دانيد اسلام نه با سرمايه‌داران موافق است نه با كمونيسم، اسلام راه و رسم ديگري غير از اينها دارد. ... ما حديث داريم كه مي‌شود با آن فتوي داد و عمل كرد و آن اين است كه باشد به اينكه «فقرا در مال اغنيا شريك هستند» مگر نه اين است كه مال مورد شركت مشاع است پس فقرا در مال اغنيا شركت دارند، كسي كه حقوق مالي خود را پرداخت نكرده است و مي‌بايست پرداخت كند به صورت تصاعدي افزايش پيدا مي‌كند تا آن‌جا كه اگر كليه اموالشان را هم بدهند باز بدهكارند.»  

- در سال گذشته تعداد دانشجويان خارجی مشغول تحصيل در آمريکا ۲.۴ ٪ کاهش يافت. اين موضوع عمدتا بدليل بروکراسی شديد و زمانبر حاکم بر سيستم رواديد آمريکا و همچنين رقابت کشورهای ديگر در زمينه جذب دانشجويان بوده است. اين کاهش برای يک سال آمار سنگينی محسوب می شود و خبر بدی برای آمريکايی است که برای تامين نيروی متخصص خود در مقطع دکترا کاملا به دانشجويان خارجی وابسته است. سيستم دبيرستانی و ليسانس آمريکا بقدری ضعيف است که معمولا ترجيح می دهند دانشجويان دکترا را از ميان تحصيلکردگان آسيايی انتخاب کنند. خبر وحشتناکتر اينکه فقط در سال گذشته آمار متقاضيان پذيرش خارجی برای آمريکا در حدود ۲۰ ٪ کاهش داشته و در مورد دانشجويان بعضی کشورها مثل چين اين کاهش ۳۰ ٪ بوده است. تازه چنين کاهشی پس از ۱۱ سپتامبر هر سال تکرار می شود. واقعيت اين است که آمريکا قدرت آموزشی خود را بدلايل مختلف که لزوما به ۱۱ سپتامبر هم مربوط نيست بسرعت از دست می دهد.

- بالاخره مقامات ايرانی در يک فرصت مناسب پس از راهپيمايی عظيم ۲۲ بهمن وارد فاز جنگ روانی با آمريکا شدند و ابتکار عمل تبليغاتی را بطور موفقيت آميزی در دست گرفتند. هاشمی خاتمی و روحانی با قاطعيت هر پيشنهادی برای دست برداشتن از فناوری هسته ای را رد کردند و بطور ضمنی اعلام کردند که ايران برای مقابله با آمريکا آماده است. همزمان کره شمالی رسما اعلام کرد که بمب هسته ای در اختيار دارد و با ايران اعلام همبستگی کرد. مقامات اروپايی کاملا دستپاچه شده اند و بلافاصله هياتی را برای در اختيار گذاشتن راکتور آب سبک به ايران فرستادند و رايس ترجيح داد در سکوت به آخرين هماهنگيهای خود در مرزهای ايران بپردازد. مذاکرات با اروپا بسرعت به بن بست خواهد رسيد و پرونده ايران از سوی آمريکا به شورای امنيت ارجاع داده خواهد شد. نيروهای ناتو در عراق جايگزين نيروهای آمريکا می شوند و وقتی پايگاههای هوايی آمريکا در افغانستان و عراق تکميل شد همه چيز برای جنگ آماده خواهد بود. بنابراين برای روزهای دشوار آماده شويد: ورزش کنيد آذوقه سوخت دارو سلاح آب ذخيره کنيد به بسيج محل ملحق شويد و در مسجد و نماز جمعه حاضر باشيد. پولتان را خرج نکنيد و آماده شهادت باشيد.

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸۳

اقتصاد اسلام

خداوند در شب معراج به پيامبر فرمود: از ثروتمندان دوری کن و با فقرا نزديک باش. (نقل به مضمون).

(نظرستان): (( «نفي سلطه‌گري و سلطه‌پذيري» «طرد كامل استعمار و جلوگيري از نفوذ اجانب»، «انفكاك ناپذير بودن استقلال، آزادي، وحدت تماميت ارضي كشور،»«محدوديت در اخذ وام و كمكهاي خارجي» «منع استخدام كارشناسان خارجي به وسيله دولت» «منع اعطاي امتياز تشكيل شركت‌ها و مؤسسات تجاري صنعتي و كشاروزي و ... به خارجيان» و امثال آن، از تمهيداتي است كه به صراحت مورد توجه قانون اساسي قرار گرفت. ساير برنامه‌ها و سياستهاي اقتصادي و اجرايي كشور نيز به گونه‌اي تدوين گرديد كه راه سلطه در هيچ شكلي فراهم نشود. از جمله امور مهم و مورد توجه در زمينة اقتصادي، اصل هشتاد و يك قانون اساسي است كه مقرر مي‌دارد:

«دادن امتياز تشكيل شركت‌ها و مؤسسات در امور تجارتي و صنعتي و كشاورزي و معادن و خدمات به خارجيان مطلقاً ممنوع است.» اين اصل مصداقي از بند 8 اصل چهل و سوم قانون اساسي است كه براساس آن «جلوگيري از سلطه اقتصادي بيگانه بر اقتصاد كشور» از ضوابطي برشمرده شده است كه اقتصاد جمهوري اسلامي ايران بايد بر آن مبتني شود.

اصل مزبور در فعاليت‌هاي اقتصادي و سرمايه‌گذاري‌هاي خارجي به حدي در روند فعاليت‌هاي دولت مؤثر بود كه دولت كمترين شائبه‌اي را بر نمي‌تافت و ناگزير از شوراي نگهبان در تفسير اين اصل استعلام مي‌كرد.

اين امر حساسيت فوق‌العاده شوراي نگهبان را در مورد قراردادهاي خارجي‌ نشان مي‌دهد. به نحوي كه شورا، حتي نسبت به نوع تاريخ معمول در قراردادها و هر نوع عباراتي كه شائبه عدول از بعضي از ارزشهاي نظام اسلامي داشته است، اعتراض كرده است. به طور مثال شوراي نگهبان در مورد لايحه مبادلات كالا بين دولت جمهوري اسلامي ايران و دولت عربي سوريه، ذكر انحصاري تاريخ ميلادي را در قرارداد خلاف قانون اساسي تلقي كرد. ))

حالا ببينيد چه احساسی به شما دست می دهد وقتی ببينيد شرکت شل برای سرمايه گذاری برای استخراج نفت ۷۵٪ نفت يک ميدان را تملک می کند؟ چه خوب بود اگر بر سر آرمانهای انقلاب می ايستاديم و مصالحه نمی کرديم. چه خوب بود اگر لااقل دولت جرات می کرد مفاد قراردادهای نفتی را به مجلس نشان دهد. آن وقت ما می دانستيم و کارگزاران!

راستی از بزرگترين مفاسد اخلاقی غرور است. اگر کسر شانمان می آيد هر غذايی را بخوريم روی زمين بخوابيم يا جنس ارزان بخريم معلوم می شود برای خودمان حساب ويژه ای باز می کنيم و گرفتار غرور هستيم. اگر کسی با شما بد حرف زد و شما با مرام و عقيده اش هم مشکل پيدا کرديد موضوع از شدت حب نفس بايد باشد.

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ بهمن ،۱۳۸۳

رشد علمی

۱- حضرت علی (ع): متابعت امر خدا نکند مگر کسی که سازش نکند همرنگ جماعت نشود و از مطامع پيروی نکند.

۲- ظاهر قضيه اين است که انجمن حجتيه دوباره فعال شده است. اصلاح طلبان از فرصت استفاده کرده می گويند بدليل شکست پروژه اصلاح طلبی مردم نااميد شده اند و اين باعث جان گرفتن دوباره انجمن شده است. از نظر من قضيه برعکس است. غرب در آخرين گامهای خود برای تضعيف ايران به تفرقه افکنی ميان نيروهای مذهبی و ايجاد درگيری داخلی روی آورده است. پيغامهای اينترنتی مشابه که در وبلاگهای مذهبی گذاشته می شود هم بخشی ازين طرح است. واقعيت اين است که حجت بر همه تمام شده است و هر کس ذره ای ايمان به خدا داشته باشد (انجمنی و حزب اللهی) امروز بايد در مقابل تهاجم رياکارانه آمريکا بايستد و در اين راه دست وحدت بسوی هر حق طلبی دراز می کنيم. انجمن به گفته آقای حميد روحانی (مورخ انقلاب) نقش مهمی در تربيت اسلامی مردم در قبل از انقلاب ايفا کرد و خود آقای حلبی (رييس انجمن) هم معتقد و پيرو ولايت فقيه بودند بنحوی که در انتخابات اول خبرگان شرکت کردند و پيرو خواست حضرت امام فعاليت تشکيلاتی خود را تعطيل کردند.

 ۳- تاثير کار گروهی در بثمر نشستن اهداف علمی انکارناپذير است. در واقع رشد علمی خاصيت شبکه ای دارد. دو مثال متضاد را در نظر بگيريد:‌ ۱- اگر بخواهيم آسفالت يک خيابان را بکنيم و اگر با يک کارگر اين کار يک هفته طول بکشد می توانيم هفت کارگر استخدام کنيم و کار را يک روزه تمام کنيم يعنی در اينجا قدرت ما متناسب با تعداد نفرات است. اما در يک شبکه فرضا کامپيوتری مثل اينترنت قدرت شبکه مساوی تعداد ارتباطات دو طرفه ايست که ايجاد می کند. بنابراين اگر مثلا ۱۱ نفر در شبکه باشند هر کدام می توانند با ۱۰ نفر ديگر ارتباط داشته باشند و در کل ۱۱۰ ارتباط خواهيم داشت. يعنی قابليت شبکه تقريبا بصورت توان ۲ تعداد اعضا بالا ميرود. بنظر من کارايی محيطهای علمی اعم از مدرسه و دانشگاه و شرکتهای تحقيقاتی منوط به تعداد آدمهای بااستعدادی است که در آنجا جمع شده اند. بنابراين موفقيت علمی آمريکا هم بدليل جمع آوری استعدادها از همه جای دنياست. در اين شرايط هر متخصصی که از ايران به آمريکا مهاجرت می کند بيش از آنکه فکرش را بکند به ايران ضربه زده و بيش از حد تصورش به آمريکا خدمت کرده است مگر اينکه مصلحت فوق العاده ای در بين باشد.

  
نویسنده : محمد ; ساعت ٤:۱٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ بهمن ،۱۳۸۳

اسلام و حقوق بشر

۱- امام صادق( عليه‏السلام ) : "هر مؤمني كه به قاضي يا سلطان ستمگر شكايت برد و به غير از حكم خدا درباره او دادرسي شود در اين گناه با او شريك است... [ حتي [ كسي كه فقط اسم خود را در ديوان جباران از فرزندان "فلان كس" سياه كند خداوند او را در قيامت به حالت سرگرداني محشور مي‏كند... آنها را در بناي مسجد هم ياري نكنيد... كسي كه بقاء وجود حكومت آنها را دوست بدارد از آنها محسوب مي‏شود و جايگاهش آتش خواهد بود...] بدانيد ] مشاركت در اعمال آنها و كمك نمودن به آنها و به دنبال تقاضاها و درخواستهاي آنان رفتن، هم پايه كفر است... چيزي از دنياي آنها به شما نمي‏رسد مگر آنكه به همان اندازه دينتان را به باد مي‏دهد." اگر امام در مورد همکاری با حکومت غصبی اسلامی اينطور با شدت واکنش نشون ميدن در مورد همکاری با کفار اونم از نوع حربی چه خواهند گفت؟ اگر کمک به بنی عباس برای ساخت مسجد رو هم معادل کفر دونستن کار کردن مسلمونايی که ميان اينجا و برای آمريکا کار ميکنن چه حکمی داره؟ آيا در شرايطی که در داخل کشور هم ميشه کسب علم کرد و درس خوندن در اينجا مستلزم کار کردن برای اينهاست اين کار درسته؟

۲- گفتمان حقوق بشر معتقد است انسان و حق زيستن و سلامتی و آزادی او بالاترين آرمانی است که بايد برای آن کوشش کرد. بعنوان مثال اين گفتمان با هرگونه مجازات اعدام مخالف است و هرگونه شکنجه يا آزار جسمی را مردود می شمارد. در اين راه مهم نيست انسانهای بسياری از فقر بميرند يا جامعه دچار انواع آلودگيها شود. حال آيا اسلام چنين ديدگاهی را می پذيرد؟ واقعيت اين است که اسلام برای سلامتی و کارکرد درست جامعه اهميت بسياری قايل است و به همين دليل واکنش آن به برخی مظاهر خلافکاری بسيار شديد است. بعنوان مثال اسلام حکم به قطع انگشتان دزد با برخی شرايط ميدهد و مسلما اين حکم در صدر اسلام اجرا ميشده. در صورت اجرای اين حد الهی هزينه دزدی بسيار بالا ميرفت و دزدان سابقه دار براحتی شناخته ميشدند و امنيت جامعه بسيار افزايش می يافت. يا حد زنا که در اسلام سنگسار(در مورد متاهلين) يا شلاق (مجردين) است در صورت اجرا باعث ايجاد امنيت جنسی و پاسداری حريم خانواده ميشود و يا حد شرابخواری که هشتاد ضربه شلاق است. بنابراين از منظر اسلام سعادت انسان در آخرت از آسايش اين دنيايی وی اهميت بمراتب بيشتری دارد و ديدگاه اسلام با حقوق بشر غربی کاملا متفاوت است. حقوق بشر در نهايت منجر به لغو تمامی مجازاتها و کنترلهای اجتماعی می شود و به جامعه اجازه می دهد که در آشوب اخلاقی تمام عياری غوطه ور شود بدون اينکه اراده ای برای اصلاح وجود داشته باشد. چنين جامعه ای بسرعت عناصر قدرت خود را از دست داده هيچ گاه به سلامتی و آزادی دست نخواهد يافت. بنابراين از نظر اسلام بر هر کس که آگاهی از حدود الهی و شرايط دقيق آنها دارد واجب است در صورتيکه اين کار موجب ضرر و زيانش نشود در محدوده اختيار خود حدود الهی را اجرا کند.

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۱:٥۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ بهمن ،۱۳۸۳

ورزش و استرس

هر کس مثل بنده زمانی تپش قلب داشته می دونه که يکی از بيماريهای خيلی ناراحت کننده است. قلب آدم دايم مثل وقتی که با آخرين نا ميدوی با آخرين نيرو می تپه و دايم آدم احساس ضعف و قلب-درد می کنه. نميتونه راحت بخوابه يا درس بخونه يا نماز بخونه و نميتونه تمرکز روی هيچ کاری داشته باشه. من اولين بار وقتی پشت کنکور بودم تپش قلب گرفتم و تا حدود ۳-۴ سال مشکل داشتم. وقتی اين اتفاق افتاد فکر کردم علتش روانيه و شروع کردم به مطالعه کتابهای روانشناسی مخصوصا تمام کتابهای خانم کارن هورنای روانشناس آمريکايی رو خوندم. اين کتابها روشی بنام خودکاوی رو پيشنهاد می کرد و مدعی بود استرس بعلت وجود تضادهای خيلی عميق در روح انسانه و اينکه بايدها و نبايدها و انواع غرورها علت تمام مشکلات ما هستن. شايد برای مدت ۱ سال واقعا اين روشها رو دنبال می کردم آدم بايد سعی می کرد احساسات درونيش رو بيرون بريزه و سعی نکنه هيچ چيزی رو به خودش تحميل کنه.

حتما ميتونيد حدس بزنيد که اولين نتيجه اين کار متاسفانه سست شدن اعتقادات آدمه و اصولا نتيجه دومی هم نداره! اما از چند سال پيش که بطور اتفاقی تصميم گرفتم ورزش کنم بدون اينکه اون وقت خيلی متوجه بشم مشکلم از بين رفت. واقعيتش فکر می کنم علت اينکه سال چهارم دبيرستان تپش قلب گرفتم استرس کنکور نبود بلکه علتش اين بود که ما رو تعطيل کرده بودن تا تو خونه تمام وقت درس بخونيم در نتيجه من در طول روز کوچکترين تحرکی نداشتم و قلبم بشدت ضعيف شده بود طوری که وظيفه عاديش رو هم ديگه بزحمت و با احساس ضعف شديد انجام ميداد. بنابراين به شما هم توصيه ميکنم برای احساس شادابی و سلامتی و تمرکز حتما ورزش کنيد. کافيه مثلا روزی ۵ دقيقه بدويد يا چند تا شنا يا بشين پاشو بريد خلاصه يجوری به قلب و سيستم تنفسی تون فشار شديد وارد کنيد البته مواظب باشيد سرما نخوريد!

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ بهمن ،۱۳۸۳

ترافيک

يکی از بچه ها که تازگی بعد از چند سال رفته بود ايران از کارهايی که شهردار برای روان شدن ترافيک انجام داده تعريف می کرد. مثلا ازينکه چراغ قرمز سر شهربازی حذف شده. وقتی که شورای جديد تازه انتخاب شده بود اعلام کرد که ظرف ۴۵ روز تمام چاله های تهران پر می شود! ناگفته پيداست که اصلاح طلبان از خنده غش کردن! اما من که هر روز تو مسيرم از خونه به دانشگاه از دهها چاله رد ميشدم می ديدم که هر روز بعضی ازونا علامت می خورد و چند روز بعد اصلاح ميشد. شورا حرفشو عملی کرد. از وقتی هم که شهردار اومد واقعا اقدامات وسيعی در سراسر تهران شروع شد مثلا جلوی کوچه ما يه پل هوايی قديمی بود که چون عرضش کم بود يه گلوگاه برای خيابون شده بود و ترافيک شديدی ايجاد می کرد. ظرف چند ماه پل رو برداشتن تمام جدول بنديها رو عوض کردن و پل جديدی درست کردن. سرعت کار واقعا محسوس بود.

حل مساله ترافيک نيازمند مديريت تحولگراست. ۳-۴ سال پيش روزنامه همبستگی انتقادات گزنده ای رو متوجه صنعت خودروسازی کرده بود و هدفش هم کاهش توليد خودرو بود البته با اينکه اصغرزاده عضو شورا بود عملا کار مهمی صورت نداد و من چند وقت بعد وقتی يه آگهی نيم صفحه ای ايران خودرو رو توی صفحه اولش ديدم فهميدم که خودروسازها چه قدرتی دارن. اونا استدلال ميکنن که افزايش توليد باعث ايجاد عدالت ميشه چون همه صاحب خودرو ميشن اما بنظر من اين کار با دامن زدن به ترافيک باعث ميشه حتی اتوبوس سواران هم مشکل پيدا کنن و بيشتر به ظلم بالسويه شبيهه.

اتفاق جالب ديگه ای که تو ايران افتاده افزايش شديد موتور سوارانه که مصداق بهتری برای عدالته. موتور ترافيک ايجاد نميکنه سوخت کمی مصرف ميکنه هوا رو کمتر آلوده ميکنه ارزونه و همه مخصوصا جوانان که فقرای واقعی هستن امکان خريدشو دارن. البته سروصداش گاهی زياده و بدليل استفاده نادرست بسيار خطرناکه. موتور باعث شده صنعت حمل و نقل سريع بار و مسافر در ايران رونق زيادی پيدا کنه و در حال حاضر تنها پادزهر ترافيکه. يه شغل آبرومندانه برای بسياری از جوانان و باعث کاهش بسياری از سفرهای غيرضروری درون شهری با استفاده از پيک بوده. حتی برای خودش نهادهايی شبيه تاکسی سرويسها رو بوجود آورده و کاملا قانونمنده. بنظر من سيستم حمل و نقل در تهران واقعا پيشرفته تر و پيچيده تره از اين روستايی که ما توش زندگی ميکنيم. بارها شده که مجبور شدم بخاطر نداشتن ماشين و مثلا جا موندن از اتوبوس کلی منتظر بمونم يا تو سرما پياده برم! يادمه يبار که تو تهران هوا بارونی و ترافيک سنگين شده بود اتوبوس به يه خيابونی رسيد (فاطمی؟) که ترافيکش خيلی شديد بود. بعد از کمی صبر موتوريا اومدن توی پياده رو و تعدادی از مسافرا هم پياده شدن و از اون گره ترافيکی با موتور رد شدن. 

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ بهمن ،۱۳۸۳

مقاله

۱-  چند روز پيش استاد ايميل يه دانشجو از ايران رو برامون فرستاد. ديدم طرف تو ISIT که بعد از IT سطح بالاترين جا برای مقاله دادنه مقاله داره! تازه طرف ليسانسش يه جايی بنام دانشگاه ايران (مهندسی) و فوقش تهران بوده!  شديدا حسوديم شد چون من با اينکه شريف درس خوندم هيچ وقت نتونستم يه مقاله حتی تو کنفرانسهای داخلی بدم! جالب اينجا بود که موضوع کارش تشخيص مدولاسيون بود دقيقا مثل من. در نتيجه من کاملا متحول گشتم و برام مفهوم شد که دوره دکترای دانشگاههای سراسری تهران کاملا خوبه. قبلا فکر می کردم فقط شريف به دکترا خوندن می ارزه.

۲- « مقابله با ظلم » وظيفه اي نيست كه در مرزها , محدود شود و اسلام , امنيت نظام را تنها در داخل مرزها , به رسميت نمي شناسد , بلكه ديگران را از فراسوي مرزها به صحنه تقابل فرا مي خواند و حتي كساني كه حاضر به حضور در صحنه قتال براي نجات مستضعفان نباشند , مورد مواخذه قرار مي گيرند : ما لكم لا تقاتلون في سبيل الله و المستضعفين من الرجال والنسا والولدان (نسا 75 ) از اين رو مسلمانان موظفند فرياد دادخواهي هم كيشان خود را بدون پاسخ نگذارند و ان استنصروكم في الدين فعليكم النصر (انفال 72 ) بر اين اساس است كه شهيد مطهري مي گويد :
« ممكن است طرف با ما نخواهد بجنگد , ولي مرتكب يك ظلم فاحش نسبت به يك عده افراد انسانها شده است . و ما قدرت داريم آن انسانهاي ديگر را كه تحت تجاوز قرار گرفته اند نجات بدهيم , در اينجا هم جهاد واجب است » (جهاد ص 29 )

۳-  چند روز پيش استاد يه مقاله JSAC رو بهم داده برای داوری. راجع به MIMO هستش. هر چی بهش می گم من اصلا از اين موضوع سررشته ای ندارم قبول نمی کنه و تازه بعنوان رييس به من دستور داده که اين مقاله رو داوری کنم. میگه بخون ياد می گيری! خلاصه اينجا خيلی بی در و پيکره. بر و يچه هايی که مقاله هاشون پذيرفته نميشه زياد نگران نباشن خيلی از مقاله ها اينجا از طريق رابطه پذيرفته ميشه يا از روی اسم استاد. در حاليکه تو ايران استادم فقط مقاله هايی که دقيقا در راستای کارم بود رو بهم برای داوری ميداد و من می تونستم با يه نگاه بفهمم طرف چيکار کرده.

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ بهمن ،۱۳۸۳

مناظره

روز ديگر به حضور امام صادق (ع ) براى مناظره آمد, ديد گروهى در مجلس آن حضرت حاضرند, نزديك امام آمد و خاموش نشست . <گويا آمده اى تا به بررسى بعضى از مطالبى كه بين من و شما بود بپردازى >. آرى به همين منظور آمده ام اى پسر پيغمبر! از تو تعجب مى كنم كه خدا را انكار مى كنى , ولى گواهى مى دهى كه من پسر پيغمبر هستم و مى گويى اى پسر پيغمبر! عادت , مرا به گفتن اين كلام , وادار مى كند. پس چرا خاموش هستى ؟ شكوه و جلال شما باعث مى شود كه زبانم را ياراى سخن گفتن در برابر شما نيست , من دانشمندان و سخنوران زبردست را ديده ام و با آنها هم سخن شده ام , ولى آن شكوهى كه از شما مرا مرعوب مى كند, از هيچ دانشمندى مرا مرعوب نكرده است . اينك كه تو خاموش هستى , من در سخن را مى گشايم , آنگاه به او فرمود: <آيا تو مصنوع (ساخته شده ) هستى يا مصنوع نيستى ؟>. من ساخته شده نيستم . بگو بدانم , اگر ساخته شده بودى , چگونه بودى ؟ مدت طولانى سردرگريبان فرو برد و چوبى را كه در كنارش بود دست به دست مى كرد, و آنگاه (چگونگى اوصاف مصنوع را چنين بيان كرد) دراز, پهن , گود, كوتاه , با حركت , بى حركت , همهء اينها از ويژگيهاى چيز مخلوق و ساخته شده است . اگر براى مصنوع (ساخته شد) صفتى غير از اين صفات را ندانى , بنابراين خودت نيز مصنوع هستى و بايد خود را نيز مصنوع بدانى , زيرا اين صفات را در وجود خودت , حادث شده مى يابى .

از من سؤالى كردى كه تاكنون كسى چنين سؤالى از من نكرده است و در آينده نيز كسى اين سؤال را نمى كند. فرضاً بدانى كه قبلاً كسى چنين پرسشى از تو نكرده , ولى از كجا مى دانى كه در آينده كسى اين سؤال را از تو نپرسد؟, وانگهى تو با اين سخنت , گفتارت را نقض نمودى , زيرا تو اعتقاد دارى كه همه چيزاز گذشته و حال و آينده , مساوى و برابرند, بنابراين چگونه چيزى را مقدم و چيزى را مؤخر مى دانى و در گفتارت , گذشته و آينده را مى آورى . توضيح بيشترى بدهم , اگر تو يك هميان پر از سكهء طلا داشته باشى وكسى به تو بگويد در آن هميان سكه هاى طلا وجود دارد, و تو در جواب بگوئى نه , چيزى در آن نيست , او به تو بگويد: سكه طلا را تعريف كن , اگر تو اوصاف سكه طلا را ندانى , مى توانى ندانسته بگويى , سكه در ميان هميان نيست . نه , اگر ندانم , نمى توانم بگويم نيست . درازا و وسعت جهان هستى , از هميان , بيشتر است , اينك مى پرسم شايد در اين جهان پهناور هستى , مصنوعى باشد, زيرا تو ويژگيهاى مصنوع را از غير مصنوع نمى شناسى . وقتى كه سخن به اينجا رسيد, ابن ابى العوجاء, درمانده و خاموش شد, بعضى از هم مسلكانش مسلمان شدند و بعضى در كفر خود باقى ماندند.

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ بهمن ،۱۳۸۳

تبليغات جنگ

جرج بوش: در صورتيکه ايران اقدامات بيشتری در بحران هسته ای انجام ندهد حمله نظامی اجتناب ناپذير خواهد بود.

 جنگ روانی آمريکا بدنبال هموارسازی راه برای يک حمله موفقيت آميز به ايران است. اين هدف عمدتا از راه ترديدافکنی در مورد نيات آمريکا در افکار عمومی دنيا و ايران و در عين حال حفظ اراده مستحکم در حلقه تصميم گيران اصلی بدست می آيد. مهمترين استراتژی آمريکا پيروی از يک الگوی نوسانی در تبليغات عليه ايران است. اين تبليغات دارای دوره تناوب حدودا ۳ هفته ای است و دايما از جنگ تا راه دیپلماتيک تغيير می کند. اين روش باعث می شود که مردم دچار سردرگمی بشن و توانايی تصميم گيری مطابق با واقعيات را از دست بدهند. در اين مورد می توان گفت:

۱-  حمله به ايران و کره شمالی (اعضای باقيمانده محور شرارت بوش) کاملا قطعی است. آمريکا از اين لحظه تاريخی که از نظر نظامی بی رقيب است کمال استفاده را خواهد برد و در اين راه نه از بمبهای کره باکی دارد نه از شهادت طلبی. آمريکا اراده خود برای تسخير جهان را با مداخله آشکار در گرجستان و اوکراين به اثبات رساند.

۲-  اين حمله همه جانبه و هوايی-زمينی و شامل اشغال خواهد بود. صدها هزار نفر به شهادت خواهند رسيد (عراق دويست هزار). بخش مهمی از زيرساختها نابود شده يا به غارت خواهند رفت.

۳-  زمان حمله:‌ وقتی دولت جديد بوش اندکی جا بيفتد و آموزش ارتش عراق برای جايگزينی نيروهای آمريکايی تکميل شود. در حدود تابستان.

۴-   استراتژی آمريکا در تبليغاتش ۲ گام به پيش ۱ گام به پس است.

۵-  آمريکا دايما خود را ناتوان نشان می دهد تا در طرف مقابل احساس قدرت کاذب پديد آورد. تبليغات گسترده مطبوعات آمريکا در مورد گير افتادن آمريکا در باتلاق عراق برای فريب ايران است.

۶-  هدف از مذاکرات تحقير حکومت و پايين آوردن هيبت آن بوسيله دادن امتيازهای مکرر است. آنها واقعا نگران بمب اتمی نيستند بيشتر نگران غرور ما هستند.

  
نویسنده : محمد ; ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ بهمن ،۱۳۸۳